کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر رابطه نامشروع

زنی که پس از رابطه نامشروع، مردی را کشته و صورتش را در کباب‌‌پز سوزانده بود، از قصاص نجات یافت
تاریخ انتشار : یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۵۸
چهارم خرداد ‌سال ٩٠ زن ٤٠ ساله‌ای به کلانتری ١١٥ رازی در تهران رفت و از ناپدید شدن شوهرش خبر داد،

به گزارش ایران، بدین ترتیب جست وجوی کارآگاهان برای یافتن ردپای این مرد آغازشد. اما دو روز بعد ازاین شکایت، جسد مثله شده مردی که صورتش به‌طور کامل سوخته بود، در خیابان بازرگان پیدا شد.کارآگاهان جنایی نیز در تحقیقات متوجه شدند این جسد متعلق به شوهر همان زن ٤٠ ساله است که دو روز قبل شکایت کرده بود.

از سوی دیگربا مشخص شدن هویت جسد کارآگاهان در تحقیقات بعدی پی بردند مقتول با زنی ٥٠ ساله در ارتباط بوده است. بنابراین مظنون اصلی کارآگاهان همین زن بود که شناسایی شد.او نیز دریکی از محله‌های قدیمی تهران بازداشت شد اما دربازجویی‌ها منکر قتل شد. با این حال در بازرسی از خانه‌اش لکه‌هایی از خون در حمام کشف شد.

بنابراین متهم بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت واین بار گفت: «شوهر صیغه‌ای‌ام این مرد را کشت و جسدش را مثله کرده است. چون تصور می‌کرد که این مرد با من ارتباط داشته است.»

با این اعتراف‌ها، شوهر این زن دستگیر شد و به مأموران گفت: «همسرصیغه‌ای من به خاطر اینکه مقتول پولش را خورده بود، از او کینه به دل داشت، برای همین او را به تنهایی کشت و جسدش را مثله کرده است. ضمن اینکه او خودش با من تماس گرفت و گفت برای کمک به خانه‌اش بروم. وقتی رفتم دو کیسه پلاستیکی مشکی رنگ درخانه داشت که گفت باید آنها را از خانه خارج کنم و در راه متوجه شدم که درون کیسه‌ها جسد مثله شده‌ای قراردارد.

سرانجام عامل جنایت مجبور به اعتراف شد و این‌بار راز جنایت هولناکی را فاش کرد کرد و گفت: «از مقتول کینه به دل داشتم. برای همین او را به خانه‌ کشاندم و پس از بیهوش کردنش، او را با ضربات چکش کشتم. بعد جسدش را مثله کردم و صورتش را هم متلاشی کردم تا شناسایی نشود. جسد را با کیسه‌های پلاستیکی به بیرون منتقل کردم و البته سرش را هم داخل کباب‌پز گذاشتم تاشناسایی نشود.

پس از این اعتراف های تکان‌دهنده، درنهایت کیفرخواست علیه این زن صادرشد و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

وی زمانی که در این شعبه محاکمه شد اظهارات تازه‌ای مطرح کرد و به قضات دادگاه گفت: مقتول قصد داشته او را مورد تعرض قرار دهد که مجبور شده او را بکشد.

در پایان محاکمه نیز قضات دادگاه وارد شور شده و به دلیل نقص تحقیقات درباره این جنایت، پرونده را به دادسرا بازگرداندند. با رفع این نواقص، بار دیگر این زن در مقابل دادرسان دادگاه قرار گرفت و خانواده مقتول خواستار قصاص وی شدند.اما متهم با وجود اصرار‌ قضات برای بیان اظهاراتش سکوت کرد و هیچ دفاعی بیان نکرد و در پایان نیز قضات وارد شور شدند و او را به قصاص محکوم کردند؛ اما با توجه به نظر رئیس قوه قضائیه در رابطه با تعیین تکلیف بازماندگان صغیرمقتول حکم نقض شد و پرونده به شعبه دیگری فرستاده شد.

در این مدت نیز اولیای دم با حضور در دادگاه کیفری با اعلام رضایت خواستار دریافت دیه شدند.
بنابراین با رأی قضات شعبه دهم دادگاه کیفری تهران، عامل قتل با پرداخت ١١٠‌میلیون تومان از مجازات اعدام رهایی یافت.


نظرات()   
   

خراسان نوشت:

موتورسواران نقابداری که جوان مزداسواری را در بولوار توس مشهد و با شلیک گلوله به قتل رسانده بودند، در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و با صدور دستورات ویژه ای از سوی مقام قضایی دستگیر شدند و به ارتکاب قتل اعتراف کردند.

به گزارش خراسان، ساعت ۲۰ آخرین روزهای شهریور، ۳ جوان نقابدار که سوار بر یک دستگاه موتورسیکلت بودند و جوان مزداسواری را تعقیب می کردند، وارد توس ۹۱ شدند. ناگهان یکی از سرنشینان موتورسیکلت سلاح کلت کمری را بیرون کشید و در حال حرکت چند گلوله به سمت راننده ۲۵ساله شلیک کرد. راننده مزدا ۱۶۰۰تک کابین که وحشت زده به حرکت خود ادامه می داد، دستش را روی سرش گرفت که گلوله ای به دستش اصابت کرد اما سرنشین موتورسیکلت که دیگر کنار خودرو قرار گرفته بود، با شلیک های متعدد، توان حرکت را از او گرفت و کنترل فرمان از دست راننده خارج شد. راننده مذکور که گلوله ای نیز به قفسه سینه اش اصابت کرده بود، خون آلود روی فرمان افتاد و خودروی او نیز به دیوار مدرسه دخترانه برخورد کرد.

سرنشین موتورسیکلت به آرامی و با خونسردی تمام و در حالی که چشمان حیرت زده شهروندان به او خیره شده بود، از موتورسیکلت پیاده شد. او در خودرو را گشود و پس از آن که نگاهی به پیکر بی جان راننده جوان کرد سوار بر موتورسیکلت شد و به همراه همدستانش از صحنه حادثه گریخت.

دقایقی بعد با اطلاع شهروندان، خودروهای پلیس آژیرکشان به محل حادثه رسیدند و با دیدن جسد مقتول، ماجرا را به قاضی ویژه قتل عمد اعلام کردند.

این گزارش حاکی است، با حضور قاضی سیدجواد حسینی و عوامل بررسی صحنه جرم در توس ۹۱، بررسی های قضایی در این باره آغاز شد اما عاملان جنایت مسلحانه با طراحی یک نقشه حساب شده هیچ سرنخی از خود بر جای نگذاشته بودند، بنابراین به دستور بازپرس شعبه ۸۱۱ مجتمع قضایی شهیدقدوسی مشهد پوکه های به جا مانده از شلیک گلوله و دیگر آثار در حالی جمع آوری شد که شیشه های خودرو نیز بر اثر اصابت گلوله شکسته بود. هنوز ساعتی از این ماجرا نگذشته بود که اعضای خانواده مقتول به صحنه حادثه رسیدند و بدین ترتیب هویت مقتول که «ع» نام داشت، شناسایی شد.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی درباره چگونگی کشف راز این جنایت هولناک به خراسان گفت: پس از آن که پرونده به دستور قاضی ویژه قتل عمد، برای دستگیری عاملان قتل به پلیس آگاهی ارسال شد، این پرونده در اختیار یکی از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی قرار گرفت و از همان لحظات اولیه، تحقیقات با شیوه فنی و تخصصی ادامه یافت.

سرهنگ کارآگاه حسین بیدمشکی افزود: ساعاتی بعد از ماجرای قتل، کارآگاهان به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می داد راننده یک دستگاه خودروی سمند در حالی که بسیار مضطرب بود برای تعمیر خودرو به یک تعمیرگاه در اطراف محل جنایت مراجعه کرده است و رهگذران اسلحه کلتی را که در حالت اضطراب از کمر وی روی زمین افتاده، مشاهده کرده اند.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی تصریح کرد: پیگیری شبانه همین سرنخ مشخص کرد که راننده خودرو نسبتی نیز با مقتول دارد.

بنابراین راننده با توجه به مشخصات خودروی سمند که به طور امانت در دست او بود، به همراه برادرش دستگیر و برای انجام بازجویی به پلیس آگاهی هدایت شد.

این مقام ارشد انتظامی خاطرنشان کرد: در بازجویی های پلیسی مشخص شد که آنان در جنایت مسلحانه نقش داشته اند و در ادامه تحقیقات نیز عامل اصلی قتل که در شمال کشور به سر می برد در حالی با شگردهای تخصصی دستگیرشد که همسر او نیز با صدور دستوراتی از سوی قاضی حسینی بازداشت شده بود.

سرهنگ بیدمشکی با اشاره به اعترافات متهمان گفت: عامل اصلی قتل که جوان ۲۸ساله ای به نام «م» است و در حضور مقام قضایی به تناقض گویی پرداخته بود، در بازجویی ها ادعا کرد: «ع» (مقتول) در یک مجلس عروسی فامیلی با همسرم که از بستگانش می باشد به طور تلفنی ارتباط برقرار کرده بود که مدتی بعد من پی به ارتباط نامشروع آنان بردم و موضوع را به برادران همسرم گفتم اما وقتی آن ها این ماجرا را باور نکردند پرینت تلفن همسرم را که به نام خودم بود، گرفتم و به آن ها نشان دادم و بدین ترتیب نقشه قتل «ع» را کشیدیم.

چند روز قبل از وقوع جنایت، منزل اجاره ای ام واقع در بولوار توس را تخلیه کردم و سپس از همسرم خواستم تا با دادن یک پیامک عاشقانه او را به منزل مذکور بکشاند. وقتی «م» با پیامک همسرم به محل آمد و ما را دید سوار خودرواش شد و فرار کرد. ما هم ۳نفری سوار موتورسیکلت شدیم و او را تعقیب کردیم که در نهایت من با شلیک گلوله وی را به قتل رساندم.

گزارش خراسان حاکی است، در پی اعترافات صریح آنان، مقام قضایی با صدور قرار بازداشت موقت عامل اصلی قتل را به اتهام مشارکت و متهمان دیگر را به اتهام معاونت در جنایت مسلحانه در حالی روانه زندان کرد که اتهام رابطه نامشروع نیز به همسر متهم به قتل تفهیم شده است.


نظرات()   
   

معلم امریکایی که قصد فرار با معشوق ۱۵ ساله اش به مکزیک را داشت دستگیر شد.این معلم امریکایی ۲۹ ساله است و به جرم برقراری رابطه جنسی با یک دانش آموز ۱۵ ساله و نقشه فرار به مکزیک به همراه او بازداشت شد. کاترین مورای به همراه این نوجوان در خانه پدری اش پیدا شد و این در حالی بود که آنها از هر نوع رابطه نزدیک با هم منع شده بودند.

3443_5645

او بعد از حضور در مقابل قاضی دادگاه اعلام کرد قصد داشته زندگی جدیدی به همراه این نوجوان در مکزیک آغاز کند. او در اواخر سال جاری دادگاهی خواهد شد و به اتهام ارتکاب ۴ بار رابطه جنسی با یک نوجوان زیر سن قانونی با مجازات ۲۰ سال زندان روبروست.

325_645

مقامات میگویند با حضور پلیس این نوجوان قصد فرار از منزل را داشته و خانواده اش به پلیس اعلام کرده بودند که او فراری است و به این ترتیب اتهام جدید پناه دادن به یک فراری نیز به اتهامات این خانم اضافه شده است.روسای مدرسه ای که این معلم در آن به تدریس مشغول بوده است اعلام کردند این نفرت انگیز ترین کاری است که یک معلم میتواند انجام دهد و دادگاه باید نهایت مجازات را برای او در نظر بگیرد.

منبع : Parsnaz.ir


نظرات()   
   

رابطه پنهانیرابطه پنهانی و غیر اخلاقی منجر به قتل شوهر شد

به گزارش خبرنگار روزنامه جوان ، شامگاه چهارم مهرماه سال گذشته مأموران پلیس پاكدشت از كشف جسد مرد جوانی داخل یك وانت پیكان در حاشیه شهر با خبر شدند. بررسی‌ها نشان داد، راننده وانت در حالی كه پشت فرمان نشسته بود بر اثر اصابت یك ضربه چاقو به گردنش فوت شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بررسی‌های بیشتر نشان داد جسد متعلق به مردی به نام نایب است. همسر او- شیوا- بعد از شناسایی جسد شوهرش گفت: نایب میوه فروش بود و با وانت در اطراف شهر میوه‌فروشی می‌كرد. عصر روز حادثه از خانه بیرون رفت و تا هنگام كشف جسد از او خبری نداشتم.
در شاخه دیگری از تجسس‌های جنایی، شماره تلفن‌همراه همسر مقتول ردیابی شد تا اینكه مأموران به پیامك‌های عاشقانه كه از سوی پسر جوانی به نام همت برایش ارسال شده بود، مظنون شدند. بنابراین شیوا برای دومین بار مورد بازجویی قرار گرفت. او به مأموران گفت: مدتی قبل با همت آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و مدتی با هم رابطه پنهانی داشتیم. مدتی كه گذشت، همت از من خواست شوهرم را به قتل برسانیم و بعد با هم ازدواج كنیم. شب حادثه بعد از اینكه شوهرم با وانت از خانه خارج شد، همت در مسیر به بهانه‌ای سوار ماشین او شد و شوهرم را به قتل رساند.
بعد از اقرار‌های شیوا، مأموران همت را دستگیر كردند. او در اولین بازجویی‌ها اتهام قتل را قبول كرد و گفت: بعد از اینكه با شیوا آشنا شدم به او علاقه پیدا كردم. ما چند بار با هم رابطه داشتیم و برای رسیدن به او تصمیم به قتل شوهرش گرفتم تا اینكه شب حادثه مطابق نقشه او را به قتل رساندم. بعد از انجام تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱۳ دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه شریفی، نماینده دادستان تهران گفت: برای همت به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و برای شیوا به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع درخواست مجازات قانونی دارم.
بعد از اینكه اولیای دم خواسته خودشان را قصاص عنوان كردند، قاضی محمدسلطان همت یار متهم را به جایگاه دعوت كرد. همت گفت: من اتهام‌های خودم را قبول ندارم. اما قبول دارم كه شیوا را می‌شناختم و بعد از اینكه شماره تلفن همراهش را به دست آوردم با او رابطه تلفنی داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم. متهم ادامه داد: من در اولین بازجویی‌ها تحت فشار پلیس اقرار به قتل كردم به طوری كه پایم مجروح شد. قاضی همت یار گفت: شما به كمیسیون ویژه پزشكی قانونی معرفی شده‌اید. پزشكان بعد از معاینه شما اعلام كرده‌اند كه درد پایتان به خاطر بیماری می‌باشد و ضربه‌ای به آن وارد نشده است.
متهم در توضیح شب حادثه گفت: آن شب من داشتم از محل عبور می‌كردم. دیدم كه وانت پیكانی به طور مرموزی كنار جاده پارك شده است. وقتی به آن نزدیك شدم دیدم راننده كنار ماشین افتاده و زخمی شده است. با زحمت او را سوار ماشینش كردم و خودم پشت فرمان نشستم تا او را به بیمارستان ببرم. هرچه تلاش كردم، ماشین او روشن نشد و حال وی هم بدتر شد. به خاطر همین ترسیدم و فرار كردم.
قاضی سؤال كرد: بعد از اینكه شما را بازداشت كردند جراحتی روی دست شما كشف شده كه نشان می‌دهد هنگام درگیری روی داده است. متهم گفت: من هنگام كار كردن دستم زخم شده بود. قاضی سؤال كرد: اگر مرتكب قتل نشدی چرا صحنه جرم را بازسازی كردی؟ متهم جواب داد: قبول دارم كه در صحنه بازسازی به قتل اقرار كرده‌ام. آنجا گفتم كه با چاقو یك ضربه به مقتول زدم اما حالا حرف خودم را پس می‌گیرم. در ادامه قاضی شیوا را به جایگاه دعوت كرد. او اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع با همت را انكار كرد. شیوا گفت من قبول دارم كه با همت به صورت تلفنی رابطه داشتم و گاهی برای هم پیامك می‌فرستادیم اما برای قتل شوهرم توطئه نچیدم.
قاضی همت یار بعد از شنیدن دفاعیات متهمان و وكلای آنها، ختم جلسه را اعلام كرد و با اعضای دادگاه- رستمی، قاسمی، عرب و قادری- وارد شور شد.

 

منبع: روزنامه جوان پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۱


نظرات()   
   

به نام خدا
 زن جوان كه با همدستی یك مرد جوان شوهر 30 ساله خود را به قتل رسانده بود پس از دستگیری به قتل اعتراف كرد.



ساعت 18 روز 15 شهریور مأموران كلانتری 170 كهریزك از طریق مركز فوریت‌های پلیسی 110، در جریان خبر كشف جسد مثله‌ شده‌ای در ضلع شمالی میدان تبائین شدند.
با حضور مأموران در محل و تأیید خبر، مراتب به بازپرس كشیك قتل دادگاه كهریزك اعلام و با حضور عوامل تشخیص هویت و بازپرس كشیك، جسد مثله شده كشف شده به پزشكی قانونی انتقال پیدا كرد.
با تشكیل پرونده مقدماتی و به دستور شعبه 102 دادگاه كهریزك، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار كارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
برابر نظریه پزشكی قانونی، جسد مثله شده متعلق به مرد جوان حدوداً 30 ساله‌ای بود كه پس از به قتل رسیدن و مثله شدن، از محل ارتكاب جنایت به محل كشف جسد منتقل شده است.
در حالیكه تحقیقات كارآگاهان اداره دهم در جهت شناسایی هویت مقتول در مراحل ابتدایی قرار داشت، در تاریخ 18 شهریور خانم جوانی به همراه برادرش به كلانتری 170 مراجعه و عنوان كرد همسرش به هویت محسن 31 ساله در ساعت 24 روز 14 شهریور جهت خرید سیگار از منزل خارج شده و دیگر به منزل مراجعه نكرده است.
با توجه به اظهارات خانم جوان و نزدیكی مشخصات همسر این خانم با جسد مكشوفه، زن جوان به همراه برادرش به پزشكی قانونی اعزام و در آنجا جسد مشكوفه از سوی آنها مورد شناسایی قرار گرفت.
با شناسایی هویت مقتول و در تحقیقات انجام شده از سوی كارآگاهان مشخص شد كه مقتول از مدتی پیش با همسرش دچار اختلاف شده بگونه‌ای كه در چندین نوبت نیز، این درگیری‌ها شدت بالایی به خود گرفته است.
با توجه به اطلاعات جدید، بار دیگر تحقیقات از همسر مقتول آغاز شد؛ در طول تحقیقات جدید از سحر همسر مقتول و با توجه به اظهارات وی و تناقضات موجود در این اظهارات، مظنونیت نسبت به همسر مقتول شكل گرفت و تحقیقات نامحسوس و پلیسی از سحر در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت.
در تحقیقات انجام شده مشخص شد كه سحر از یك سال گذشته با جوان دیگری به هویت سعید 30 ساله آشنا و در طول این یك سال نیز آشنایی آنها ادامه داشته است.
با شناسایی محل تردد سعید 30 ساله در پایانه مسافربری غرب تهران، كارآگاهان اداره دهم در 11 دی جهت انجام تحقیقات به این پایانه مسافربری رفتند اما سعید با مشاهده كارآگاهان ضمن درگیری با آنها قصد فرار از دست آنها را داشت اما با وجود تمامی تلاش‌ها برای فرار، دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
سعید پس از انتقال به اداره دهم، با وجود انكارهای اولیه درباره آشنایی خود با همسر مقتول سرانجام به ارتباط خود با سحر اعتراف و در ادامه تحقیقات پلیسی، به ارتكاب جنایت و نقش و مشاركت سحر در قتل محسن اعتراف كرد؛ با اعترافات صریح سعید درباره مشاركت سحر در قتل همسرش، او نیز روز 18 دی دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
سحر كه دیگر چاره‌ای جز اعتراف نداشت، در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: در حدود یك سال پیش بود كه به عنوان مسافر سوار ماشین سعید شدم؛ از آن روز به بعد آشنایی من و سعید هر روز بیشتر شد تا اینكه با شدت گرفتن اختلافات میان من و همسرم تصمیم به قتل محسن گرفتم و برای همین موضوع را با سعید در میان گذاشته و او را در این جنایت با خود همراه كردم.
سحر درباره زمان جنایت نیز به كارآگاهان گفت: ساعت 11 شب 14 شهریور با طرح و نقشه قبلی و در حالیكه سعید در بیرون از خانه منتظر علامت من بود چندین قرص خواب‌آور در داخل آبمیوه ریخته و به محسن دادم و او نیز آبمیوه را نوشید و به حالت بیهوش روی زمین افتاد؛ من كه تصور می‌كردم محسن به طور كامل بیهوش شده، در خانه را باز كردم و سعید داخل خانه شد اما در همین لحظه بود كه محسن با حالتی نیمه هوشیار به هوش آمد و متوجه حضور سعید در منزل شد و آنها با یكدیگر درگیر شدند.
سرانجام با كمك سعید، محسن را خفه كرده و جسد او را به آشپزخانه بردیم و در آنجا بود كه سعید با چاقوی آشپزخانه جسد محسن را به دو قسمت كرد و آنها را در داخل كیسه زباله قرار داد و از خانه بیرون برد.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: در حال حاضر با توجه به اعترافات صریح متهمان درباره ارتكاب این جنایت، هر 2 متهم با صدور قرار بازداشت موقت در اختیار كارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته و در حال نیز تحقیقات تكمیلی در مراحل مقدماتی قرار دارد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:
رابطه نامشروع، زنای محصنه و در نهایت قتل شوهر و یا حتی فرزندان.
این سناریو هر روز تکرار می شود و قانونگذار و قوه قضائیه به سادگی از کنار آن می گذرند.
متاسفانه در اکثر موارد بازمانده ها رضایت می دهند و تنها چیزی که می ماند خون به ناحق ریخته شده شوهر و یا فرزندان بی گناه است.
ماجرای سکینه هنوز به پایان نرسیده اما از آنجا که تلویزیون چند بار با وی مصاحبه کرده بعید به نظر می رسد حکم سنگسار ایشان اجرا شود.
و این اهمال نتیجه ای جز تجری و افزایش اینگونه جرائم وحشتناک ندارد.
قانونگذار باید هرچه سریعتر نسبت به اینگونه پرونده ها تعیین تکلیف و خلاء قانونی را پر کند. اگر به بهانه های حقوق بشری مجازات سنگسار برای زنای محصنه اجرایی نیست، حداقل انتظاری که می رود اینست که، افساد فی الارض اینگونه مجرمان محرز اعلام شود.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو