تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر پزشکی قانونی
پنجشنبه 17 اسفند 1391  09:13

چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۰۰
به گزارش خبرنگار ما، كاكلی، نماینده دادستان تهران در دفاع از كیفرخواست به هیئت قضایی شعبه ۷۱ دادگاه كیفری استان تهران گفت: صبح روز هفدهم تیرماه سال ۸۹، مأموران پلیس از كشف جسد مردی اطراف منطقه تهرانپارس باخبر شدند. بررسی‌های تیم جنایی نشان داد جسد متعلق به كارمند بانكی به نام محمد است كه بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردنش فوت شده است. بعد از شناسایی جسد، مأموران پلیس از همسر او كه فرزانه نام داشت، تحقیق كردند. او گفت: شوهرم امروز مثل همیشه از خانه بیرون رفت تا به محل كارش در بانك برود اما از مرگ او با خبر شدم. مأموران سپس به ردیابی تماس‌های فرزانه پرداختند و متوجه شدند وی با مرد ۳۷ساله‌ای به نام بهرام رابطه دارد. بنابراین فرزانه دوباره مورد بازجویی قرار گرفت و گفت چند سال است كه با بهرام رابطه دارم. او به من پیشنهاد داد تا شوهرم را از سر راه برداریم. من اول مخالفت كردم اما سرانجام قبول كردم و با كمك بهرام برای قتل شوهرم دو آدمكش به نام‌های محسن - ۳۶ساله و احمد - ۲۶ساله كه هر دو معتاد هستند، اجیر كردم و قرار شد بعد از قتل شوهرم ۱۰۰ میلیون به آنها پرداخت كنیم. آنها هم قبول كردند و شوهرم را به قتل رساندند اما من پولی نداشتم كه به آنها بدهم.
بعد از اقرارهای فرزانه، بهرام، محسن و احمد بازداشت شدند و در بازجویی‌ها حرف‌های فرزانه را تأیید كردند. نماینده دادستان گفت: برای محسن و احمد به اتهام مباشرت در قتل و برای بهرام و فرزانه به عنوان معاونت در قتل درخواست مجازات دارم. سپس پدر، مادر و دختر مقتول به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و درخواست قصاص كردند. دختر مقتول گفت: پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند اما من نمی‌دانستم كه مادرم با بهرام رابطه دارد.
قاضی عزیزمحمدی سپس احمد را به جایگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و گفت: من نمی‌دانستم كه بهرام و فرزانه با هم رابطه دارند. آنها به من گفته بودند كه مسئله‌شان ناموسی است، به خاطر همین من قبول كردم تا محمد را به قتل برسانم. محمد مرد قوی هیكلی بود و من به تنهایی نمی‌توانستم مرتكب قتل شوم، به خاطر همین موضوع را با محسن در میان گذاشتم و قرار شد به صورت شراكتی محمد را به قتل برسانیم. متهم ادامه داد: روز حادثه مطابق نقشه‌ای كه فرزانه طراحی كرده بود، با ماشین منتظر محمد ایستادیم و او را كه در حال رفتن به سر كار بود، به عنوان مسافر سوار كردیم. در بین راه ناگهان به او حمله كردیم و طنابی به دور گردنش انداختیم. یك سر طناب را من گرفتم و یك سر آن را محسن گرفت و آن‌قدر فشار دادیم تا اینكه فوت شد. متهم گفت: حالا از كاری كه كرده‌ام پشیمان هستم. بعد از حادثه، فرزانه و بهرام به وعده خودشان عمل نكردند. او یك بار ۳۸ هزار تومان و یك بار هم ۱۵ هزار تومان به من پول داد.
سپس محسن در جایگاه حاضر شد و اتهام خودش را قبول كرد. او گفت: من قبول دارم كه به احمد كمك كرده‌ام اما وقتی من سر طناب را كشیدم، محمد فوت شده بود.
فرزانه هم اتهام خودش را قبول كرد و گفت من ۱۰ سال بود كه با بهرام رابطه داشتم. البته من شوهرم را دوست نداشتم، چون او همیشه مرا اذیت می‌كرد اما مستحق مرگ نبود. متهم ادامه داد: بهرام مرا فریب داد و مجبورم كرد تا دست به قتل شوهرم بزنم. بهرام هم به دادگاه گفت: بعد از اینكه با فرزانه آشنا شدم، به من گفت كه شوهرش او را اذیت می‌كند. او دروغ می‌گوید كه من او را مجبور كردم، چون خودش به مرگ شوهرش راضی بود.


میلاد حمیدی:

باز هم زن خیانتکار، زنان خیانتکار زمان آن رسیده که جامعه بدانند زنان آنطور که در اذهان جا افتاده مظلوم نیستند!

خیانت و قتل...

منع: روزنامه جوان


نظرات()   
   
پنجشنبه 26 بهمن 1391  09:05
نوع مطلب: (اخبار ،) توسط: میلاد حمیدی

در اولین محاكمه مردی به نام رضا كه متهم است ۲۴ مردادماه دو سال قبل همسرش را در ورامین به قتل رسانده در شعبه ۱۱۳ دادگاه كیفری استان تهران حادثه را شرح داد.
ابتدای جلسه نماینده دادستان تهران از كیفرخواست دفاع كرد و گفت: روز حادثه پیكر بی‌جان زنی را به یكی از بیمارستان‌های ورامین منتقل كردند. پزشكان بعد از معاینه او گفتند كه زن جوان به دلیل اصابت ضربات شدیدی كه به بدن او وارد شده، دچار خونریزی داخلی و فوت شده است. مأموران پلیس هم كه با تماس پزشكان در جریان حادثه قرار گرفته بودند، به بیمارستان آمدند و شوهر مریم را بازداشت كردند. او در اولین بازجویی‌ها گفت: چند روز قبل وقتی به خانه آمدم، فهمیدم مریم زخمی شده است. او به من گفت وقتی من در خانه نبودم چند غریبه به خانه ریختند و بعد از اینكه به او تعرض كردند، او را كتك زدند. امروز هم حالش بد شد و او را به بیمارستان منتقل كردم. مأموران پلیس ادعای رضا را قبول نكردند و دوباره از او بازجویی كردند و او اتهام قتل را قبول كرد و گفت: همسرم با چند مرد غریبه رابطه داشت به خاطر همین من او را به قتل رساندم. نماینده دادستان متهم را گناهكار دانست و گفت: تنها وارث متهم، دختری یك ساله است و رئیس قوه قضایی به عنوان ولی قهری از سوی كودك خردسال درخواست قصاص كرده است.
متهم در دفاع از خودش به قضات دادگاه گفت: من در بازجویی‌ها به قتل همسرم اقرار كردم اما اتهام خودم را قبول ندارم. همسرم با چند مرد غریبه رابطه داشت و آنها او را به قتل رسانده‌اند.
رضا در توضیح ماجرا گفت: وقتی با مریم آشنا شدم، باردار بود. البته او شوهر نكرده بود و گفت مردی كه با او بوده، حالا تركش كرده و از او خبر ندارد. مریم دنبال پزشكی می‌گشت تا بچه را سقط كند. من او را به خانه‌ام بردم و پناهش دادم. دلم به حالش سوخت و با او ازدواج كردم. بعد هم با هم نزد پزشك رفتیم تا بچه را سقط كند. پزشك بعد از معاینه گفت روح در بچه دمیده شده و اگر سقط شود، قتل محسوب می‌شود. به مریم اصرار كردم بچه را نگه دارد و بعد از تولدش با هم او را بزرگ می‌كنیم. او هم قبول كرد و زمانی كه دخترش متولد شد، زندگی خوبی داشتیم.
متهم ادامه داد: من و مریم هر دو مصرف‌كننده مواد بودیم. او یك روز به خانه آمد و گفت می‌خواهد بچه را به بهای ۳۵میلیون تومان به پزشكی كه ۱۷ سال قبل ازدواج كرده و بچه‌دار نمی‌شود، بفروشد. من هم نتوانستم مانع خواسته‌اش بشوم، چون هیچ حقی نسبت به بچه او نداشتم. تا اینكه یك روز وقتی به خانه آمدم، دیدم همسرم وضعیت خیلی بدی دارد. همسرم گفت مردی به نام محسن همراه چند نفر دیگر به خانه آمده و به او تعرض كرده‌اند. من به پلیس خبر دادم و از محسن و دوستانش شكایت كردیم. مأموران هم متهمان را بازداشت كردند. روز دادگاه همسرم خواست از محسن اعلام رضایت كند. مریم به قاضی گفت كه محسن مرد شروری است و از او می‌ترسد. چند روز بعد محسن در زندان با زندانیان درگیر و كشته شد.
متهم در ادامه به قضات گفت: چند روز بعد از آن ماجرا، همسرم ناپدید شد. من هر جا را كه می‌شناختم به دنبالش رفتم اما او را پیدا نكردم تا اینكه پدرم او را در حالی كه وضع بعدی داشت، كنار خیابان پیدا كرده و به خانه آورده بود. مریم گفت همراه چند مرد به تفریح رفته بود كه آنها به او تعرض كرده بودند. من هم عصبانی شدم و او را كتك زدم. بعد هم به آشپزخانه رفتم و مشغول درست كردن شام شدم. همان موقع بچه شروع به گریه كرد. من هم رفتم تا بچه را آرام كنم اما دیدم كه مریم غش كرده است و از دهانش كف خارج می‌شود. بعد هم او را به بیمارستان منتقل كردم.
قاضی همت‌یار از متهم سؤال كرد: پزشكی قانونی زمان مرگ را دو روز قبل از انتقال به بیمارستان اعلام كرده است. متهم گفت: من از اعلام نظر پزشكی قانونی چیزی درك نمی‌كنم و نمی‌دانم آنها برای چه این نظر را اعلام كرده‌اند. هیئت قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهم وارد شور شدند.

 

منبع: روزنامه جوان 26 دی 1391


نظرات()   
   

رابطه پنهانیرابطه پنهانی و غیر اخلاقی منجر به قتل شوهر شد

به گزارش خبرنگار روزنامه جوان ، شامگاه چهارم مهرماه سال گذشته مأموران پلیس پاكدشت از كشف جسد مرد جوانی داخل یك وانت پیكان در حاشیه شهر با خبر شدند. بررسی‌ها نشان داد، راننده وانت در حالی كه پشت فرمان نشسته بود بر اثر اصابت یك ضربه چاقو به گردنش فوت شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بررسی‌های بیشتر نشان داد جسد متعلق به مردی به نام نایب است. همسر او- شیوا- بعد از شناسایی جسد شوهرش گفت: نایب میوه فروش بود و با وانت در اطراف شهر میوه‌فروشی می‌كرد. عصر روز حادثه از خانه بیرون رفت و تا هنگام كشف جسد از او خبری نداشتم.
در شاخه دیگری از تجسس‌های جنایی، شماره تلفن‌همراه همسر مقتول ردیابی شد تا اینكه مأموران به پیامك‌های عاشقانه كه از سوی پسر جوانی به نام همت برایش ارسال شده بود، مظنون شدند. بنابراین شیوا برای دومین بار مورد بازجویی قرار گرفت. او به مأموران گفت: مدتی قبل با همت آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و مدتی با هم رابطه پنهانی داشتیم. مدتی كه گذشت، همت از من خواست شوهرم را به قتل برسانیم و بعد با هم ازدواج كنیم. شب حادثه بعد از اینكه شوهرم با وانت از خانه خارج شد، همت در مسیر به بهانه‌ای سوار ماشین او شد و شوهرم را به قتل رساند.
بعد از اقرار‌های شیوا، مأموران همت را دستگیر كردند. او در اولین بازجویی‌ها اتهام قتل را قبول كرد و گفت: بعد از اینكه با شیوا آشنا شدم به او علاقه پیدا كردم. ما چند بار با هم رابطه داشتیم و برای رسیدن به او تصمیم به قتل شوهرش گرفتم تا اینكه شب حادثه مطابق نقشه او را به قتل رساندم. بعد از انجام تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱۳ دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه شریفی، نماینده دادستان تهران گفت: برای همت به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و برای شیوا به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع درخواست مجازات قانونی دارم.
بعد از اینكه اولیای دم خواسته خودشان را قصاص عنوان كردند، قاضی محمدسلطان همت یار متهم را به جایگاه دعوت كرد. همت گفت: من اتهام‌های خودم را قبول ندارم. اما قبول دارم كه شیوا را می‌شناختم و بعد از اینكه شماره تلفن همراهش را به دست آوردم با او رابطه تلفنی داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم. متهم ادامه داد: من در اولین بازجویی‌ها تحت فشار پلیس اقرار به قتل كردم به طوری كه پایم مجروح شد. قاضی همت یار گفت: شما به كمیسیون ویژه پزشكی قانونی معرفی شده‌اید. پزشكان بعد از معاینه شما اعلام كرده‌اند كه درد پایتان به خاطر بیماری می‌باشد و ضربه‌ای به آن وارد نشده است.
متهم در توضیح شب حادثه گفت: آن شب من داشتم از محل عبور می‌كردم. دیدم كه وانت پیكانی به طور مرموزی كنار جاده پارك شده است. وقتی به آن نزدیك شدم دیدم راننده كنار ماشین افتاده و زخمی شده است. با زحمت او را سوار ماشینش كردم و خودم پشت فرمان نشستم تا او را به بیمارستان ببرم. هرچه تلاش كردم، ماشین او روشن نشد و حال وی هم بدتر شد. به خاطر همین ترسیدم و فرار كردم.
قاضی سؤال كرد: بعد از اینكه شما را بازداشت كردند جراحتی روی دست شما كشف شده كه نشان می‌دهد هنگام درگیری روی داده است. متهم گفت: من هنگام كار كردن دستم زخم شده بود. قاضی سؤال كرد: اگر مرتكب قتل نشدی چرا صحنه جرم را بازسازی كردی؟ متهم جواب داد: قبول دارم كه در صحنه بازسازی به قتل اقرار كرده‌ام. آنجا گفتم كه با چاقو یك ضربه به مقتول زدم اما حالا حرف خودم را پس می‌گیرم. در ادامه قاضی شیوا را به جایگاه دعوت كرد. او اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع با همت را انكار كرد. شیوا گفت من قبول دارم كه با همت به صورت تلفنی رابطه داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم اما برای قتل شوهرم توطئه نچیدم.
قاضی همت یار بعد از شنیدن دفاعیات متهمان و وكلای آنها، ختم جلسه را اعلام كرد و با اعضای دادگاه- رستمی، قاسمی، عرب و قادری- وارد شور شد.

 

منبع: روزنامه جوان پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱


نظرات()   
   

به گزارش «جام جم»، رسیدگی به این پرونده هنگامی آغاز شد كه كارآگاهان جنایی آگاهی استان خراسان رضوی روز 17 دی سال گذشته با شكایت زنی، در جریان گم شدن شوهرش قرار گرفتند.

زن شاكی در این ارتباط به پلیس گفت: شوهرم پس از خروج از خانه دیگر بازنگشت. تلفن همراهش نیز خاموش بود و جستجوهای من و خانواده ام برای پیدا كردن او بی نتیجه ماند.

كشف جسد سوخته در جاده

در حالی كه جستجو برای پیدا كردن مرد گمشده ادامه داشت، ماموران هنگام گشتزنی در جاده طرقبه، جسد نیمه سوخته مردی را در حاشیه جاده كشف و با هماهنگی قضایی به پزشكی قانونی منتقل كردند. ماموران در ادامه با بررسی پرونده های افراد گمشده در مركز پلیس متوجه شدند مشخصات جسد سوخته با مردی كه همسرش گم شدن او را به پلیس آگاهی استان خراسان رضوی گزارش داده، مطابقت دارد.

ارتباط با غریبه

با مشخص شدن این موضوع، هویت مقتول از سوی زن شاكی شناسایی و به این ترتیب پرونده وارد مرحله جدیدی شد و كارآگاهان جنایی آگاهی استان خراسان رضوی تحقیقات ویژه ای را برای دستگیری قاتل فراری آغاز كردند.

ماموران در ادامه اطلاعاتی به دست آوردند كه نشان می داد مقتول با همسرش اختلاف داشته و همسایگان بارها شاهد دعوای آنها بوده اند. بنابراین رفت و آمدهای زن مقتول را زیر نظر گرفتند تا این كه او را چند بار هنگام ملاقات با مردی غریبه مشاهده كردند. در پی این موضوع، همسر مقتول با هماهنگی قضایی به عنوان تنها مظنون پرونده روز دوشنبه هفته گذشته دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد. وی در بازجویی ادعا كرد قاتل شوهرش را نمی شناسد تا این كه چند روز بعد زن متهم اعتراف كرد كه در مرگ شوهرش نقش داشته است.

اعتراف به همدستی با قاتل

زن متهم در این باره گفت: من و شوهرم با هم اختلاف داشتیم و می خواستم طلاق بگیرم، اما او مخالفت می كرد. در جریان این اختلاف ها، یك روز با مردی غریبه آشنا شدم و ارتباط پنهانی مان شكل گرفت.

متهم یادآور شد: با بالا گرفتن اختلاف میان من و شوهرم، نقشه قتل او را طراحی و با همدستی مرد غریبه عملی كردم.

متهم افزود: شب 16 دی سال گذشته طبق نقشه مرد غریبه به خانه ام آمد. او به محض ورود، با میله آهنی به شوهرم حمله ور شد و او را به قتل رساند.

متهم اضافه كرد: پس از جنایت، جسد شوهرم را درون پارچه ای پیچیده و با خودرو به بیابان های اطراف طرقبه بردیم و همانجا جسد را به آتش كشیده و متواری شدیم.

متهم ادامه داد: قرار بود راز این جنایت را فاش نكنیم تا بعد از چند ماه در شهر دیگری با عامل جنایت ملاقات كنم.

دستگیری قاتل و كشف خودروی دزدی از وی

سرهنگ بیدمشكی، رئیس پلیس آگاهی استان خراسان رضوی در این باره گفت: با اعتراف زن متهم، همدست وی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و 19 فروردین امسال دستگیر شد.

وی افزود: در بازرسی از خانه متهم، خودروی پژوی مسروقه متعلق به مقتول نیز كشف و ضبط شد. متهم به قتل در مواجهه حضوری با زن مقتول اعتراف كرد كه با همدستی وی شوهرش را كشته و جسد را سوزانده است.

سرهنگ بیدمشكی یادآور شد: متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند. تحقیقات تكمیلی از این 2 متهم ادامه دارد تا بزودی آنها صحنه جنایت را بازسازی كنند.

قتل مرد جوان در خیابان

گزارش دیگری هم حاكی است، بعدازظهر پنجشنبه گذشته مردی در تماس با مركز فوریت های پلیسی 110 شهرستان ساوه از درگیری میان 2 جوان در خیابان كارگر این شهر خبر داد.

ماموران به سرعت به محل حادثه عزیمت و مشاهده كردند مردی 26 ساله با ضربه چاقو زخمی شده است.

مرد زخمی به بیمارستان مدرس منتقل شد ولی وی بر اثر شدت خونریزی جان باخت. در پی این حادثه با هماهنگی قضایی جسد مرد جوان به پزشكی قانونی انتقال یافت. ماموران با حضور در محل حادثه و تحقیق از همسایه ها متوجه شدند مقتول با جوانی درگیر و به دست وی كشته شده است. با مشخصاتی كه از قاتل فراری به دست آمد، محل سكونت وی شناسایی شد.

ماموران با عزیمت به خانه متهم فراری، متوجه شدند عامل جنایت پیش از حضور آنها فرار كرده است.

جستجوها در این باره ادامه یافت تا این كه مخفیگاه قاتل فراری در شهرستان قم شناسایی شد.

دستگیری متهم فراری در قم

سرهنگ رفیعی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مركزی در این باره گفت: ماموران با نیابت قضایی به شهرستان قم اعزام شدند و عامل جنایت را در بوستانی دستگیر كردند.

رفیعی افزود: با انتقال متهم به پلیس آگاهی ساوه، وی در بازجویی اعتراف كرد در پی اختلاف های قبلی با مرد جوان، وقتی او را در خیابان دیده، با وی درگیر شده و مرد جوان را با چاقو زخمی و فرار كرده و گمان نمی برده او كشته شده است.

بنابراین گزارش، متهم به قتل با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد.

 

میلاد حمیدی:

همچنان جنایات زنان ادامه دارد و مثل همیشه شاهد بسته شدن چشم ها بر این جنایات هستیم و معصوم دانستن زنان همچنان در اوج زنگرایی ادامه دارد.

هیچ کس باور نکرده که وضع قوانین و حمایت های بیش از حد از زنان ، زمینه را برای ظلم و سوء استفاده های آنها و بیشتر شدن انگیزه های خیانت و نابودی خانواده فراهم می کند و منجر به تضییع حقوق مردان و نابودی خود و زندگی آنان می گردد!

هر روز شاهد زنانی هستیم که بخاطر خود خواهی و هوسبازی خود تقاضای طلاق و مهریه های چند صد میلیونی خود را می کنند و مرد بیچاره به تاوان عشق و دوست داشتن و حفظ زندگی اش باید طعم خیانت و مرگ ,  زندان و یا محرومیت اجتماعی را بچشد!



نظرات()   
   

همسر مقتول پس از ماجرای قتل برای پنهان کاری با فردی در سنندج تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد با تماس تلفنی به مادر علی بگوید که علی سالم است.

قتل شوهر به شیوه شیطانی

 به نقل از فارس از زرند، خانمی به نام ص-غ به همراه مادر شوهرش با مراجعه به پلیس آگاهی شهرستان زرند از مفقود شدن شوهرش خبر داد و اظهار داشت: همسرم به نام ع - ج گفت، تصمیم دارم با یکی از دوستانم برای انجام کاری به تهران بروم.

 وی افزوده است: مقتول در تاریخ 27 آبان ماه یک پتو از خانه برداشته و حدود ساعت 9 شب یک خودرو دنبالش آمده و از منزل به قصد تهران خارج و صبح روز بعد هر چه با او تماس گرفته شده گوشی‌اش خاموش بوده و حالا نگران شوهرش است. 

از طرفی مادر مقتول نیز به پلیس گفت: چند روز بعد از مفقود شدن فرزندم فردی ناشناس یک مرتبه از سنندج با من تماس گرفته و اعلام کرده که نگران فرزندت نباشید، پیش ما سالم است و تلفن را قطع کرد. در نهایت در ششم آذر ماه در این ارتباط پرونده‌ای تشکیل و با دستور قضایی موضوع تحت بررسی قرار گرفت، این در حالی بود که همسر مقتول پس از ماجرای قتل برای پنهان کاری با فردی در سنندج تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد با تماس تلفنی به مادر علی بگوید که علی سالم است.

بنا به اظهارات دایی مقتول نیز ظهر 16 آذر ماه جاری فردی ناشناس از تلفن همگانی شهرستان زرند با وی تماس گرفت و گفت: من می‌خواهم کمکتان کنم، می‌دانم شما خیلی اذیت شدید مگر علی گم نشده است من می‌دانم چه طور شده یکی از دوستان نزدیکش این بلا را به سرش آورده و علی کشته شده و در چاهی در حوالی ملک‌آباد و حمیدیه انداخته شده است.

پس از مراجعه دایی مقتول به پلیس آگاهی، تیم آگاهی و آتش‌نشانی به محل اعلام شده از سوی فرد ناشناس اعزام و پس از چند ساعت جستجو در بیابان‌های اطراف حمدیه  نهایتا در ساعت پنج عصر چاه مورد نظر به دلیل بوی تعفن شناساییی و با توجه به تاریکی هوا روز بعد عملیات بیرون آوردن جسد از چاه را آغاز کردند و نهایتاً پس از شش ساعت تلاش جسد مقتول را از درون چاه در پتو بیرون آوردند.

پس از شناسایی هویت مقتول جسد در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت و با دستور قاضی علی‌اکبر عباس‌تبار توسط تیمی از کارآگاهان منطقه انتظامی شهرستان زرند عملیات شناسایی برای دستگیری قاتل یا قاتلان آغاز که قاتل در کمتر از 15 ساعت شناسایی و دستگیر شد. 

ماموران در بررسی‌های اولیه به همسر علی مظنون شدند و با اظهارات ضد نقیض وی مواجه شدند که پس از چند ساعت بازجویی نهایتا از سوی همسر مقتول راز قتل شوهرش فاش شد و لب به اعتراف گشود.

وی  در بازجویی خود گفت: هشت سال با همسرم زندگی می‌کردم و از دو سال بعد از ازدواج اختلافات بین ما آغاز  شد، وی با دختران و ... دوست بوده و همه چیز را برایم تعریف می‌کرد که از این موضوع بسیار ناراحت بودم و نهایتا تصمیم به طلاق گرفتم که با مخالفت خانواده‌ام مواجه شدم.

چند ماه قبل با پسر جوان 28 ساله‌ای به نام ح - الف از طریق تماس تلفنی آشنا شدم و از او خواستم که کمکم کند تا شوهرم را از سر راهم بردارم که نهایتا تصمیم گرفتیم با قرص خواب‌آور وی را بکشیم. 

همسر مقتول تصریح کرد: تا اینکه در فرصتی مناسب در حالی که شوهرم در تاریخ 27 آبان ماه ساعت 20 به خانه آمد و فقط من و فرزند چهار ساله‌ام در خانه بودیم که شوهرم گفت، خسته‌ام چای برام تهیه کن و بلافاصله چای دم کردم و قرص‌های آرد شده را داخل چای ریختم و کمی هل هم اضافه کردم که طعم آن عوض شود و پس از اینکه چای را صرف کرد به خواب عمیق فرو رفت و همچنین کمی قرص هم به فرزندم دادم که او از خواب بیدار نشود.

وی گفت: بلافاصله با ح - الف تماس گرفتم و گفتم همسرم به خواب رفته، وی آمد و با کمک هم دست و پای او را بستیم و پلاستیکی بر سر او کشیدیم و با  بستن یک شال دور گردنش او را خفه و جسد را داخل پتو انداختیم و در ساعت 23 شب جسد را به چاههای اطراف روستای حمیدیه در فاصله حدود 17 کیلومتری جنوب شهر زرند انتقال دادیم و پس از به آتش زدن ان را به داخل چاه انداختیم و محل را ترک کردیم.

پس از اعتراف همسر مقتول بلافاصله با دستور قاضی تیمی از کارآگاهان منطقه انتظامی زرند اقدامات در زمینه دستگیری قاتل را آغاز و نهایتا موفق شدند قاتل را در منزل پدری‌اش دستگیر کنند. 

ح - الف با اعتراف به قتل، تمام اظهارات همسر قاتل قبول کرد و گفت: من با اصرار ص - غ فریب خوردم و خواستم کمکی به او بکنم که از دست شوهرش ناراحت بود. 

مقتول 28 ساله پنج سال در کارخانه قطران شهرستان زرند مشغول کار بوده و دارای یک فرزند پسر است.

 

میلاد حمیدی :

قابل توجه اینکه در این نوع اخبار به جزئیات روابط پنهانی این قبیل زنان با معشوقشان هیچ اشاره ای نمی شود و در متن خبر هیچ دلیلی بر اثبات حرف این زن مبنی بر رابطه شوهرش با دختران وجود ندارد و حتی در صورت صحت ، شرع چنین اجازه ای را به هیچ زنی نداده است.

و متاسفانه مانند بسیاری از شوهر کشی ها معمولا مردی دیگر قربانی فریب های زن شده و برای یک زن کثیف دو مرد جان می بازند و  در مواقعی هم که زن خودش به تنهایی قتل انجام بدهد در هاله ای از ابهام سالیان سال پرونده به شکل قوی حمایت های خاصی می شود که بارها تجدید نظر و سالیان سال مبهم می ماند و به شکلی ماستمالی می شود!


نظرات()   
   

به گزارش خبرنگار مهر، مرداد سال گذشته ماموران پلیس آگاهی شیراز در جریان تیراندازی به سوی مردی در این شهر قرار گرفتند. تیم پلیسی پس از حضور در بیمارستان متوجه شدند مرد جوان به نام امیر در حال رفتن به خانه بود که از سوی فردی ناشناس هدف گلوله قرار گرفته بود. با تلاش پزشکان امیر از مرگ نجات یافت.

زن خیانتکار

 

در حالیکه تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، یک هفته بعد از این ماجرا کارآگاهان در جریان قتل مردی در خانه اش قرار گرفتند. تیم جنایی پس از حضور در محل دریافتند، مقتول همان مردی است که چندی قبل هدف گلوله قرار گرفته بود. عامل جنایت این بار نیمه های شب وارد خانه شده و او را در خواب با شلیک گلوله به قتل رسانده و از محل فرار کرده بود.

همسر مقتول که شوکه شده بود در جریان تحقیقات به ماموران گفت : پس از مرخص کردن همسرم از بیمارستان او را به خانه آوردیم. شب حادثه حدود ساعت 12 با صدای شلیک گلوله از خواب بیدار شدم. مرد نقابداری را بالای سر خود دیدم که یک اسلحه در دست داشت. او سریع از خانه گریخت. وقتی چراغ را روشن کردم متوجه قتل شوهرم شدم.

پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران در برابر پرونده قتلی با انگیزه انتقامجویی قرار گرفتند.

کارآگاهان که متوجه تناقض گویی های همسر مقتول به نام لیلا شده بودند، تحقیقات را بر روی او متمرکز کرده و دریافتند او با مردی به نام حبیب ارتباط پنهانی دارد با کشف این سرنخ لیلا دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد. او در بازجویی های اولیه منکر ارتباط با حبیب شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت : شش ماه قبل در آموزشگاه با زنی آشنا شده و یک روز دفترم را به او دادم تا از آن یادداشت بردارد. دو روز بعد برای گرفتن دفترم با آن زن تماس گرفتم که مردی به تلفن پاسخ داد. به تصور اینکه همسر دوستم است برای گرفتن دفتر با او قرار گذاشتم. در محل قرار متوجه شدم که آن روز شماره را اشتباه گرفته ام و آن مرد همسر دوستم نیست. مرد جوان که حبیب نام داشت از آن روز با تلفن و پیامک با من در ارتباط بود و بعد از مدتی به هم علاقه مند شدیم. هر دوی ما متاهل بودیم و با وجود علاقه ای که بهم داشتیم نمی توانستیم با یکدیگر ازدواج کنیم. یک روز حبیب از من خواست از شوهرم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم اما شوهرم حاضر به طلاق دادنم نبود. حبیب همیشه می گفت این سد را از سر راه زندگیمون بر می دارد. وقتی شوهرم کشته شد تازه متوجه حرفش شدم.

با این اعترافات حبیب دستگیر شد که پس از انتقال به اداره آگاهی شیراز در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد.

با تکمیل تحقیقات پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی عرفانی زاده برگزار شد نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت : در این پرونده حبیب متهم به مباشرت در قتل عمدی امیر و لیلا متهم به معاونت در قتل هستند. با توجه به تحقیقات صورت گرفته در دادسرا ارتکاب قتل از سوی متهمان محرز بوده و برای آنها تقاضای مجازات قانونی دارم. در ادامه اولیای دم مقتول با حضور در جایگاه خواستار قصاص عامل جنایت شدند.

حبیب وقتی در جایگاه قرار گرفت با قبول اتهاماتش گفت : من به لیلا علاقه مند بودم و می خواستم با او ازدواج کنم. ابتدا در مسیر امیر کمین کردم و او را با گلوله زدم که جان سالم به در برد. بعد هم با کمک لیلا او را در خانه کشتم. شب حادثه لیلا در خانه را برایم باز کرد.

سپس لیلا در جایگاه قرار گرفت و گفت : من از ماجرای قتل بی خبر هستم و نمی دانستم حبیب می خواهد شوهرم را بکشد.

پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها قاضی عرفانی زاده همراه چهار قاضی مستشار دادگاه - فارسی، رستگاری، مظفر و سجادی نژاد - وارد شور شده و حبیب را به قصاص محکوم کردند. لیلا نیز به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم شد.

میلاد حمیدی:" سوال این است که تکلیف بحث خیانت این زن چه شد؟!!!"

 

منبع : سیمرغ


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]