کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر زن خیانتکار

شوهر کشی

زن جنایتکار وقتی دید مزاحمت مرد آشنا وی را به دردسر انداخته است وی را به قتل رساند.


به گزارش ایران، 28 شهریور ماه سال 92 مأموران پلیس پاکدشت در جریان جنایتی خونین در یکی از کوچه پس کوچه‌های این شهر قرار گرفتند.

پلیس هنگام ورود به محل با پیکر بی‌جان مرد جوانی روبه رو شد که با ضربه‌های چاقوی تیز از پا درآمده بود.

بررسی‌های اولیه نشان داد که قربانی محمد نام دارد و ساعتی پیش وی را با یک زن جوان دیده‌اند.

پس از تحقیقات مقدماتی جسد قربانی به پزشکی قانونی انتقال یافت و تیمی از کارآگاهان برای افشای راز این جنایت وارد عمل شد.

کارآگاهان پی بردند که قربانی با زنی به نام صغری مدت‌هاست رابطه پنهانی دارد. با افشای این موضوع صغری بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت.

زن جنایتکار در بازجویی‌ها پرده از راز این جنایت برداشت و گفت: مدت‌ها بود که با محمد ارتباط پنهانی داشتم اما همیشه می‌ترسیدم که همسرم از رابطه پنهانی‌ام باخبر شود. چند بار از محمد خواستم که از زندگیم بیرون برود اما بی‌فایده بود. کار به جایی کشید که وی حتی به خانه‌ام نیز آمد. نمی‌دانستم چکار کنم تا اینکه روز حادثه به خانه‌مان آمد و مرا با خود بیرون برد در بین مسیر از وی خواستم که ارتباطش را با من قطع کند اما وی تهدید کرد که آبروی مرا نزد همسایه‌ها خواهد برد و ماجرا را به شوهرم اطلاع می‌دهد.

از آنجا که به ستوه آمده بودم و نمی‌دانستم چکار کنم چاقویی را که همراهم بود از کیف بیرون آوردم و از پشت‌سر چند ضربه به وی زدم و پا به فرار گذاشتم. صبح دیروز این زن قرار بود در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک تحت محاکمه قرار بگیرد اما به دلیل اینکه خانواده قربانی شناسایی نشده‌اند قاضی عبداللهی رئیس شعبه 4 کیفری و دو قاضی مستشار از ریاست محترم قوه قضائیه تقاضا کردند طبق ماده 356 قانون مجازات اسلامی، تقاضای خود را به عنوان ولی دم مطرح کند.


نظرات()   
   

زن خیانتکار که برای ازدواج با مرد مورد علاقه اش نقشه قتل همسرش را طراحی و اجرا کرده بود، پس از هشت ماه سکوت لب به اعتراف گشود.
به گزارش مهر، 25 خرداد امسال زن جوانی به کلانتری 116 مولوی مراجعه و به ماموران اعلام کرد: همسرش علی 28 ساله برای گرفتن چک از مشتری، ساعت 23:30 دقیقه از منزل به سمت گیشا با پژو 405 مشکی از منزل خارج و تاکنون مراجعت نکرده است.
همزمان با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدان افراد در پایگاه هفتم پلیس آگاهی ، همسر فقدانی با حضور در پایگاه هفتم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: شب فقدان همسرم، در منزل مادرم میهمان بودیم. وقتی به خانه برگشتیم ، همسرم به بهانه انجام برخی حساب های مرتبط با کار خود از منزل خارج شد تا اینکه حدود ساعت چهار صبح زمانی که از خواب بیدار شدم ، متوجه شدم که وی هنوز به منزل بازنگشته و تلفن همراهش نیز خاموش شده ! بلافاصله با خانواده همسرم تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع دادم.
کمتر از 24 ساعت از زمان تشکیل پرونده اولیه با موضوع فقدان افراد در پایگاه هفتم پلیس آگاهی، یکی از اهالی رباط کریم هنگام تردد در زمین های کشاورزی متوجه جسد مرد جوانی در داخل زمین زراعی شد که آثار ناشی از اصابت ضربات چاقو بر روی بدن وی مشخص بود . بلافاصله موضوع به کلانتری اعلام و با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده که نشان از ارتکاب جنایت داشت ، پرونده ای با موضوع قتل عمد در پلیس آگاهی شهرستان بهارستان تشکیل شد.
کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان بهارستان، از طریق بررسی سیستم جامع پلیس آگاهی و با توجه به ثبت مشخصات فقدانی از سوی پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ، موفق به شناسایی هویت مقتول شدند. در ادامه و با حضور همسر فقدانی در پزشکی قانونی استان تهران، جسد علی مورد شناسایی قرار گرفت.
در حالیکه شواهد اولیه نشان از ارتکاب جنایت با انگیزه سرقت داشت، دستور توقیف خودرو متعلق به فقدانی در سیستم جامع پلیس ثبت و خودرو نیز در شهرستان شهریار ، منطقه صباشهر ، به صورت رها شده و بدون هرگونه سرقت لوازم داخل آن از قبیل ضبط خودرو و ... کشف شد.
در ادامه رسیدگی به پرونده و در حالی که بررسی فرضیه جنایت با انگیزه سرقت در دستور کار کارآگاهان بهارستان قرار گرفته بود، بررسی اظهارات اولیه همسر مقتول در پایگاه هفتم در خصوص علت خروج مقتول از خانه نیز نشان از برخی تناقضات داشت.
همسر مقتول در اظهارات اولیه عنوان کرده بود که همسرش برای گرفتن چک قصد رفتن به گیشا را داشته در حالیکه بررسی های تخصصی نشان از آن داشت که در شب فقدان، مقتول به هیچ عنوان در منطقه گیشا حضور نداشته است.
همزمان با اطلاعات جدید به دست آمده در مسیر تحقیقات ، نظریه پزشکی قانونی نیز علت مرگ را خفگی ناشی از انسداد شریان تنفسی اعلام کرد. تیم بررسی صحنه جنایت نیز با حضور در محل کشف جسد اعلام کرد که جنایت در محل دیگری انجام و مقتول پس از مرگ به محل کشف جسد منتقل شده است.
با توجه به نتایج به دست آمده در مسیر تحقیقات و با توجه به کشف جسد در شهرستان بهارستان، پرونده فقدان در پایگاه هفتم مختومه و با انجام هماهنگی های لازم قضایی و انتظامی ادامه رسیدگی به پرونده با موضوع قتل عمد" در دستور کار تیم جنایی پلیس آگاهی شهرستان بهارستان قرار گرفت.
با جمع بندی اطلاعات به دست آمده از پرونده فقدان افراد، اعلام نظریه پزشکی قانونی، تیم بررسی صحنه جرم و ... کارآگاهان به تحقیق از همسر مقتول پرداخته و همزمان اطلاع پیدا کردند که همسر فقدانی با فرد دیگری به نام یوسف 31 ساله در ارتباط بوده است.
با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده و مشخص شدن برخی تناقضات در اظهارات همسر مقتول و اطلاع کارآگاهان از وجود شخصی به نام یوسف، همسر مقتول به ناچار لب به اعتراف گشود و به طرح جنایت از سوی وی و ارتکاب آن بوسیله یوسف اعتراف کرد.
همسر مقتول در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: حدود 6 سال پیش با همسرم ازدواج کرده و به تهران آمدیم. پس از گذشت مدت کوتاهی ، اختلافات ما افزایش پیدا کرد بگونه ای که این اختلافات شدت پیدا کرد و حتی به درگیری های فیزیکی مابین ما کشیده شد و همسرم مرا مورد ضرب و شتم قرار می داد.
همسر مقتول در خصوص نحوه آشنایی خود با یوسف، به کارآگاهان گفت : طبق عادت ، در روز های پنجشنبه و جمعه من به خانه مادرم می رفتم. یک روز در مسیر مراجعه به منزل مادرم و در حالیکه شب قبل از آن با همسرم درگیری شدیدی پیدا کرده بودم ، سوار پراید مسافرکش شدم که راننده آن جوانی بود که متوجه شدم نام او یوسف است. در داخل ماشین شروع به درد و دل با راننده کردم و راننده پراید نیز در خصوص شکست در زندگی اولش صحبت کرد و همین موضوع باعث آشنایی ما دو نفر شد تا اینکه پس از گذشت مدت بسیار کوتاهی به یکدیگر علاقه مند شدیم.
همسر مقتول در ادامه اظهاراتش و در خصوص علت طرح پیشنهاد جنایت نیز به کارآگاهان گفت: در شرایطی با همسرم ازدواج کرده بودم که خانواده ام با این ازدواج مخالف بودند اما به اصرار و پافشاری من، مجبور شده بودند تا با ازدواج من و علی موافقت کنند. همین موضوع نیز باعث شده بود تا نتوانم مشکلات خودم را با آنها مطرح کنم و این در حالی بود که پس از آشنایی با یوسف، من تصمیم گرفته بودم تا به هر شکل ممکن از علی جدا شده و با یوسف زندگی کنم. از سوی دیگر، یوسف نیز حاضر به قطع ارتباط خود با من نبود تا اینکه یک روز پیشنهاد کشتن علی را مطرح کردم و یوسف نیز بلافاصله پیشنهاد مرا پذیرفت و عنوان کرد که خودش اقدام به کشتن علی خواهد کرد.
متهم درباره نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: با طرح و برنامه قبلی اقدام به خرید مقداری داروی بیهوشی و خواب آور کردم و زمانی که از میمهانی به خانه بازگشتیم ، نوشیدنی حاوی داروی خواب آور را به علی داده و او نیز پس از خوردن نوشیدنی بیهوش شد.پس از بیهوش شدن علی ، یوسف که در داخل کوچه منتظر بود وارد خانه شد و با یک رشته پلاستیکی اقدام به خفه کردن علی کرد. جسد را دو نفری در داخل یک پتو قرار داده و در در داخل صندوق عقب پژو 405 قرار دادیم. یوسف در زمان رها کردن جسد چند ضربه چاقو به علی زده بود تا ماموران در زمان کشف جسد تصور کنند که علی گرفتار افراد زورگیر شده است. حدود ساعت چهار بامداد بود که من با خانواده همسرم تماس گرفته و... .
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح همسر مقتول، متهم دیگر پرونده (یوسف) نیز از سوی پلیس آگاهی دستگیر و با وجود انکار اولیه جنایت سرانجام لب به اعتراف گشود و با توجه به وقوع جنایت در حوزه انتظامی تهران بزرگ و به دستور شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ، پرونده برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.


نظرات()   
   

زن خیانتکار

زن جنایتکار که در پی رابطه با خواهر زاده شوهرش قتل وی را ترتیب داده بود با تایید حکم قصاص  پسر را در یک قدمی چوبه دار قرار داد و تنها با عنوان معاونت در قتل محکوم شد.

به نقل از مهر، دوم آذرماه سال 89 همزمان با شکایت مردی در پلیس آگاهی ورامین باز این جنایت فاش شد.

او به کارآگاهان گفت: خانه ام را به زوج جوانی اجاره داده بودم که امروز زن مستاجر سراغم آمد و گفت: همسرم برای کار به بندر عباس رفته به همین خاطر قصد دارم خانه را زودتر از موعد قرارداد تحویل دهم. تخلیه ناگهانی خانه و مشاهده لکه های خون در اتاق خواب باعث شد به موضوع مشکوک شده و به اداره آگاهی مراجعه کنم.

در ادامه تیمی از ماموران راهی خانه مورد نظر شده و در بازرسی آنجا دریافتند آثار خون متعلق به انسان می باشد. به همین خاطر از زن صاحب خانه به نام محبوبه تحقیق کردند.

زن جوان در بازجویی ها به ماموران گفت دیشب دست همسرم با چاقو برید و آثار خون روی دیوار متعلق به این ماجرا می باشد. شوهرم به نام رضا صبح امروز برای کار به بندرعباس رفت و قرار است من نیز وسایل خانه را به آنجا ببرم.

ماموران که به اظهارات محبوبه مشکوک شده بودند تحقیقات خود را بر روی او متمرکز کردند. ردیابی تماسهای زن جوان نشان داد او با خواهرزاده همسرش به نام حمید ارتباط پنهانی دارد. با کشف این سرنخ حمید دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد.

پسر جوان در ابتدا منکر اتهامات خود شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: از دو سال قبل به صورت تلفنی با زن دایی خود ارتباط دارم. پس از مدتی متوجه شدم عاشق او شده ام و موضوع ازدواج با هم به میان کشیدم. اما دایی ام سد راه ما بود  به همین خاطر تصمیم به قتل او گرفتیم. شب حادثه محبوبه به خانه مادرش رفت و کلید خانه را به من داد من هم حدود ساعت 5 صبح وارد خانه شده و دایی خود را با ضربه های کارد کشتم. بعد از قتل جسد را داخل یک کمد قرار داده و با کمک دو افغانی به بیابانهای اطراف ورامین انتقال دادم.

با اعترافات حمید همسر مقتول نیز به همدستی در این جنایت اعتراف کرد.

دهم تیرماه سال گذشته متهمان در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند و قضات دادگاه پس از دفاعیات متهمان حمید را به قصاص محکوم کردند. محبوبه نیز به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس و 20 سال تبعید محکوم شد.

با اعتراض دو متهم پرونده حکم آنها از سوی قضات ششم دیوان عالی کشور مورد بررسی و تایید قرار گرفت.

انجمن حمایت از حقوق مردان: به نظر می رسد این قبیل زنان باید به اتهام خیانت به شوهر و رابطه نامشروع نیز مجازات مازادی برای آنها در نظر گرفته شود و نباید اتهام خیانت و رابطه با نامحرم در هر سطحی که باشد عادی جلوه کند و قانون به راحتی از کنار آن بگذرد. چه بسا که جرم رابطه پنهانی و خیانت آمیز بسیار وقیحانه تر از عمل قتل می باشد.


نظرات()   
   

زن خائن و برادر زاده

زن جوانی برادرزاده خود را برای قتل اجیر کرد. در بهمن ماه سال جاری از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110، وقوع یک فقره قتل در میدان معلم ـ شهرک صالحین ـ پارک کوثر، به کلانتری 131 شهرری اعلام شد .

به گزارش مردم سالاری، با تأیید خبر از سوی کلانتری، بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی اعلام و با حضور تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی در محل و انجام بررسی‌های اولیه مشخص شد فردی به هویت «محمد . الف» ( 37 ساله )، بر اثر اصابت ضربات چاقو به سینه و گردن، توسط قاتل یا قاتلین به قتل رسیده است .

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» و به دستور قاضی دانشور، بازپرس شعبه هفتم دادسرای شهرری، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

در تحقیق از همسر مقتول به هویت «مریم» (‌30 ساله )، وی در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: «در ساعت 5:30 روز شانزدهم بهمن 91، طبق روال هر روز همسرم جهت خرید نان از منزل خارج شد که با توجه به طولانی شدن مراجعت وی در ساعت 6:30 برای پیدا کردنش به سمت نانوایی رفتم؛ ناگهان در داخل پارک کوثر مشاهده کردم فردی داخل فضای سبز افتاده؛ وقتی جلوتر رفتم مشاهده کردم که همسرم، در حالیکه خون زیادی از او رفته در داخل فضای سبز افتاده که بلافاصله موضوع را به اورژانس و مرکز 110، پدر و مادرم و خانواده ی همسرم اطلاع دادم».

در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان به تحقیقات محلی پرداخته و اطلاع پیدا کردند که مقتول با همسر خود اختلاف داشته است . در ادامه مشخص شد که انگیزه اختلاف مقتول و همسرش بر سر موضوع انتقال سند منزل به نام مقتول بوده؛ با مشخص شدن این موضوع، کارآگاهان بار دیگر به تحقیق از همسر مقتول پرداختند؛ وی در این خصوص به کارآگاهان گفت: « در اوایل ازدواجم با مقتول، سند منزل به نام من انتقال داده شد اما بعد از گذشت چند سال همسرم اصرار بر انتقال سند خانه بنام خود داشت و همین موضوع زمینه‌ای برای ایجاد اختلافات بعدی در میان ما شد».

با توجه به تحقیقات فنی کارآگاهان و همچنین تناقضات بدست آمده از اظهارات همسر مقتول و دیگر اقدامات پلیسی انجام شده، همسر مقتول به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت توسط برادزاده خود اعتراف کرد . متهمه در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: « با توجه به مشکلات روحی و روانی زیادی که طی این مدت همسرم برای من ایجاد کرده بود تصمیم به متارکه با وی داشتم اما خانواده ام، به خاطر داشتن دو فرزند اصرار بر ادامه زندگی من با او داشتند؛ حتی یک بار هم اقدام به خودکشی کردم که به بیمارستان منقل شدم تا اینکه موضوع را با برادرزاده‌ام به نام علیرضا ( 19 ساله ) که روابط خانواگی نزدیکی با او دارم، در میان گذاشتم؛ او نیز در روز حادثه اقدام به زدن همسرم با چاقو کرد.»

با توجه به اعترافات متهمه، بلافاصله برادرزاده وی در روز 24 اسفند 91 دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد؛ علیرضا در اظهارات اولیه مدعی شد که قتل توسط دو نفر انجام شده که آنها را برای اینکار اجیر کرده اما در ادامه، به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد؛ متهم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: « مقتول هر روز صبح جهت خرید نان از منزل خارج می شد؛ من به محل رفته و با تحت نظر قرار دادن او، زمانیکه وی نان خرید و قصد رفتن به خانه را داشت در مسیر بازگشت به منزل و در داخل کوچه ی خلوت نزدیک پارک از پشت سر با چاقویی که همراه داشتم ضربه ای به گردن او زدم که برگشت و مرا شناسایی کرد؛ من نیز از ترس دوباره چند ضربه ی دیگر به گردن و سینه او وارد کرده و متواری شدم؛ مقتول در حالی که مجروح بود، کشان کشان خود را به داخل پارک رساند و من نیز پس از انداختن چاقو در داخل سطل زباله از محل متواری شدم».

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: «با توجه به اعترافات صریح متهمان، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس محترم پرونده صادر و هر دو متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته‌اند».

 


نظرات()   
   

خیانت روی پشت بام

در جلسه محاکمه این متهم بعد از اینکه یازرلو، نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند و درخواست صدور حکم قانونی داد، حامد پسر نوجوان مقتول در جایگاه حاضر شد.او در توضیح ماجرا گفت: پدرم – سعید – معلم بود . شب حادثه برای خرید مواد بیرون رفت. نیمه‌شب بود که مادرم من را بیدار کرد و گفت پدرت هنوز نیامده ‌است. نگرانش نشدم و گفتم حتما تا صبح برمی‌گردد. وقتی صبح بیدار شدم و دیدم نیست به فامیل خبر دادم و چند نفری برای جست‌وجو بیرون رفتیم و جسد پدرم را ته دره‌ای پیدا کردیم. مدتی بعد وقتی پلیس کشف کرد پدرم در پی رابطه هوشنگ با مادرم به قتل رسیده و عامل قتل هوشنگ است، تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده ‌است. من از مادرم هیچ شکایتی ندارم اما از هوشنگ شکایت دارم و می‌خواهم او قصاص شود. در ادامه هوشنگ متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد.

او گفت: سال ۸۵ بود که با نسرین آشنا شدم. من گیم‌نت داشتم و دو پسر نسرین که آن‌موقع خیلی کوچک بودند به مغازه من می‌آمدند. چندباری نسرین آمد تا بچه‌هایش را ببرد و این‌طور بود که با هم آشنا شدیم. یک روز با من تماس گرفت و گفت بچه‌هایش نیستند و از من خواست به خانه‌اش بروم. اولین‌بار بود که با او رابطه‌ای جدی برقرار می‌کردم. از آن به بعد رابطه ما خیلی جدی‌تر شد. شب‌ها که بچه‌ها خواب بودند با من تماس می‌گرفت و با هم به پشت‌بام می‌رفتیم و رابطه برقرار می‌کردیم.

تا اینکه شب حادثه دوباره با من تماس گرفت و خواست به پشت‌بام بروم. وقتی رسیدم تلفن همراه نسرین زنگ خورد و او با مردی صحبت کرد. من خیلی عصبانی شدم و با نسرین دعوا کردم یکدفعه مردی به پشت‌بام آمد و من توانستم خیلی سریع خودم را مخفی کنم و نسرین با آن مرد پایین رفت چند دقیقه بعد دوباره بالا آمد و تازه آن موقع بود که متوجه شدم نسرین شوهر دارد و این موضوع را از من مخفی کرده‌ است. خیلی ناراحت شدم و دوباره با نسرین جروبحث کردم. شوهر نسرین دوباره به پشت‌بام آمد و من خودم را مخفی کردم. این‌بار نسرین نرفت و از من خواست کمکش کنم .

شوهر نسرین من را دید و ما باهم درگیر شدیم. من آن مرد را زدم و به زمین انداختم. نسرین با چادرش روی دهان او را پوشاند و بعد من خفه‌اش کردم. جسد را به طبقه پایین بردیم که از خانه دورش کنیم. قرار بود آن را با ماشین مقتول منتقل کنیم. ماشین با سیم روشن می‌شد. نسرین به خانه رفت و آن سیم را از پسرش که منکر اطلاع از رابطه من و مادرش می‌شود گرفت و بعد با هم جسد را به ماشین منتقل کردیم و به سمت دره رفتیم و آنجا انداختیم.

متهم ادامه داد: برای مدتی من و نسرین از هم جدا شدیم. او به من پول داد و کمکم کرد از کشور خارج شوم. از ایران که رفتم عضو گروهک پ‌ک‌ک شدم و برای آنها کار می‌کردم. مدتی بعد دوباره برگشتم به امید اینکه بتوانم در اینجا زندگی کنم. این‌بار به اتهام جاسوسی بازداشت شدم و دادگاه انقلاب من را به اعدام محکوم کرد.

متهم در مورد اینکه چرا بعد از اینکه فهمید نسرین شوهر دارد به ارتباطش پایان نداد، گفت: آن‌قدر آلوده این رابطه شده ‌بودم که دیگر نمی‌توانستم خودم را بیرون بکشم. نسرین کاری کرده‌ بود که نتوانم رهایش کنم و به هیچ‌ زنی به‌جز او فکر نمی‌کردم.

در این هنگام قاضی عزیزمحمدی – رییس دادگاه- از متهم خواست تا واقعیت را بگوید. متهم گفت: دروغ گفتن من فایده‌ای ندارد چون در پرونده‌ای دیگر محکوم به اعدام هستم آنچه گفتم عین واقعیت است نسرین و پسرش هر دو در جریان قتل بودند.

در ادامه نسرین متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد.

او همه اتهامات را رد کرد و گفت: من و هوشنگ فقط ارتباط تلفنی باهم داشتیم و من هیچ‌کدام از اعترافات او را در مورد رابطه‌ جنسی قبول ندارم. شوهرم معتاد بود و من فکر می‌کردم برای خرید مواد بیرون رفته و کشته‌ شده‌ است شاید اصلا هوشنگ قاتل نباشد. بعد از مرگ شوهرم من ازدواج کردم و حالا فرزند ۱۰ماهه‌ای از او دارم. می‌خواهم به زندگی آرامی که دارم ادامه دهم و درخواست تبرئه دارم.

بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات تحقیقات در مورد نسرین را ناقص دانستند و پرونده را برای تکمیل نواقص به دادسرای نهاوند بازگرداندند.

منبع: مشرق


نظرات()   
   

 زاینده رود

هفدهم فروردین سال 1391 اعضای یک خانواده که برای تفریح به کنار رودخانه زاینده رود رفته بودند با یک گونی مشکوک روبرو شدند که  کنار رودخانه افتاده بود. آنها پس از بازکردن در گونی با جسد مردی در داخل آن روبرو شدند. پس از اطلاع ماجرا به پلیس تیمی از کارآگاهان همراه بازپرس ویژه قتل در محل جنایت حاضر شدند.
در نخستین بررسی ها مشخص شد جسد متعلق به مرد جوانی است که چند روزی از مرگ او می گذرد. عامل یا عاملان جنایت پس از قتل مرد ناشناس با ضربه های کارد، جسدش را داخل گونی قرار داده و به داخل رودخانه انداخته بودند.
پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از کارآگاهان تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند. ماموران در نخستین گام برای شناسائی هویت مقتول به بررسی پرونده افراد فقدانی پرداخته و دریافتند مقتول علی نام داشته که خانواده اش 28 اسفند سال گذشته با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن او خبر داده بودند.
با شناسائی هویت مقتول روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه ای شد. ردیابی های پلیسی نشان داد او شامگاه 25 اسفند با یکی از دوستانش به نام رضا قرار داشته است. در ادامه رضا دستگیر شد که در بازجوئی ها منکر هرگونه ارتباطی با مقتول شد.
کارآگاهان که متوجه تناقض گوئی های متهم شده بودند به بازجوئی ها ادامه دادند که مرد جنایتکار سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت : مدتی است با همسر مقتول ارتباط پنهانی دارم. ما قصد داشتیم با هم ازدواج کنیم اما علی سد راه ما بود به همین خاطر نقشه قتلش را طراحی کردیم. شب حادثه به بهانه گردش با مقتول قرار گذاشتم. او را به یک دامداری بردم. دو کارگر آنجا را اجیر کرده بودم تا در قتل کمکم کنند. ابتدا با چوب چند ضربه به سرش زدیم بعد هم سه نفری پنج ضربه کارد به بدنش وارد کردیم. مقتول شروع به داد و فریاد کرد به همین خاطر با یک شال دهانش را بستیم.
وی ادامه داد: وقتی از مرگش مطمئن شدیم جسدش را داخل یک گونی گذاشته و به داخل رودخانه پرت کردیم. قرار بود پس از مدتی با همسر مقتول ازدواج کنم که ماجرای قتل فاش شد.
سرهنگ حسین زاده- رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان- با اشاره به این خبر به مهر گفت: پس از اعترافات متهم ماموران سه متهم دیگر پرونده را دستگیر کردند که متهمان با اعتراف به قتل صحنه جنایت را بازسازی کردند.
همسر مقتول هم دربازجوئی ها به ارتباط پنهانی با رضا اعتراف کرد و گفت: شوهر مرا طلاق نمی داد به همین خاطر تنها راه رسیدن ما به هم قتل شوهرم بود.
متهمان پس از تکمیل تحقیقات با قرار قانونی روانه زندان شدند.

به نقل از انتخاب


نظرات()   
   

مرد مقتول

جلسه رسیدگی به پرونده زنی که با همدستی شوهرخواهر شوهرش، همسر خود را به قتل رسانده است به زودی برگزار می‌شود.  به گزارش خبرنگار ما، زن جوان که «ژیلا» نام دارد متهم است تیر 84 با همدستی قاسم شوهرخواهر، شوهرش دست به این قتل زده‌است.

این پرونده با شکایت ژیلا به جریان افتاد. زن جوان در شکایت خود گفت: شوهرم روز گذشته از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت، نمی‌دانم کجا رفته ‌است، فکر می‌کردم شاید پیش پسرش رفته تا به او سر بزند حتی با همسر اول شوهرم هم تماس گرفتم اما او هم خبر نداشت. پلیس با اطلاع از موضوع، تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن مرد مفقودی که سعید نام داشت، آغاز کرد. ماموران یک روز بعد از این شکایت، جسد سعید را در بیابان‌های اطراف اسلامشهر پیدا کردند و جنازه را برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستادند. آثار ضرب‌وجرح روی سر سعید پیدا بود و حلقه‌ای کبود نیز دور گردنش دیده‌ می‌شد و این نشان می‌داد او به قتل رسیده‌ ‌است.

چند روز بعد پزشکی قانونی هم نتیجه کالبدشکافی را اعلام کرد. در این نظریه آمده ‌بود سعید به دلیل خفگی با جسم نرم به قتل رسیده‌است البته آثار برجای مانده روی بدنش نشان می‌دهد ابتدا او را با جسمی سخت زخمی کرده‌اند و ضربات به ناحیه سرش برخورد کرده و احتمالا ضارب قصد بیهوش کردن او را داشته ‌است. اما نکته مهم این است که او بعد از بیهوشی خفه شده و جانش را به طور کامل از دست داده‌است. زمان قتل نیز 24 ساعت قبل از پیدا شدن جسد بوده ‌است. 

متخصصان بررسی صحنه جرم نیز گزارش خود را اعلام و تاکید کردند سعید در محل دیگری از پا درآمده و سپس جنازه او را به بیابان منتقل کرده‌اند.

پلیس متوجه شد ژیلا همسر سعید با شوهرخواهر شوهرش رابطه بسیار نزدیکی دارد و آنها به صورت پنهانی با هم رفت‌وآمد دارند، بنابراین ظن پلیس نسبت به این دو نفر بیشتر و ژیلا برای تحقیقات بازداشت شد و در تحقیقات به همدستی در قتل شوهرش اعتراف کرد.

او گفت: من و قاسم چندین‌سال بود که با هم رابطه داشتیم نه قاسم زنش را دوست داشت و نه من شوهرم را. به همین دلیل خیلی به هم نزدیک شدیم، اما راهی برای اینکه با هم زندگی کنیم وجود نداشت. سعید مهم‌ترین مانع بود. من می‌دانستم حتی اگر از او جدا شوم بعد از طلاق اذیتم می‌کند به همین دلیل هم نقشه قتل را طراحی و موضوع را با قاسم مطرح کردم و قرار شد با هم نقشه را اجرا کنیم. شب حادثه چون همسایه طبقه پایین نبود و کلید خانه‌اش دست من بود قاسم را به آنجا بردم. شب که شوهرم آمد از او خواستم به خانه همسایه سری بزند، وقتی وارد خانه شدم قاسم ابتدا دو ضربه به سرش زد و او را بیهوش کرد و بعد با شالی که به او دادم خفه‌اش کرد. هنوز صبح نشده ‌بود که جسد را به بیابان‌های اطراف بردیم و رها کردیم.  قاسم هم گفته‌های ژیلا را تایید کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته قرار بود محاکمه در شعبه 74 برگزار شود اما به دلیل حاضر نشدن دو فرزند مقتول و ناقص بودن مدارک اولیای‌دم، جلسه رسیدگی به بعد موکول شد.

منبع: عبرت


نظرات()   
   

عکس زن خائن مجرم

اواخر آبان ماه سال 1389 پیرمردی به دادسرای جنایی آمده و از ناپدپد شدن دختر 28 ساله خود به نام مریم خبر داد و گفت: دیروز دامادم با من تماس گرفته و مدعی شد ساعت 5 صبح، بعد از خروج از خانه هنگامی كه متوجه جا گذاشتن یكی از وسایل خود در خانه شده و به منزل برگشته است مردی ناشناس را در كنار همسر خود مشاهده كرده است. وی كه از دیدن این صحنه به شدت جا خورده با این مرد درگیر شده و با چاقو به شدت مجروح شده است. مریم نیز پس از نقش بر زمین شدن بهنام ( دامادم) به همراه آن مرد از خانه متواری شده است. من به عنوان پدر مریم می‌خواهم تحقیق بیشتری درباره این ماجرا انجام شود.

با ارجاع این پرونده به پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران كارآگاهان بررسی تخصصی خود را روی این موضوع آغاز كرده و در اولین اقدام به پرس و جو درباره چند و چون قصه از همسر این مرد پرداختند. البته آنها مجبور شدند برای این كار به بیمارستان بروند چرا كه بهنام به علت شدت جراحات وارده روی تخت دراز كشیده و تحت مراقبت پزشكی قرار داشت: آن روز ساعت 5 صبح از خانه خارج شده و به سمت محل كارم در جاده كرج حركت كردم. چون اتومبیلم خراب شده و باید آن را به تعمیرگاه می‌بردم پس از چند ساعت از كارفرمایم مرخصی گرفته و به خانه آمدم تا خودرویم را پیش مكانیك ببرم. اما به محض رسیدن به خانه و باز كردن در آپارتمان متوجه حضور مردی بیگانه در كنار همسرم شدم. آنها با مشاهده من یكه خورده و این مرد كه موهای بلندی هم داشت با چاقو به من حمله ور شد. او چند ضربه محكم به گردن و شكم من زده و به همراه مریم از خانه فرار كرد. قبل از خروج هم گوشی تلفن ثابت منزل را شكسته و سوئیچ اتومبیلم را به زور از دست‌هایم درآورد. در آخر هم در خانه را قفل كرده و با یكدیگرگریختند.

پس از رفتن آنها من كه به علت شدت خونریزی رمقی برایم نمانده بود با تلفن همراهم به برادرم زنگ زدم و از آنها كمك خواستم. بعد هم از هوش رفتم. روی تخت بیمارستان كه چشم باز كردم متوجه شدم برادرم و پدرم به سرعت خود را به منزل رسانده و پس از شكستن قفل در، مرا به پزشك رسانده و از مرگ نجاتم داده اند. كارآگاهان با چهره نگاری از متهم و نشان دادن تصاویر او به همسایه‌ها با خبر شدند این مرد جوان حدودا 30‌ساله است كه ساكنان مجتمع به كرات او را به عنوان راننده آژانس تاكسی سرویس مقابل خانه بهنام رویت كرده اند.

با شناسایی آژانس مزبور و اعزام مامور به آنجا سایر رانندگان هویت این مرد به نام علیرضا را مورد تایید قرار داده و پلیس بلافاصله با كسب نشانی برای بازداشت متهم به منزل وی در شهرك غزالی مراجعه كرد اما در بازجویی از همسایه‌ها متوجه شد علیرضا از دو روز پیش دیگر مراجعه‌ای به محل سكونت خود نداشته است. همسایه‌های متهم گفتند كه دیروز علیرضا را با موهایی كوتاه دیده‌اند و وقتی با تعجب از او كه علاقه فراوانی به داشتن موهای بلند داشت دراین باره پرسیده‌اند او گفته قصد مسافرت به یكی از كشورهای اروپایی و اقامت در آنجا را دارد و برای دریافت گذرنامه موهای خود را كم كرده است.

كاوش پلیس برای به دست آمدن نشانی جدید متهم شروع شد و سرانجام ماموران با كسب اطلاع از مخبران محلی دریافتند علیرضا در آپارتمانی در شهرك واوان به همراه مریم مشغول زندگی است. سبزپوشان قانون با اقدامی فوری این مخفیگاه را به محاصره درآورده و با در دست داشتن حكم قضایی علیرضا و مریم را دستگیر و با دستبند روانه اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ كردند.

علیرضا در مقابل افسر پرونده با اعتراف به جرم خود گفت: با مریم وقتی آشنا شدم كه به عنوان راننده آژانس برای رساندن او به خانه یكی از اقوامش به در منزلش رفتم. او پس از این آشنایی چند بار دیگر از تاكسی سرویس ما ماشین خواست و هربار من او را به مقصد می‌رساندم. طی این رفت و آمدها متوجه اختلاف او با شوهرش شدم و در جریان قصد مریم برای جدا شدن از همسرش قرار گرفتم. ارتباط ما به مرور نزدیك‌تر شد تا اینكه آن روز صبح وقتی در آپارتمان او بودم همسرش رسید و مسائل بعدی پیش آمد.

متهم دیگر این پرونده مریم نیز اینطور اقرار كرد: زمانی‌كه علیرضا برای اولین بار به عنوان راننده آژانس به در منزل آمد خود را راننده آژانس معرفی كرده و مدعی شد در مواقعی كه راننده ای برای بردن سرویس در آژانس حضور ندارد به ناچار خودش مسافران را به مقصد می‌رساند.

مدتی كه از آشنایی ما گذشت، وی این بار گفت كه مهندس طراح قطعات صنعتی بوده و علاوه بر مدیریت آژانس به عنوان مهندس نیز در یك كارخانه مشغول به كار است. در حالی‌كه ارتباط من و علیرضا هر روز بیشتر از روز قبل می شد و علیرضا نیز از قصد و نیت من برای متاركه از همسرم مطلع شده بود او به من پیشنهاد ازدواج داد.من هم به تصور اینكه او یك مهندس سرشناس و مالك یك آژانس اتومبیل كرایه ای است. به درخواست او برای ازدواج جواب مثبت دادم تا اینكه روز حادثه همسرم با حضور ناگهانی در خانه متوجه این ارتباط پنهانی شد.من هم پس از فرار از خانه و مخفی شدن در شهرك واوان بود كه متوجه شدم كه تمام حرف‌های علیرضا در خصوص مهندس بودنش و داشتن آژانس اتومبیل كرایه دروغ محض بوده و به قصد اغفال من این سخنان را به میان آورده است.سرهنگ عباسعلی محمدیان، با هشدار در خصوص ادعاهای كذب و دروغین برخی افراد سودجو گفت: صرف ادعاهای برخی افراد مبنی بر داشتن مشاغل حساس اجتماعی و داشتن تملك مالی بالا نمی تواند تصدیق كننده اظهارات آنها باشد و در بسیاری از موارد هستند افراد سودجو و فرصت طلبی كه در سایه اظهارات و ادعاهای دروغین خود باعث ایجاد مشكلات فراوان برای سایر افراد و حتی پاشیده شدن كانون زندگی افراد می شوند كه نمونه روشن آن‌را می توان در این پرونده مشاهده كرد.

 

* انجمن حمایت از حقوق مردان:

چه بسیار مواردی از جنایت های خونینی که توسط یک زن خیانتکار صورت می گیرد و منجر به قتل و یا جرح شوهرانشان می شوند. قطعا تبلیغات رسانه ای غرب از طریق ماهواره ها و اینترنت، کمکاری نهاد های فرهنگی و قانون گذار،گذشت های سیستم قضایی در مواجهه با زنان ، طرفداری فمینیست های چادری به توسط سایت ها و رسانه های زنان و دستگاه های زنان و زنانه نویسان سایت های زنانه با توجیهات پوچ و لیبرال آنها عامل افزایش این بی بندو باری و فحشا می تواند باشد.

برای دیدن موارد بیشتر می توانید به بخش [اعمال مجرمانه علیه مردان] مراجعه نمایید.

 

منبع: فردا نیوز


نظرات()   
   

به گزارش ظهور به نقل از مهر، ساعت ۶ و ۴۰ دقیقه صبح ۱۲ اسفند سال گذشته مأموران کلانتری ۱۸ قرچک ورامین از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ در جریان کشف جسدی در خیابان شهید رجایی قرار گرفتند.

با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که جسد متعلق به مردی حدودا ۳۰ ساله با شلوار مشکی ، تی شرت قرمز و کاپشن قهوه ای است که در داخل یک دستگاه خودرو وانت، در حالیکه تمامی درهای خودرو باز بوده ، کشف شده است .

تصویر زن خیانتکار با قاتل در دادگاه

تصویر زن خیانتکار با قاتل در دادگاه

با تأیید خبر از سوی کلانتری ، بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی شهرستان ورامین و قاضی کشیک دادگاه عمومی بخش قرچک اعلام و با حضور تیم جنایی پلیس آگاهی و قاضی فتاحی ، رئیس شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی بخش قرچک ، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت  .

با انتقال جسد به پزشکی قانونی و اعلام نظریه معاینه جسد ، وجود آثار ناشی از اصابت ضربه جسم سخت به ناحیه سر و همچنین انسداد مجاری تنفسی تأیید و پرونده در ادامه رسیدگی ، با موضوع “قتل عمد” در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت .

در ادامه و با شناسایی مقتول به نام بهمن ۳۱ ساله ، برادر وی به پلیس آگاهی ورامین مراجعه و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت : “صبح روز ۱۲ اسفند وقتی به محل کار خود رسیدم ، همسر برادرم با من تماس گرفت و عنوان داشت که بهمن از دیشب برای بردن بار از خانه خارج شده اما هنوز برنگشته است. من هم بلافاصله با گوشی تلفن همراه برادرم تماس گرفته ولی خاموش بود تا اینکه برادر بزرگترم با من تماس گرفت و عنوان داشت که از پلیس آگاهی ورامین با او تماس گرفته اند .

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه به تحقیق از همسر مقتول به نام “طاهره . ت” ۳۰ ساله پرداختند . وی در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت : ۱۱ اسفند همراه همسرم در منطقه بازار تهران بودم که متوجه شدم که بهمن به صورت تلفنی در حال صحبت کردن با شخصی است و قصد دارد تا برای او، باری را جابجا کند. ساعت ۹ شب ، بهمن با خودرو پیکان وانتش که با آن کار می کرد ، از خانه خارج شد و دیگر به خانه بازنگشت . حدود ساعت دو بامداد با تلفن همراهش تماس گرفتم اما گوشی خاموش بود تا سرانجام فردای آن روز به من خبر دادند که جسدش در ورامین کشف شده است .

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه اطلاع پیدا کردند که مقتول با هیچ فردی مشکل شخصی و یا دشمنی نداشته و اعضای خانواده اش نیز قادر به معرفی فرد مشخصی نیستند . در ادامه تحقیقات پلیسی به بررسی اظهارات اعضای خانواده مقتول پرداخته و در طول تحقیقات خود متوجه برخی اظهارات ضد و نقیض از سوی همسر وی شدند .

با به دست آمدن برخی شواهد و دلایل که نشان از وجود تناقضات در اظهارات اولیه همسر مقتول داشت ، بلافاصله تحقیقات فنی از همسر مقتول در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت و او نیز به ناچار لب به اعتراف گشود و در اولین اظهارات خود به کارآگاهان گفت : روز اول که در پلیس آگاهی حاضر شدم دروغ گفتم که همسرم برای باربری به خارج از منزل رفته ، در صورتیکه بهمن در خانه بود .

طاهره در ادامه اعترافات خود با معرفی پسر عمویش به عنوان عامل جنایت به کارآگاهان گفت :  از حدود یک سال پیش ، من با پسرعمویم به نام حسام به صورت تلفنی در ارتباط هستم و قصد داشتم تا با جدا شدن از همسرم با او ازدواج کنم. ابتدا همه چیز با پیامک های تلفنی شروع شد و کم کم پیامک ها زیاد شد و به تماس های تلفنی رسید . به مرور زمان علاقه ای بین ما ایجاد و زیاد شد ، بگونه ای که به همدیگر وابسته شدیم . حدودا ۵ الی ۶ ماه پیش ، من و حسام تصمیم گرفتیم تا بهمن را از زندگی خود خارج کنیم تا سرانجام ۱۱ اسفنداقدام به کشتن بهمن کردیم .

زن جوان در خصوص نحوه قتل همسرش به کارآگاهان گفت: موقع شام من یک بسته قرص خواب آور داخل دوغ ریخته و به بهمن دادم و او نیز پس از خوردن شام خوابید . منتظر حسام ماندم تا او نیز به خانه آمد . حسام گفت که یک وسیله سنگین برایش بیاورم و من نیز یک کاسه مسی به او دادم و او نیز چند ضربه به سر بهمن زد . ناگهان شوهرم از خواب بیدار شد که در همین زمان حسام بر رویس سینه اش افتاد و با دو دستش او را خفه کرد . نزدیکی های صبح بود که جسد بهمن را به داخل آسانسور برده و با کمک یکدیگر ، جسد را در پشت وانت پیکان همسرم گذاشته و به خارج از تهران منتقل کردیم . جسد را در کنار یک انبار در نزدیکی پلیس راه قرچک ورامین به همراه ماشین رها کرده و با ماشین کرایه به خانه بازگشتیم .

با توجه به اعترافات طاهره ، محل سکونت حسام  نیز در شهرستان نور شناسایی شد و کارآگاهان کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین با نیابت قضایی به این شهرستان اعزام و ۲۱ اسفند موفق به دستگیری حسام ۱۹ ساله شدند . حسام نیز پس از انتقال به پلیس آگاهی ورامین به ارتکاب جنایت اعتراف کرد .

سرهنگ کارآگاه آریا  حاجی زاده  ، معاون مبارزه با جرایم جنایی  پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام خبر کشف این پرونده از سوی کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین گفت : با توجه به اعترافات صریح متهم در خصوص ارتکاب جنایت در محل سکونت مقتول واقع در خیابان فدائیان اسلام ، پرونده به همراه متهمان در اختیار دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفتند و به دستور قاضی قریشی زاده ، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی هر دو متهم با قرار بازداشت موقت و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته اند .

به نقل از ظهور


نظرات()   
   

رابطه پنهانیرابطه پنهانی و غیر اخلاقی منجر به قتل شوهر شد

به گزارش خبرنگار روزنامه جوان ، شامگاه چهارم مهرماه سال گذشته مأموران پلیس پاكدشت از كشف جسد مرد جوانی داخل یك وانت پیكان در حاشیه شهر با خبر شدند. بررسی‌ها نشان داد، راننده وانت در حالی كه پشت فرمان نشسته بود بر اثر اصابت یك ضربه چاقو به گردنش فوت شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بررسی‌های بیشتر نشان داد جسد متعلق به مردی به نام نایب است. همسر او- شیوا- بعد از شناسایی جسد شوهرش گفت: نایب میوه فروش بود و با وانت در اطراف شهر میوه‌فروشی می‌كرد. عصر روز حادثه از خانه بیرون رفت و تا هنگام كشف جسد از او خبری نداشتم.
در شاخه دیگری از تجسس‌های جنایی، شماره تلفن‌همراه همسر مقتول ردیابی شد تا اینكه مأموران به پیامك‌های عاشقانه كه از سوی پسر جوانی به نام همت برایش ارسال شده بود، مظنون شدند. بنابراین شیوا برای دومین بار مورد بازجویی قرار گرفت. او به مأموران گفت: مدتی قبل با همت آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و مدتی با هم رابطه پنهانی داشتیم. مدتی كه گذشت، همت از من خواست شوهرم را به قتل برسانیم و بعد با هم ازدواج كنیم. شب حادثه بعد از اینكه شوهرم با وانت از خانه خارج شد، همت در مسیر به بهانه‌ای سوار ماشین او شد و شوهرم را به قتل رساند.
بعد از اقرار‌های شیوا، مأموران همت را دستگیر كردند. او در اولین بازجویی‌ها اتهام قتل را قبول كرد و گفت: بعد از اینكه با شیوا آشنا شدم به او علاقه پیدا كردم. ما چند بار با هم رابطه داشتیم و برای رسیدن به او تصمیم به قتل شوهرش گرفتم تا اینكه شب حادثه مطابق نقشه او را به قتل رساندم. بعد از انجام تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱۳ دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه شریفی، نماینده دادستان تهران گفت: برای همت به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و برای شیوا به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع درخواست مجازات قانونی دارم.
بعد از اینكه اولیای دم خواسته خودشان را قصاص عنوان كردند، قاضی محمدسلطان همت یار متهم را به جایگاه دعوت كرد. همت گفت: من اتهام‌های خودم را قبول ندارم. اما قبول دارم كه شیوا را می‌شناختم و بعد از اینكه شماره تلفن همراهش را به دست آوردم با او رابطه تلفنی داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم. متهم ادامه داد: من در اولین بازجویی‌ها تحت فشار پلیس اقرار به قتل كردم به طوری كه پایم مجروح شد. قاضی همت یار گفت: شما به كمیسیون ویژه پزشكی قانونی معرفی شده‌اید. پزشكان بعد از معاینه شما اعلام كرده‌اند كه درد پایتان به خاطر بیماری می‌باشد و ضربه‌ای به آن وارد نشده است.
متهم در توضیح شب حادثه گفت: آن شب من داشتم از محل عبور می‌كردم. دیدم كه وانت پیكانی به طور مرموزی كنار جاده پارك شده است. وقتی به آن نزدیك شدم دیدم راننده كنار ماشین افتاده و زخمی شده است. با زحمت او را سوار ماشینش كردم و خودم پشت فرمان نشستم تا او را به بیمارستان ببرم. هرچه تلاش كردم، ماشین او روشن نشد و حال وی هم بدتر شد. به خاطر همین ترسیدم و فرار كردم.
قاضی سؤال كرد: بعد از اینكه شما را بازداشت كردند جراحتی روی دست شما كشف شده كه نشان می‌دهد هنگام درگیری روی داده است. متهم گفت: من هنگام كار كردن دستم زخم شده بود. قاضی سؤال كرد: اگر مرتكب قتل نشدی چرا صحنه جرم را بازسازی كردی؟ متهم جواب داد: قبول دارم كه در صحنه بازسازی به قتل اقرار كرده‌ام. آنجا گفتم كه با چاقو یك ضربه به مقتول زدم اما حالا حرف خودم را پس می‌گیرم. در ادامه قاضی شیوا را به جایگاه دعوت كرد. او اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع با همت را انكار كرد. شیوا گفت من قبول دارم كه با همت به صورت تلفنی رابطه داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم اما برای قتل شوهرم توطئه نچیدم.
قاضی همت یار بعد از شنیدن دفاعیات متهمان و وكلای آنها، ختم جلسه را اعلام كرد و با اعضای دادگاه- رستمی، قاسمی، عرب و قادری- وارد شور شد.

 

منبع: روزنامه جوان پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱


نظرات()   
   

 

زن جوان وقتی با همدستی جوان مورد علاقه اش همسر خود را به قتل رساند، با صحنه سازی  ادعا کرد سارقان بعد از سرقت طلاهایش، همسر وی را به قتل رسانده اند اما واقعیت این جنایت خیلی زود فاش شد.

«دزدها شوهرم را کشتند»؛ شامگاه یکی از نخستین روزهای آذر ماه گذشته، اهالی منطقه ای در کرج با داد و فریادهای یک زن و درخواست کمک او در جریان وقوع حادثه ای تلخ و خونین قرار گرفتند.در جریان این حادثه سرایدار یکی از باغ های اطراف کرج به طرز وحشیانه ای در رختخوابش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسیده بود.با گزارش این جنایت و حضور بازپرس شعبه 21 دادسرای جنایی کرج و کارآگاهان جنایی در قتلگاه مرد جوان، تحقیقات پلیسی و قضایی برای کشف راز این جنایت کلید خورد.

در بررسی های اولیه، همسر مقتول که ادعا می کرد شاهد وقوع جنایت بوده، تحت بازجویی قرار گرفت و درحالی که به شدت گریه می کرد، گفت: شب حادثه به همراه برادر شوهرم و خانواده اش برای میهمانی به منزل یکی از همسایه ها رفته بودیم اما شوهرم از آمدن با ما امتناع کرد. وقتی نیمه های شب بعد از پایان میهمانی به خانه بازگشتم، ناگهان 2 مرد ناشناس به من حمله ور شده و بعد از بستن دست و پاهایم، طلاهایم را سرقت کرده و فرار کردند. من هم بعد از تقلای زیاد توانستم دست و پایم را باز کنم اما وقتی به سراغ همسرم رفتم، در کمال ناباوری با جسد خونین او روبه رو شدم.

دزدها را ندیدم

درحالی که تنها سرنخی که در اختیار پلیس قرار داشت، اظهارات شاهد پرونده بود، وی ادعا می کرد چهره تبهکاران را ندیده است. این اظهارات در حالی بیان می شد که هیچ گونه شکستگی ای روی قفل در یا شیشه ها وجود نداشت و با وجود اینکه همسر مقتول ادعا می کرد سارقان دست و پای وی را بسته و جواهرات وی را به زور به سرقت برده اند اما آثار ضرب و شتم روی بدن وی وجود نداشت.

با توجه به این سرنخ ها، زن جوان به عنوان یکی از مظنونان اصلی مورد توجه پلیس قرار گرفت و وقتی بررسی ها نشان داد وی از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و با مرد جوانی به نام افشین در ارتباط بوده، شک پلیس درباره دخالت این زن و جوان مورد علاقه اش در این جنایت تقویت شد.

با این اطلاعات بازجویی از همسر مقتول آغاز شد و وی سرانجام در بازجویی های پلیسی اعتراف کرد بعد از آشنایی با افشین تصمیم به قتل همسرش گرفته و شب حادثه نیز با طراحی نقشه ای، به بهانه میهمانی از منزل خارج شده اما بعد از بازگشت به خانه، با قرار قبلی ای که با افشین داشته، مرد جوان وارد خانه آنها شده و با وارد آوردن ضربات مرگبار، شوهرش را در خواب به قتل رسانده و بعد برای آنکه پلیس به راز این جنایت پی نبرد، وی داستان سرقت طلاها را ساخته است. با اعتراف زن جوان، ماموران، افشین را در یک قرار صوری به دام انداخته و دستگیر کردند.

میلاد حمیدی:

باز هم قتل شوهر و زن خیانتکار!!!

آمار سرسام آور خیانت زنان به شوهرانشان سر به فلک می زند.

به راستی این چه زنانی هستند؟


نظرات()   
   

دو مرد که در توطئه ای شیطانی، شوهر زن خیانتکار را در خواب خفه کرده بودند، با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران به مرگ محکوم شدند.

روزنامه ایران در این باره نوشت:

براساس اوراق پرونده، «روح الله» و «مهدی» متهم اند سوم خرداد امسال با همدستی زنی به نام «ناهید»، همسر وی را در جنایتی هولناک به قتل رسانده و پس از صحنه سازی، از محل جنایت متواری شدند.

به دنبال اعلام خبر قتل به پلیس کرج، تیم جنایی دریافتند «ثابت»- مقتول- نیمه شب در خانه اش- حوالی کرج- به دست افراد ناشناس به قتل رسیده است.

همسر مقتول که مدعی بود توسط جنایتکاران در یکی از اتاق های خانه حبس شده، به کارآگاهان گفت: دزدان سیاهپوش پس از قتل شوهرش، جواهرات وی را به سرقت برده اند. اما کارآگاهان پس از بررسی های تخصصی به رابطه پنهانی وی با مردی به نام «روح الله» پی بردند.

با افشای این راز، «ناهید» پرده از راز جنایت برداشت و گفت: شب حادثه در غذای شوهرم داروی خواب آور ریختم و در خانه را نیمه باز گذاشتم تا «روح الله» و دوستش وارد شوند. نیمه های شب «روح الله» پس از ورود ابتدا با چکش ضربه ای به سر شوهرم زد و بعد هم با کمک دوستش او را با طناب خفه کردند.

سه متهم  برای آخرین دفاع در برابر هیأت قضایی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست نورالله عزیزمحمدی قرار گرفتند.

«روح الله» سعی کرد با طرح اظهارات متناقض، مسیر تحقیقات را منحرف کند اما پس از دریافت دفاعیات متهمان، هیأت قضایی پرونده وارد شور شده و به اتفاق آرا، «روح الله» و «مهدی» را به اعدام و «ناهید» را به 15 سال زندان محکوم کردند.

میلاد حمیدی:

به نظر می رسد برای چنین زن خیانتکاری 15 سال حبس خیلی مجازات خفیفی است. اینطور نیست؟

باز هم شاهد پایمال شدن خون یک مرد توسط یک زن خائن هستیم.

انصافا جنایت اصلی توسط این زن انجام نشده است؟!


نظرات()   
   

به گزارش خبرنگار مهر، مرداد سال گذشته ماموران پلیس آگاهی شیراز در جریان تیراندازی به سوی مردی در این شهر قرار گرفتند. تیم پلیسی پس از حضور در بیمارستان متوجه شدند مرد جوان به نام امیر در حال رفتن به خانه بود که از سوی فردی ناشناس هدف گلوله قرار گرفته بود. با تلاش پزشکان امیر از مرگ نجات یافت.

زن خیانتکار

 

در حالیکه تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، یک هفته بعد از این ماجرا کارآگاهان در جریان قتل مردی در خانه اش قرار گرفتند. تیم جنایی پس از حضور در محل دریافتند، مقتول همان مردی است که چندی قبل هدف گلوله قرار گرفته بود. عامل جنایت این بار نیمه های شب وارد خانه شده و او را در خواب با شلیک گلوله به قتل رسانده و از محل فرار کرده بود.

همسر مقتول که شوکه شده بود در جریان تحقیقات به ماموران گفت : پس از مرخص کردن همسرم از بیمارستان او را به خانه آوردیم. شب حادثه حدود ساعت 12 با صدای شلیک گلوله از خواب بیدار شدم. مرد نقابداری را بالای سر خود دیدم که یک اسلحه در دست داشت. او سریع از خانه گریخت. وقتی چراغ را روشن کردم متوجه قتل شوهرم شدم.

پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران در برابر پرونده قتلی با انگیزه انتقامجویی قرار گرفتند.

کارآگاهان که متوجه تناقض گویی های همسر مقتول به نام لیلا شده بودند، تحقیقات را بر روی او متمرکز کرده و دریافتند او با مردی به نام حبیب ارتباط پنهانی دارد با کشف این سرنخ لیلا دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد. او در بازجویی های اولیه منکر ارتباط با حبیب شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت : شش ماه قبل در آموزشگاه با زنی آشنا شده و یک روز دفترم را به او دادم تا از آن یادداشت بردارد. دو روز بعد برای گرفتن دفترم با آن زن تماس گرفتم که مردی به تلفن پاسخ داد. به تصور اینکه همسر دوستم است برای گرفتن دفتر با او قرار گذاشتم. در محل قرار متوجه شدم که آن روز شماره را اشتباه گرفته ام و آن مرد همسر دوستم نیست. مرد جوان که حبیب نام داشت از آن روز با تلفن و پیامک با من در ارتباط بود و بعد از مدتی به هم علاقه مند شدیم. هر دوی ما متاهل بودیم و با وجود علاقه ای که بهم داشتیم نمی توانستیم با یکدیگر ازدواج کنیم. یک روز حبیب از من خواست از شوهرم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم اما شوهرم حاضر به طلاق دادنم نبود. حبیب همیشه می گفت این سد را از سر راه زندگیمون بر می دارد. وقتی شوهرم کشته شد تازه متوجه حرفش شدم.

با این اعترافات حبیب دستگیر شد که پس از انتقال به اداره آگاهی شیراز در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد.

با تکمیل تحقیقات پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی عرفانی زاده برگزار شد نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت : در این پرونده حبیب متهم به مباشرت در قتل عمدی امیر و لیلا متهم به معاونت در قتل هستند. با توجه به تحقیقات صورت گرفته در دادسرا ارتکاب قتل از سوی متهمان محرز بوده و برای آنها تقاضای مجازات قانونی دارم. در ادامه اولیای دم مقتول با حضور در جایگاه خواستار قصاص عامل جنایت شدند.

حبیب وقتی در جایگاه قرار گرفت با قبول اتهاماتش گفت : من به لیلا علاقه مند بودم و می خواستم با او ازدواج کنم. ابتدا در مسیر امیر کمین کردم و او را با گلوله زدم که جان سالم به در برد. بعد هم با کمک لیلا او را در خانه کشتم. شب حادثه لیلا در خانه را برایم باز کرد.

سپس لیلا در جایگاه قرار گرفت و گفت : من از ماجرای قتل بی خبر هستم و نمی دانستم حبیب می خواهد شوهرم را بکشد.

پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها قاضی عرفانی زاده همراه چهار قاضی مستشار دادگاه - فارسی، رستگاری، مظفر و سجادی نژاد - وارد شور شده و حبیب را به قصاص محکوم کردند. لیلا نیز به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم شد.

میلاد حمیدی:" سوال این است که تکلیف بحث خیانت این زن چه شد؟!!!"

 

منبع : سیمرغ


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو