کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر مردان

موضوع : فوریت اصلاح و تغییر رویکردها و قوانین غلط مرد ستیز حوزه خانواده و معضل مهریه

 به قلم رضا

               ازدواج سنت الهی و طبیعت است که موانع و ضعف ها و قوانین غلط مرد ستیز و عدم توجه به کرامت انسان باعث شده که از مسیر صحیح خارج شود و ازدواج را از امری الهی وساده به یک معضل و ناهنجاری پیچیده ی اجتماعی تبدیل کند قوانین غلط مردستیز حوزه خانواده، حقوق وکرامت انسانی مردان را تضییع نموده و مصداق روشن بی عدالتی علیه مردان ، ناقض حریم خصوصی و حقوق شهروندی آنان و مغایر با مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی است. مهریه از مسیرصداق و درستی، شرع و انسانیت خارج و به ناهنجاری اجتماعی، بدعت و ابزار سو استفاده ی فمینیسم تبدیل شده است. آمار بالای طلاق بالاخص در مهریه های بالا و نقش زنان در طلاق نشان می دهدکه مهریه هرگز عامل و ضامن خوشبختی نبوده و نخواهد بود وبالعکس موجب تضعیف بنیان خانواده وعامل کدورت وجدایی زوجین است.پس از دعوای مهریه و با ورود غلط دولت به زندگی خصوصی زوجین جایی برای عشق بین زوجین نمی ماند و با تحقیر مرد توسط قانون که همان پاشنه ی آشیل یک مرد است طلاق عاطفی اتفاق می افتد ویقینا آن زوج دیگر زیریک سقف نخواهند رفت و مشکلات جدیدی به زندگی آنها اضافه شده و باید فاتحه ی آن زندگی را خواند، مهریه و قوانین غلط مردستیز باعث از بین بردن نقش مثبت و سازنده ی مرد در خانواده شده و قوانین غلط زن و شوهر را همانند دو دشمن مقابل هم قرار می دهد. درهیچ کجای دنیا،هیچ دین و آئین واخلاقی و حتی کشورهای مسلمان قوانین اینگونه نیست، مهریه در اسلام هدیه ای برای محبت بین زوجین است وتاکید بر مهر السنه است وهدیه را با زور نمی گیرند مراجع تقلید نیز اشکالاتی شرعی درمورد مهریه وقوانین مردستیز داشته اند مهریه در ایران با مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی مغایر و ناقض حقوق شهروندی و کرامت انسانی مردان است .

 

اصل دهم قانون اساسی :

 

       « از آن جا كه خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است،همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان كردن تشكیل خانواده و پاسداری از قداست آن باشد.» آیا مهریه های سنگین و تحمیلی به مردان که قشرتجمل گرای جامعه و فمینیست های  مردستیز رواج و با حمایت غلط قوانین این بدعت را تحمیل کردند، مصداق آسان کردن امر ازدواج است؟یا ایجادمعضلات وگرفتاری جدید؟

 

اصل بیستم قانون اساسی :

 

    « همه افراد ملت اعم از زن و مرد در حمایت یکسان قانون قرار دارند. » مردان در دادگاه خانواده بالفطره به جرم مرد بودن محکوم اند آیا قانون از یک مرد معسر که مورد سو معاشرت و خشونت یک زن است حمایت می کند ؟ یا مرد به خاطر چماق ظالمانه ی مهریه توان دفاع از حقوق خود را ندارد؟ و چرا قانون در برابر عدم تمکین ،سو معاشرت و خیانت زوجه از مرد حمایت نمی کند ؟ مگر میشود انسانها را با زور مهریه و حق طلاق کنارهم نگه داشت ، زندگی به اسارت گرفتن و میدان جنگ نیست . چنین زندگی ، بدون عشق و تفاهم ثمری به جز شکستن حرمتها و خیانت ندارد. ازدواج یک رابطه ی عاشقانه است نه خصمانه

 

چرا شروط یک طرفه عقد نامه پیش نویس شده علیه مردان است؟ ویا برخی شروط ماده 1130 قانون که برای زن حق طلاق به همراه مهریه ایجاد می کند و مرد را نابود و یک عمر گرفتار بدهی تمام ناشدنی و ظالمانه مهریه می کند؟ چرا چنین شروط متقابلی در مورد زنان نیست ؟. طلاق باید پایان بدبختی های مردان گرفتار مهریه باشد و با طلاق معضل مهریه نیز تمام شده باشد . چرا زن با ازدواج های مجدد همزمان از چند مرد مهریه می گیرد ؟

 

علاوه بر مهریه عناوین دیگری علیه مردان در نظر گرفته شده از قبیل : نحله ، اجرت المثل ، تصنیف اموال ، پیش پرداخت ، نفقه ، نیم عشر ، حق الوکاله ،واژه ی غلط عندالمطالبه ، به ارث رسیدن مهریه و ..... آیا قانون یکطرفه ی دیگری مانده که علیه مرد ایرانی نباشد ؟  تصنیف اموال مشترک یا مهریه ؟ آیا زن از وجود مرد در زندگی مشترک منتفع نمی شود؟

 

   ماده 51 : «حق شهروندان است که با رضایت کامل، آزادانه و بدون هیچ‌گونه اجباری نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده، با رعایت قانون مربوط اقدام نمایند» آیا تحقیر و زندانی شدن مردان صرفا به جرم ازدواج و تشکیل خانواده ، ناقض این اصل قانون نیست ؟

 

      ماده 10 قانون مدنی : ماده 10 قانون مدنی شرط معتبر دانستن قراردادهای خصوصی را عدم مخالفت با نظم عمومی و اخلاق حسنه دانسته ، آیا مهریه های بدعت گونه امروزی ، سند سازی و سو استفاده از عدم آگاهی آقایان ، مالباخته و زندانی شدن گرفتاران مهریه مخالف اخلاق حسنه و نظم عمومی نیست ؟؟ 

 

        ازدواج با هیچ منطقی جرم نیست که مستحق کیفر باشدو نباید هیچ مردی به خاطر ازدواج تحقیر،مالباخته و زندانی شود. ازدواج منت بر سر مرد نیست و زن هم کالا نیست که مرد آن را خریداری کند.حقوق مردان در قانون دیده نشده است مردان گرفتار در بحث مهریه و قوانین مرد ستیز مبتلا به افسردگی و اعتیاد و بی رغبتی به کار و تلاش و زندگی می شوند نشاط انسانها عامل مهم و تاثیرگذار در توسعه ی هر کشوری است.چرا مردی باید به خاطر مهریه  خانواده و زندگی و فرزند و همسر را ترک و از خویشتن فراری و تحت تعقیب باشد ؟ امروزه ازدواج، بنگاهداری زنان و قمار بزرگ زندگی مردان شده است باید به جای این نگاه مرد ستیز منسوخ نگاهی فراترو نگاهی فرهنگی و انسانی به مقوله ازدواج داشت و از مشاوره های زبده پیش از ازدواج و هنگام اختلافات استفاده کرد.

مهریه های سنگین تحمیلی علیه مردان و قرارداد یکطرفه ازدواج در ایران که ازهمان ابتدا، بنای آن بر دروغ و بدعت و ناآگاهی مرد ومفاد آن بر بی عدالتی و عدم توجه به شرایط و طبیعت ازدواج استوار است حتی از لحاظ حقوقی و اخلاقی نیز مردود و منفسخ است. امروزه مهریه ی کم وجود نداردومهریه های سنگین بدعت شده و نمی توان ازدواج را به خاطر بدعتها تعطیل کرد و بلکه باید راه سو استفاده زنان از چک سنگین وسفید امضای مهریه را گرفت تا فرهنگ ازدواج اسان رواج یابد.جامعه امروز با جامعه ی گذشته بسیار متفاوت است،زنان جامعه امروز نسبت به جامعه سنتی گذشته وضعیت خیلی خوب و چه بسا بهتر از مردان دارند . مهریه سنتی با بدعت های امروز ترکیب وتبدیل به حق ناموجهی برای زنان شده است و کارکردی جز سو استفاده زنان طماع نداشته است . براستی که با این شرایط و قوانین غلط مردستیز مردان نباید نگران زندگی باشند؟پشتوانه مرد در صورت خیانت و ناسازگاری و سواستفاده زن ازمهریه در طول زندگی مشترک چیست ؟ آن قدر قوانین مرد ستیز است که دیگر دلیلی برای ازدواج مردان نیست. این قوانین خشک و غلط زمینه ساز ازدواج های سفید ، روابط نامشروع و زمینه ساز جرایم دیگروکاهش میزان ازدواج شده است  از ازدواج دستبند طلایش به دست زنان و دستبند زندانش به دست مردان است واین نگاه یک بعدی و یک طرفه غلط است. بحث کیفری باید از مقوله ازدواج با قید فوریت حذف و مهریه های سنگین و غیر اسلامی از ساز وکار ازدواج کنار گذاشته شود و قوانین مرد ستیز خانواده با قید فوریت و اولویت وضرورت اصلاح شوند .

 

ما انسانها قانون را می نویسم تا درآرامش باشیم وقتی قانون منافی آرامش یک انسان بی گناه باشددیگرقانون نیست و انسان بر قانون مقدم است (گاندی). برده داری نیز زمانی قانون بود وتاریخ مصرف این قوانین به سر آمده  . ملاک قانون باید آسایش و آرامش انسان باشد . با این قوانین غلط مرد ستیز ، مردان گرفتارمهریه تباه شدند. مردان رویین تن نیستند .

 

اگر ازدواجی از همان ابتدا به خاطر عدم شناخت کافی و عدم تفاهم و تدلیس و .... ازدواج موفقی نبود. مرد گناهی نکرده که با یک بدهی ناحق بزرگ رو به رو ویک عمر تباه شود. مهریه نباید ابزار تهدید باشد.

 

در مورد حضانت ، باید ملاک مصلحت فرزند باشند و نفقه بر عهده فردی باشد که حضانت فرزند بر عهده ی وی است . حضانت با زن ونفقه با مرد عادلانه نیست .

 

مهریه سنتی دیروز امروز با جهش ضد فرهنگی ، یک ضدهنجار شده است .قانون در یک زندگی مشترک تمام بار زندگی بر روی دوش مرد گذاشته و متاسفانه در قوانین، زن به جز سکس و زناشویی وظیفه و تهعد دیگری در زندگی ندارد .جامعه ما در بحث ازدواج از اهداف الهی و طبیعی آن دور شده است و قوانین صحیح و عدالت محور وآگاهی می تواند مردم را از دام بدعت ها نجات دهد و فرهنگ مردم را اصلاح نماید تجربه و واقعیت ها و پرونده های بیشمار مهریه وطلاق ثابت کرده مهریه راه پیشگیری از طلاق نبوده و نیست و خود یکی از عوامل کدورت وطلاق است . یک خانواده موفق از مسیر فرهنگسازی واخلاق و آگاهی می گذرد نه مهریه، 

به این قوانین مردستیز با قید فوریت پایان دهید . برخلاف تصور مسئولان  مردان رویین تن نیستند.


نظرات()   
   

به نام خدا

بیکاری پسران با توجه به حضور 70 درصدی دختران در دانشگاه ها و قضیه خدمت و سربازی پسران که برای مدتی آنان را از کار و تحصیل باز می دارد و غالبا انگیزه ادامه تحصیل را از آنان می گیرد، مانعی است که پیش روی پسران است که از دختران عقب بمانند.  در واقع بیکاری مردان ناشی از حضور زنان در اکثریت مشاغل دولتی و خصوصی است. تمایل شرکت های خصوصی در استخدام دختران به دلیل حقوق کمتری است که دریافت می کنند و البته اغلب شرکت های خصوصی از استخدام خانم های بدحجاب و با آرایش های غلیظ استقبال می کنند و از خانم های با حجاب استخدام به عمل نمی آورند، که این خود مزید بر علت بی حجابی و بدحجابی نیز می شود، و اینها معضلاتی هستند که انکار ناپذیرند!

این حضور افراطی زنان در بازار کار و اشغال کردن موقعیت های شغلی توسط جنسیتی که به لحاظ شرعی و قانونی هیچگونه وظیفه ای در تامین معاش و مخارج زندگی را ندارد و حتی طبق ماده 33 قانون حمایت از خانواده در خصوص امکان بازپس گیری تمام مخارجی که زن شاغل در خانه شوهر انجام داده به انضمام دریافت سایر حقوق مثل نفقه و مهریه از مردی که در نتیجه این اشتغال افراطی زنان حالا بیکار و کم درآمد شده است، بعلاوه بیکاری 30 درصدی مردان  که تبعات منفی این پدیده را شدید تر می کند، خلاصه ای از پیامدهای منفی اشتغال افراطی زنان است.

در این شرایط  خانم مجتهدزاده رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری به راحتی در روزنامه جام جم مصاحبه می کند و وقتی مصاحبه کننده خانه داری و شوهر داری را خانه نشینی قلمداد می کند، با صحّه گذاری بر حرف مصاحبه کننده می گوید: ما داریم برای اشتغال زنان بیرون از خانه حرص می زنیم!!! (+)

اصولاً در چنین شرایطی حرص زدن برای اشتغال زنان با کدام دلیل عقلی و شرعی توجیه می شود؟!!!!

مراکز کاریابی و نشریه های متعدد برای اشتغال زنان در نتیجه همین حرص زدن ها در حالی فعالیت می کنند که ما این همه جمعیت مردان بیکار و کم درآمد را داریم که یا توان تشکیل زندگی و ازدواج را ندارند و یا زندگی آنها در حال از هم پاشیدن است.

مشخص است این خانم حتی به دور کاری و اشتغال خانگی زنان نیز قائل نیست. چون آن را خانه نشینی می داند.

این صراحتاً اهانت به بانوان خانه دار و زنانی است که بخاطر حفظ کیان خانواده از شغل خود صرف نظر کرده و به خانه داری مشغول شده اند. چرا که آنها را خانه نشین می دانند.

افراط در امر اشتغال زنان کار را به جایی رسانده که هیئت دولت تحت فشارهای سازمان زنان و خانواده، لایحه  افزایش مرخصی زنان از 2.5 روز در ماه را به 4 روز در ماه و افزایش مرخصی زایمان را که در راستای سیاست تنظیم خانواده که جهت افزایش موالید و افزایش میل زنان به فرزند آوری بوده است را از دستور کار خارج کند، چرا که این مرکز تشخیص داد که این امر سبب می شود کارفرما ها از استخدام زنان خودداری کنند و این یعنی چشم بستن به روی حقایق و فشار و اصرار به حضور زنان در بازار کار به هر قیمتی و هر خطری که خانواده ها و کشور و وضعیت موالید در کشور را تهدید کند!

بر خلاف احادیث و روایات و بیانات گوهربار در زمینه وظایف ذاتی و اصلی زنان در خانه و خانواده.

فرمایش گوهربار از پیامبر اکرم (ص):   زنان با خانه داری ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند

فرمایش مقام معظم رهبری: شغل اساسی و مهمترین شغل زن تربیت فرزند و حفظ خانواده است. مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد می تواند ایفا کند ، آن نقشی است که او بعنوان یک مادر و یک همسر می تواند ایفا کند . این از همه ی کارهای دیگر او مهمتر است.

کاملا از نام این سازمان که در سال 1384  از عنوان "مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری" به "مرکز امور زنان و خانواده" تغییر نام داد مشخص بود که نخواهد توانست سازمان کارآمدی باشد، چرا که عملکرد آن حتی بسیاری از سایت ها و نشریات زن را هم به انتقاد واداشته است.

از عنوان این مرکز مشخص است که می خواهد فعالیتش را با محوریت زنان انجام دهد و این یعنی تشتّت و تبعیض!!!

طرح های ناکارآمد این سازمان که قابلیت اجرایی ندارند مثل بیمه مهریه و نگاه تبعیض آمیز این نهاد به مقوله زنان و مردان، محکوم به شکست است. زیرا خانواده متشکل از زن و مرد است و محوریت دادن به هریک به جایی نمی رسد.

طرح ساماندهی زنان و خانواده با بودجه 630 هزار میلیارد ریالی یکی از هزینه های هنگفتی است که این قبیل از سازمان ها دریافت می کنند و طرح های تبعیض آمیز و ناکارآمدی می دهند که نه نفعی به حال خانواده دارد و نه زن و نه کشور.

تصور کنید با همین مبلغ به چند زن سرپرست خانوار می شد کمک مالی کرد، یا وام خود اشتغالی داد، یا بیمارستان های مخصوص زنان ایجاد کرد تا خدمه و پرسنل زن نیز در آنها استخدام شود. و اصولا برای انجام یک چنین کارهایی چه نیازی به وجود سازمان زنان و خانواده است؟ تمام اینها می شود با تخصیص بودجه بطور مستقیم از طریق وزراتخانه ها پیگیری شود و در جهت ساخت بیمارستان ها و ورزشگاه ها و امکانات در زمینه زنان استفاده شود.

باز هم تکرار می کنیم ایجاد مرکزی تصمیم ساز با محوریت زنان، برای کمک به خانواده ایرانی، محکوم به شکست است. باید این نهاد منحل شده و یک نهاد و یا سازمان خانواده محور متشکل از متخصصان بی طرف (چه زن و چه مرد) بنا شود و فکری به حال وضعیت اسف بار خانواده ایرانی بنماید.

به امید اینکه در دولت آینده این نقیصه برطرف شود.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو