کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر خیانت زن

شوهر کشی

زن جنایتکار وقتی دید مزاحمت مرد آشنا وی را به دردسر انداخته است وی را به قتل رساند.


به گزارش ایران، 28 شهریور ماه سال 92 مأموران پلیس پاکدشت در جریان جنایتی خونین در یکی از کوچه پس کوچه‌های این شهر قرار گرفتند.

پلیس هنگام ورود به محل با پیکر بی‌جان مرد جوانی روبه رو شد که با ضربه‌های چاقوی تیز از پا درآمده بود.

بررسی‌های اولیه نشان داد که قربانی محمد نام دارد و ساعتی پیش وی را با یک زن جوان دیده‌اند.

پس از تحقیقات مقدماتی جسد قربانی به پزشکی قانونی انتقال یافت و تیمی از کارآگاهان برای افشای راز این جنایت وارد عمل شد.

کارآگاهان پی بردند که قربانی با زنی به نام صغری مدت‌هاست رابطه پنهانی دارد. با افشای این موضوع صغری بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت.

زن جنایتکار در بازجویی‌ها پرده از راز این جنایت برداشت و گفت: مدت‌ها بود که با محمد ارتباط پنهانی داشتم اما همیشه می‌ترسیدم که همسرم از رابطه پنهانی‌ام باخبر شود. چند بار از محمد خواستم که از زندگیم بیرون برود اما بی‌فایده بود. کار به جایی کشید که وی حتی به خانه‌ام نیز آمد. نمی‌دانستم چکار کنم تا اینکه روز حادثه به خانه‌مان آمد و مرا با خود بیرون برد در بین مسیر از وی خواستم که ارتباطش را با من قطع کند اما وی تهدید کرد که آبروی مرا نزد همسایه‌ها خواهد برد و ماجرا را به شوهرم اطلاع می‌دهد.

از آنجا که به ستوه آمده بودم و نمی‌دانستم چکار کنم چاقویی را که همراهم بود از کیف بیرون آوردم و از پشت‌سر چند ضربه به وی زدم و پا به فرار گذاشتم. صبح دیروز این زن قرار بود در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک تحت محاکمه قرار بگیرد اما به دلیل اینکه خانواده قربانی شناسایی نشده‌اند قاضی عبداللهی رئیس شعبه 4 کیفری و دو قاضی مستشار از ریاست محترم قوه قضائیه تقاضا کردند طبق ماده 356 قانون مجازات اسلامی، تقاضای خود را به عنوان ولی دم مطرح کند.


نظرات()   
   

خراسان نوشت:

موتورسواران نقابداری که جوان مزداسواری را در بولوار توس مشهد و با شلیک گلوله به قتل رسانده بودند، در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و با صدور دستورات ویژه ای از سوی مقام قضایی دستگیر شدند و به ارتکاب قتل اعتراف کردند.

به گزارش خراسان، ساعت ۲۰ آخرین روزهای شهریور، ۳ جوان نقابدار که سوار بر یک دستگاه موتورسیکلت بودند و جوان مزداسواری را تعقیب می کردند، وارد توس ۹۱ شدند. ناگهان یکی از سرنشینان موتورسیکلت سلاح کلت کمری را بیرون کشید و در حال حرکت چند گلوله به سمت راننده ۲۵ساله شلیک کرد. راننده مزدا ۱۶۰۰تک کابین که وحشت زده به حرکت خود ادامه می داد، دستش را روی سرش گرفت که گلوله ای به دستش اصابت کرد اما سرنشین موتورسیکلت که دیگر کنار خودرو قرار گرفته بود، با شلیک های متعدد، توان حرکت را از او گرفت و کنترل فرمان از دست راننده خارج شد. راننده مذکور که گلوله ای نیز به قفسه سینه اش اصابت کرده بود، خون آلود روی فرمان افتاد و خودروی او نیز به دیوار مدرسه دخترانه برخورد کرد.

سرنشین موتورسیکلت به آرامی و با خونسردی تمام و در حالی که چشمان حیرت زده شهروندان به او خیره شده بود، از موتورسیکلت پیاده شد. او در خودرو را گشود و پس از آن که نگاهی به پیکر بی جان راننده جوان کرد سوار بر موتورسیکلت شد و به همراه همدستانش از صحنه حادثه گریخت.

دقایقی بعد با اطلاع شهروندان، خودروهای پلیس آژیرکشان به محل حادثه رسیدند و با دیدن جسد مقتول، ماجرا را به قاضی ویژه قتل عمد اعلام کردند.

این گزارش حاکی است، با حضور قاضی سیدجواد حسینی و عوامل بررسی صحنه جرم در توس ۹۱، بررسی های قضایی در این باره آغاز شد اما عاملان جنایت مسلحانه با طراحی یک نقشه حساب شده هیچ سرنخی از خود بر جای نگذاشته بودند، بنابراین به دستور بازپرس شعبه ۸۱۱ مجتمع قضایی شهیدقدوسی مشهد پوکه های به جا مانده از شلیک گلوله و دیگر آثار در حالی جمع آوری شد که شیشه های خودرو نیز بر اثر اصابت گلوله شکسته بود. هنوز ساعتی از این ماجرا نگذشته بود که اعضای خانواده مقتول به صحنه حادثه رسیدند و بدین ترتیب هویت مقتول که «ع» نام داشت، شناسایی شد.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی درباره چگونگی کشف راز این جنایت هولناک به خراسان گفت: پس از آن که پرونده به دستور قاضی ویژه قتل عمد، برای دستگیری عاملان قتل به پلیس آگاهی ارسال شد، این پرونده در اختیار یکی از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی قرار گرفت و از همان لحظات اولیه، تحقیقات با شیوه فنی و تخصصی ادامه یافت.

سرهنگ کارآگاه حسین بیدمشکی افزود: ساعاتی بعد از ماجرای قتل، کارآگاهان به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می داد راننده یک دستگاه خودروی سمند در حالی که بسیار مضطرب بود برای تعمیر خودرو به یک تعمیرگاه در اطراف محل جنایت مراجعه کرده است و رهگذران اسلحه کلتی را که در حالت اضطراب از کمر وی روی زمین افتاده، مشاهده کرده اند.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی تصریح کرد: پیگیری شبانه همین سرنخ مشخص کرد که راننده خودرو نسبتی نیز با مقتول دارد.

بنابراین راننده با توجه به مشخصات خودروی سمند که به طور امانت در دست او بود، به همراه برادرش دستگیر و برای انجام بازجویی به پلیس آگاهی هدایت شد.

این مقام ارشد انتظامی خاطرنشان کرد: در بازجویی های پلیسی مشخص شد که آنان در جنایت مسلحانه نقش داشته اند و در ادامه تحقیقات نیز عامل اصلی قتل که در شمال کشور به سر می برد در حالی با شگردهای تخصصی دستگیرشد که همسر او نیز با صدور دستوراتی از سوی قاضی حسینی بازداشت شده بود.

سرهنگ بیدمشکی با اشاره به اعترافات متهمان گفت: عامل اصلی قتل که جوان ۲۸ساله ای به نام «م» است و در حضور مقام قضایی به تناقض گویی پرداخته بود، در بازجویی ها ادعا کرد: «ع» (مقتول) در یک مجلس عروسی فامیلی با همسرم که از بستگانش می باشد به طور تلفنی ارتباط برقرار کرده بود که مدتی بعد من پی به ارتباط نامشروع آنان بردم و موضوع را به برادران همسرم گفتم اما وقتی آن ها این ماجرا را باور نکردند پرینت تلفن همسرم را که به نام خودم بود، گرفتم و به آن ها نشان دادم و بدین ترتیب نقشه قتل «ع» را کشیدیم.

چند روز قبل از وقوع جنایت، منزل اجاره ای ام واقع در بولوار توس را تخلیه کردم و سپس از همسرم خواستم تا با دادن یک پیامک عاشقانه او را به منزل مذکور بکشاند. وقتی «م» با پیامک همسرم به محل آمد و ما را دید سوار خودرواش شد و فرار کرد. ما هم ۳نفری سوار موتورسیکلت شدیم و او را تعقیب کردیم که در نهایت من با شلیک گلوله وی را به قتل رساندم.

گزارش خراسان حاکی است، در پی اعترافات صریح آنان، مقام قضایی با صدور قرار بازداشت موقت عامل اصلی قتل را به اتهام مشارکت و متهمان دیگر را به اتهام معاونت در جنایت مسلحانه در حالی روانه زندان کرد که اتهام رابطه نامشروع نیز به همسر متهم به قتل تفهیم شده است.


نظرات()   
   

زن خیانتکار که برای ازدواج با مرد مورد علاقه اش نقشه قتل همسرش را طراحی و اجرا کرده بود، پس از هشت ماه سکوت لب به اعتراف گشود.
به گزارش مهر، 25 خرداد امسال زن جوانی به کلانتری 116 مولوی مراجعه و به ماموران اعلام کرد: همسرش علی 28 ساله برای گرفتن چک از مشتری، ساعت 23:30 دقیقه از منزل به سمت گیشا با پژو 405 مشکی از منزل خارج و تاکنون مراجعت نکرده است.
همزمان با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدان افراد در پایگاه هفتم پلیس آگاهی ، همسر فقدانی با حضور در پایگاه هفتم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: شب فقدان همسرم، در منزل مادرم میهمان بودیم. وقتی به خانه برگشتیم ، همسرم به بهانه انجام برخی حساب های مرتبط با کار خود از منزل خارج شد تا اینکه حدود ساعت چهار صبح زمانی که از خواب بیدار شدم ، متوجه شدم که وی هنوز به منزل بازنگشته و تلفن همراهش نیز خاموش شده ! بلافاصله با خانواده همسرم تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع دادم.
کمتر از 24 ساعت از زمان تشکیل پرونده اولیه با موضوع فقدان افراد در پایگاه هفتم پلیس آگاهی، یکی از اهالی رباط کریم هنگام تردد در زمین های کشاورزی متوجه جسد مرد جوانی در داخل زمین زراعی شد که آثار ناشی از اصابت ضربات چاقو بر روی بدن وی مشخص بود . بلافاصله موضوع به کلانتری اعلام و با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده که نشان از ارتکاب جنایت داشت ، پرونده ای با موضوع قتل عمد در پلیس آگاهی شهرستان بهارستان تشکیل شد.
کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان بهارستان، از طریق بررسی سیستم جامع پلیس آگاهی و با توجه به ثبت مشخصات فقدانی از سوی پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ، موفق به شناسایی هویت مقتول شدند. در ادامه و با حضور همسر فقدانی در پزشکی قانونی استان تهران، جسد علی مورد شناسایی قرار گرفت.
در حالیکه شواهد اولیه نشان از ارتکاب جنایت با انگیزه سرقت داشت، دستور توقیف خودرو متعلق به فقدانی در سیستم جامع پلیس ثبت و خودرو نیز در شهرستان شهریار ، منطقه صباشهر ، به صورت رها شده و بدون هرگونه سرقت لوازم داخل آن از قبیل ضبط خودرو و ... کشف شد.
در ادامه رسیدگی به پرونده و در حالی که بررسی فرضیه جنایت با انگیزه سرقت در دستور کار کارآگاهان بهارستان قرار گرفته بود، بررسی اظهارات اولیه همسر مقتول در پایگاه هفتم در خصوص علت خروج مقتول از خانه نیز نشان از برخی تناقضات داشت.
همسر مقتول در اظهارات اولیه عنوان کرده بود که همسرش برای گرفتن چک قصد رفتن به گیشا را داشته در حالیکه بررسی های تخصصی نشان از آن داشت که در شب فقدان، مقتول به هیچ عنوان در منطقه گیشا حضور نداشته است.
همزمان با اطلاعات جدید به دست آمده در مسیر تحقیقات ، نظریه پزشکی قانونی نیز علت مرگ را خفگی ناشی از انسداد شریان تنفسی اعلام کرد. تیم بررسی صحنه جنایت نیز با حضور در محل کشف جسد اعلام کرد که جنایت در محل دیگری انجام و مقتول پس از مرگ به محل کشف جسد منتقل شده است.
با توجه به نتایج به دست آمده در مسیر تحقیقات و با توجه به کشف جسد در شهرستان بهارستان، پرونده فقدان در پایگاه هفتم مختومه و با انجام هماهنگی های لازم قضایی و انتظامی ادامه رسیدگی به پرونده با موضوع قتل عمد" در دستور کار تیم جنایی پلیس آگاهی شهرستان بهارستان قرار گرفت.
با جمع بندی اطلاعات به دست آمده از پرونده فقدان افراد، اعلام نظریه پزشکی قانونی، تیم بررسی صحنه جرم و ... کارآگاهان به تحقیق از همسر مقتول پرداخته و همزمان اطلاع پیدا کردند که همسر فقدانی با فرد دیگری به نام یوسف 31 ساله در ارتباط بوده است.
با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده و مشخص شدن برخی تناقضات در اظهارات همسر مقتول و اطلاع کارآگاهان از وجود شخصی به نام یوسف، همسر مقتول به ناچار لب به اعتراف گشود و به طرح جنایت از سوی وی و ارتکاب آن بوسیله یوسف اعتراف کرد.
همسر مقتول در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: حدود 6 سال پیش با همسرم ازدواج کرده و به تهران آمدیم. پس از گذشت مدت کوتاهی ، اختلافات ما افزایش پیدا کرد بگونه ای که این اختلافات شدت پیدا کرد و حتی به درگیری های فیزیکی مابین ما کشیده شد و همسرم مرا مورد ضرب و شتم قرار می داد.
همسر مقتول در خصوص نحوه آشنایی خود با یوسف، به کارآگاهان گفت : طبق عادت ، در روز های پنجشنبه و جمعه من به خانه مادرم می رفتم. یک روز در مسیر مراجعه به منزل مادرم و در حالیکه شب قبل از آن با همسرم درگیری شدیدی پیدا کرده بودم ، سوار پراید مسافرکش شدم که راننده آن جوانی بود که متوجه شدم نام او یوسف است. در داخل ماشین شروع به درد و دل با راننده کردم و راننده پراید نیز در خصوص شکست در زندگی اولش صحبت کرد و همین موضوع باعث آشنایی ما دو نفر شد تا اینکه پس از گذشت مدت بسیار کوتاهی به یکدیگر علاقه مند شدیم.
همسر مقتول در ادامه اظهاراتش و در خصوص علت طرح پیشنهاد جنایت نیز به کارآگاهان گفت: در شرایطی با همسرم ازدواج کرده بودم که خانواده ام با این ازدواج مخالف بودند اما به اصرار و پافشاری من، مجبور شده بودند تا با ازدواج من و علی موافقت کنند. همین موضوع نیز باعث شده بود تا نتوانم مشکلات خودم را با آنها مطرح کنم و این در حالی بود که پس از آشنایی با یوسف، من تصمیم گرفته بودم تا به هر شکل ممکن از علی جدا شده و با یوسف زندگی کنم. از سوی دیگر، یوسف نیز حاضر به قطع ارتباط خود با من نبود تا اینکه یک روز پیشنهاد کشتن علی را مطرح کردم و یوسف نیز بلافاصله پیشنهاد مرا پذیرفت و عنوان کرد که خودش اقدام به کشتن علی خواهد کرد.
متهم درباره نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: با طرح و برنامه قبلی اقدام به خرید مقداری داروی بیهوشی و خواب آور کردم و زمانی که از میمهانی به خانه بازگشتیم ، نوشیدنی حاوی داروی خواب آور را به علی داده و او نیز پس از خوردن نوشیدنی بیهوش شد.پس از بیهوش شدن علی ، یوسف که در داخل کوچه منتظر بود وارد خانه شد و با یک رشته پلاستیکی اقدام به خفه کردن علی کرد. جسد را دو نفری در داخل یک پتو قرار داده و در در داخل صندوق عقب پژو 405 قرار دادیم. یوسف در زمان رها کردن جسد چند ضربه چاقو به علی زده بود تا ماموران در زمان کشف جسد تصور کنند که علی گرفتار افراد زورگیر شده است. حدود ساعت چهار بامداد بود که من با خانواده همسرم تماس گرفته و... .
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح همسر مقتول، متهم دیگر پرونده (یوسف) نیز از سوی پلیس آگاهی دستگیر و با وجود انکار اولیه جنایت سرانجام لب به اعتراف گشود و با توجه به وقوع جنایت در حوزه انتظامی تهران بزرگ و به دستور شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ، پرونده برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.


نظرات()   
   

مرد مقتول

جلسه رسیدگی به پرونده زنی که با همدستی شوهرخواهر شوهرش، همسر خود را به قتل رسانده است به زودی برگزار می‌شود.  به گزارش خبرنگار ما، زن جوان که «ژیلا» نام دارد متهم است تیر 84 با همدستی قاسم شوهرخواهر، شوهرش دست به این قتل زده‌است.

این پرونده با شکایت ژیلا به جریان افتاد. زن جوان در شکایت خود گفت: شوهرم روز گذشته از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت، نمی‌دانم کجا رفته ‌است، فکر می‌کردم شاید پیش پسرش رفته تا به او سر بزند حتی با همسر اول شوهرم هم تماس گرفتم اما او هم خبر نداشت. پلیس با اطلاع از موضوع، تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن مرد مفقودی که سعید نام داشت، آغاز کرد. ماموران یک روز بعد از این شکایت، جسد سعید را در بیابان‌های اطراف اسلامشهر پیدا کردند و جنازه را برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستادند. آثار ضرب‌وجرح روی سر سعید پیدا بود و حلقه‌ای کبود نیز دور گردنش دیده‌ می‌شد و این نشان می‌داد او به قتل رسیده‌ ‌است.

چند روز بعد پزشکی قانونی هم نتیجه کالبدشکافی را اعلام کرد. در این نظریه آمده ‌بود سعید به دلیل خفگی با جسم نرم به قتل رسیده‌است البته آثار برجای مانده روی بدنش نشان می‌دهد ابتدا او را با جسمی سخت زخمی کرده‌اند و ضربات به ناحیه سرش برخورد کرده و احتمالا ضارب قصد بیهوش کردن او را داشته ‌است. اما نکته مهم این است که او بعد از بیهوشی خفه شده و جانش را به طور کامل از دست داده‌است. زمان قتل نیز 24 ساعت قبل از پیدا شدن جسد بوده ‌است. 

متخصصان بررسی صحنه جرم نیز گزارش خود را اعلام و تاکید کردند سعید در محل دیگری از پا درآمده و سپس جنازه او را به بیابان منتقل کرده‌اند.

پلیس متوجه شد ژیلا همسر سعید با شوهرخواهر شوهرش رابطه بسیار نزدیکی دارد و آنها به صورت پنهانی با هم رفت‌وآمد دارند، بنابراین ظن پلیس نسبت به این دو نفر بیشتر و ژیلا برای تحقیقات بازداشت شد و در تحقیقات به همدستی در قتل شوهرش اعتراف کرد.

او گفت: من و قاسم چندین‌سال بود که با هم رابطه داشتیم نه قاسم زنش را دوست داشت و نه من شوهرم را. به همین دلیل خیلی به هم نزدیک شدیم، اما راهی برای اینکه با هم زندگی کنیم وجود نداشت. سعید مهم‌ترین مانع بود. من می‌دانستم حتی اگر از او جدا شوم بعد از طلاق اذیتم می‌کند به همین دلیل هم نقشه قتل را طراحی و موضوع را با قاسم مطرح کردم و قرار شد با هم نقشه را اجرا کنیم. شب حادثه چون همسایه طبقه پایین نبود و کلید خانه‌اش دست من بود قاسم را به آنجا بردم. شب که شوهرم آمد از او خواستم به خانه همسایه سری بزند، وقتی وارد خانه شدم قاسم ابتدا دو ضربه به سرش زد و او را بیهوش کرد و بعد با شالی که به او دادم خفه‌اش کرد. هنوز صبح نشده ‌بود که جسد را به بیابان‌های اطراف بردیم و رها کردیم.  قاسم هم گفته‌های ژیلا را تایید کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته قرار بود محاکمه در شعبه 74 برگزار شود اما به دلیل حاضر نشدن دو فرزند مقتول و ناقص بودن مدارک اولیای‌دم، جلسه رسیدگی به بعد موکول شد.

منبع: عبرت


نظرات()   
   

خبر قتل مردی 37 ساله به نام کیوان در 17 تیر دو سال قبل به ماموران اداره آگاهی داده شد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد کیوان قربانی یک سرقت شده و تلفن همراه و عابر بانک و ساعتش به سرقت رفته‌است. در اولین گمانه‌زنی ماموران پرونده را به تصور اینکه کیوان به عنوان مسافر سوار بر ماشین شده تا به محل کارش برود و گرفتار چند سارق شده‌است، مورد بررسی قرار دادند اما تحقیقات بیشتر نشان داد مینا همسر کیوان از سال‌ها قبل با مردی به نام نیما رابطه دارد. بنابراین قتل باانگیزه رقابت عشقی مورد بررسی ماموران قرار گرفت.

قتل شوهر

فرضیه مطرح شده از سوی ماموران مینا را عامل اصلی این جنایت معرفی می‌کرد و با بررسی بیشتر روابط این زن، او بازداشت شد و اعتراف کرد با همدستی نیما دو آدمکش اجیر کرد تا شوهرش را بکشد. از طریق دو متهم بازداشت شده عاملان اصلی قتل که مهدی و احمد نام دارند شناسایی و دستگیر شدند. آنها به قتل اعتراف کردند و گفتند در قبال دریافت پول حاضر شدند این قتل را انجام دهند. پرونده با توجه به مدارک موجود و صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

چهار متهم روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از خود دفاع کردند و در ابتدای جلسه محاکمه، کاکولی نماینده دادستان با توجه به مدارک موجود در پرونده و اقاریر صریح متهمان برای احمد و مهدی به اتهام مشارکت در قتل و مینا و نیما به اتهام معاونت در قتل درخواست صدور حکم قانونی کرد. در ادامه اولیای‌دم مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهمان درخواست صدور حکم قصاص کردند.

سپس به دستور قاضی تنها دختر مقتول در جایگاه حاضر شد تا در مورد رابطه پدر و مادرش صحبت کند. او گفت: نمی‌دانم دقیقا چه اتفاقی بین پدر و مادرم می‌افتاد چون آنها هیچ وقت در مورد مشکلاتشان با من صحبت نمی‌کردند اما بارها شاهد کتک‌کاری آنها بودم. چند روز قبل از حادثه هم پدرم، مادرم را کتک زد. بیشتر اوقات این درگیری‌ها در اتاقشان اتفاق می‌افتاد اما هیچ‌کدام در مورد اینکه از هم جدا شوند چیزی نمی‌گفتند. دختر نوجوان ادامه داد: من در جریان رابطه مادرم با نیما نبودم، البته می‌دانستم با کسی صحبت می‌کند و برای او هدیه می‌فرستد اما نمی‌دانستم این فرد کیست.

من خودم هم با پدرم اختلافاتی داشتم اما بیشتر اختلاف سلیقه بود و ما مشکل خاصی باهم نداشتیم تا اینکه باخبر شدم پدرم کشته شده‌است و حالا هم درخواست صدور حکم قصاص برای عاملان قتل را دارم. در ادامه احمد در جایگاه حاضر شد. او گفت: اتهامم را قبول دارم، من و مهدی هر دو معتاد بودیم، هشت ماه قبل از حادثه بود که مهدی به من پیشنهاد قتل را داد و گفت مساله ناموسی است، بیا کار را تمام کنیم و پول، طلا و ماشین بگیریم، من هم قبول کردم.

چند بار نقشه برای قتل عوض شد تا اینکه روز حادثه کیوان را به عنوان مسافر سوار کردیم، من روی صندلی عقب نشسته‌بودم و کیوان در صندلی جلو. طناب را از پشت دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. قوی هیکل بود زورم به او نمی‌رسید، مهدی ترمز کرد و یکسر طناب را کشید، ما هر دو با هم طناب را کشیدیم و او کشته شد.

احمد گفت از کرده‌اش پشیمان است و ادامه داد: اگر مینا نبود ما هرگز دست به این قتل نمی‌زدیم. او بود که ما را به این کار تحریک کرد. سپس مهدی متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او اتهامش را رد کرد و گفت: زمانی طناب را کشیدم که مقتول مرده بود. متهم گفت: چند سال قبل از حادثه بود که با مینا آشنا شدم، من در یک پیک‌موتوری کار می‌کردم و او گاهی برای نیما با پیک غذا یا هدیه می‌فرستاد.

شماره‌ام را به او دادم تا بعد از این با خودم تماس بگیرد و به پیک خبر ندهد تا سود بیشتری ببرم. نیما موبایل فروش بود و کم‌کم با این مرد هم آشنا شدم. بعد از مدتی رابطه من با مینا قطع و تلفنم هم عوض شد. تا اینکه مینا دوباره با من تماس گرفت و متوجه شدم شماره‌ام را نیما به او داده‌است. من اصلا نمی‌دانستم مینا شوهر دارد. او گفت مردی مزاحمش می‌شود. پول خوبی برای قتل پیشنهاد داد و من هم قبول کردم. یک‌سالی طول کشید تا نقشه را اجرا کنیم. مینا به من ‌گفت نقشه را چطور اجرا کنیم.

اول گفت او را با چاقو بزنید و بعد هم گفت در خانه برادرش بکشیدش، بعد هم که قرار شد وارد خانه‌اش شویم که هیچ کدام از این نقشه‌ها عملی نشد تا نقشه آخر که قرار شد به صورت مسافر او را سوار ماشین کنیم، البته من اصلا نمی‌خواستم کیوان را بکشم. در لحظه آخر چون احمد زورش نرسید، یکطرف طناب را گرفتم و کشیدم.

در آن زمان کیوان مرده‌بود. مینا نیز اتهام معاونت در قتل را قبول کرد و گفت: 15 ساله بودم که ازدواج کردم، از دوسال بعد از آن در حالی‌که دختر داشتم متوجه شدم کیوان مردی نیست که می‌خواستم.
25 ساله بودم که با نیما آشنا شدم. او از آشنایان پدرم بود و به خانه ویرفت و آمد داشتم. نیما خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد، البته قبل از 25 سالگی هم نیما را می‌شناختم اما رابطه‌ام با او از آن موقع شروع شد.
در ادامه نیما در جایگاه حاضر شد و در برابر اتهام معاونت در قتل از خود دفاع کرد. در پایان هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

 

میلاد حمیدی:

روابط نامشروع و هوسبازی در بین زنان امروزی بسیار شایع شده است. برخلاف تحلیل های فمینیستی سایت های زنان و فعالین حقوق زن، محدودیت برای زنان عامل این اوباشگری نیست!

بلکه حقوق بیش از حد و عدم پایبندی به زندگی که نتیجه فعالیت سایت های فمینیستی و فعالین حقوق زنان و همکاری و همگامی رسانه ها و دستگاه ها با آنهاست که عامل این هرزگی هاست!


 


نظرات()   
   

صادق كیوانفر امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك افزود: در پی قتل فردی در شهرستان خمین و اطلاع مردمی به مركز فوریت‌های پلیسی 110 بلافاصله ماموران انتظامی و پلیس آگاهی در محل حاضر شدند. وی اظهار داشت: در ابتدا پرونده مقدماتی تحویل پلیس آگاهی این شهر شد و تحقیقات گسترده‌ای پیرامون آن از سوی ماموران آغاز شد. فرمانده انتظامی شهرستان خمین ادامه داد: با توجه به بررسی ماموران در صحنه‌ قتل (منزل مقتول) نخستین مظنون این پرونده یعنی همسر او مورد بازجویی و تحقیقات ماموران قرار گرفت. كیوانفر با بیان اینكه كه ابتدا همسر مقتول كاملا خود را بی‌اطلاع از قضیه می‌دانست گفت: در نهایت بعد از چندین ساعت بازجویی و استفاده از شگرد‌های خاص پلیسی، متهم لب به سخن گشود و بیان داشت: به علت مشكلات و اختلاف خانوادگی با شوهرم با شخصی ارتباط دوستی برقرار و با همدستی او تصمیم به قتل همسرم گرفتیم. وی گفت: با اعتراف متهم سریعا اكیپی از كارآگاهان تشكیل و همدست متهم كه جوان 20 ساله‌ای است شناسایی و دستگیر شد و پس از بازجوئی‌، نامبرده اعتراف كرد كه با اتفاق همسر مقتول اقدام به قتل همسر وی كرده است. وی افزود: متهمان با تشكیل پرونده تحویل مقامات قضایی شدند. شایان ذكر است مقتول 26 سال داشته كه به وسیله همسر 22 ساله و همدستش جوان 20 ساله با ضربات چوب به قتل رسیده است.

قتل شوهر بوسیله زن خیانت کار

 

میلاد حمیدی:

شاهد هستیم قانون همچنان زنان را مظلوم و عصوم فرض میکند!

اگر برای مجازات و کنترل این زنان قوانین قوی ای وجود داشته باشد و مرد بتواند با حمایت قانون نقش واقعی خود را در اداره کردن زن ایفا کند، هرگز شاهد این ماجراها و تراژدی های زنانه نخواهیم بود. 

 

به نقل از خبرگزرای فارس 18 بهمن 1391


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic