تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر توران ولی مراد

بزرگنمایی هایی که در حوزه زنان می شود!

در سالهای اخیر به خصوص در دوره دوم ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد که مریم مجتهد زاده بر ریاست مرکز ناعادلانه زنان و خانواده ریاست جمهوری نشسته است شاهد جوسازی ها و بزرگنمایی های زیادی در حوزه زنان هستیم.
از برزگنمایی ظلم و خشونت علیه زنان تا بزرگنمایی نقش زنان در عرصه های اجتماعی!
تمامی این موج بزرگ تبلیغات توسط بودجه های کلانی که در برنامه بودجه برای آنها در نظر گرفته شده انجام می گردد. خبرها حاکی از آن است که یک درصد  از بودجه کل وزارتخانه ها باید به این مرکز تعلق یابد که فوق العاده هنگفت بوده و تقریبا می شود گفت معادل بودجه یک ارگان تمام عیار نظامی نظیر سپاه و نیروی انتظامی است!
و هم چنان این مرکز با همیاری فراکسیون زنان مجلس بدون وجود مرکزی به نام امور مردان ریاست جمهوری و یا فراکسیون مردان مجلس و بدون وجود هیچ مرکز مردم نهاد یا دولتی که حامی حقوق مورد هجوم قرار گرفته و در حال نابودی مرد باشد، یکه تازی می کند و جلوداری ندارد.
حرکت های نابودگرانه حقوق مرد بوسیله فعالین حقوق زن  که از اوایل انقلاب حالتی خزنده و خاموش داشت امروز به صوت علنی و با حمایت های کلان و  در سطح گسترده حال انجام است و خیلی مواقع به دروغ و با نام دین و با برداشت های سطحی و جزئی از بیانات سانسور شده مقام معظم به خورد مردم و مسئولین داده می شود!
اینکار با تهیه لوایح و طرح های مرکز زنان ریاست جمهوری و فراکسیون زنان مجلس و ان جی او ها و سازمان های مردم نهادی که به گفته خود مریم مجتهد زاده قرار است در سالهای آینده توسط مرکز زنان ریاست جمهوری از آنها حمایت های مادی و معنوی بیشتری شود در حال انجام است.
از کوچکترین آثار آن را می توان به ظهور و بروز فیلم های فمینیستی در سینمای کشور که اظهر من الشمس است و سریالهای اخیر صدا و سیما نام برد.
موج این تبلیغات و قبضه کردن فضای فکری سیاسی و اجتماعی که ناشی از تبلیغات فرهنگی گسترده توسط مراکز و سازمان های مختلف زنان است به حدی است که حتی نخبگان سیاسی کشور و بزرگان زیادی را فریفته و مسموم خود کرده است که از بیانات و اقدامات آنها کاملا مشخص است. و حتی در برخی موارد ظن این می رود که افراد تحت فشار و یا تحت یک جریان خاص و به شکل سازماندهی شده  و هماهنگ این سمت و سو ها را می گیرند!
یکی از هزاران موجی که فمینیسم در ایران به راه انداخته و دنبال می کند بزرگنمایی در خصوص زنان شهیده است.
شاید در سالهای قبل به جز چند سال اخیر در برنامه های دهه فجر و یا دفاع مقدسی که ساخته و پخش می شد این همه زنان در فعالیت های سیاسی و جنگ تحمیلی به چشم نمی آمدند. و شاید عکس و بولتن زیر را بر میادین و چهار راه های شهر نمی دیدیم!

عکس معروف در چهار راه ها


به نظر شما چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
 ضمن احترام به خون پاک این شهیدان و سایر شهدای انقلاب و اسلام و به رسمیت شناختن راه شهیدان، ما اینجا تحلیلی کوتاه ترتیب می دهیم. این تحلیل به معنای نادیده گرفتن این شهیدان و یا نقض آنها نیست و تنها برای بر ملا کردن استفاده های ابزاری است که فعالین حقوق زن در ایران برای توجیه حضور اجتماعی و سیاسی زنان به شکل لجام گسیخته و قدرت طلبی خود ترتیب می دهند  تا از این حربه ها به عنوان ابزار تبلیغات و نشر فکری مخرب خود بهره ببرند که  تا جامعه و تفکر زنان و مردمان این مملکت به سمت و سویی که آنها می خواهند پیش برود و ضمنا خود و هم کیشانشان سوار بر موج مخرب به راه افتاده به قدرت و عقده گشایی عقده های خود برسند!
نمود این قدرت طلبی و عقده گشایی را در مقالات و بیانیه ها می توان یافت. بعنوان مثال بخشی از مقاله توران ولی مراد رئیس ائتلاف به اصطلاح اسلامی زنان در زیر آورده شده از سایت ویستا تحت عنوان ‘  روز ملی دختران با کدام الگو؟ ‘ که البته به گونه ای ماهرانه و با سیاستی عجیب این جملات را در بین متنی نسبتا طولانی و در بین مشتی دردل و دل جوانان و بیشتر دختران با حالتی ماهرانه که معمولا زنها در این کار تبحر خاصی دارند عنوان کرده است. که البته ناگفته نماند این درد دل های دختران امروزی هم  که می بینیم بیشتر ناشی از تبلیغات و سیاهنمایی های این چنینی است که از طریق رسانه ها و سایت های زنان و اینطور مقالات و نوشته ها به مغز دختران معصوم این سرزمین ترزیق شده است.
توران ولی مراد مانند سایر افاضه کنندگان فضل در فعالین حقوق زن این کار خود را به شکلی ماهرانه و با تبحر و زبان ریختن های زنانه انجام داده به شکلی که مخاطب با خواندن این مطلب تحت تاثیر قرار می گیرد و در نهایت تیر اصلی خودش را با جملات زیر به هدف می زند و عقده ی قدرت طلبی خود و هم کیشانش را برون می ریزد!
توران ولی مراد می نویسد:
"زنانی که در این جامعه مردانه غریب مانده اند و دست جامعه هم از آنان کوتاه. جامعه ای مردانه، کشوری مردانه، صندلی ها همه مردانه، بلندگوها مردانه، همه امکانات در اختیار مردان و زنانی را هم اگر راه دهند مردانه راه میدهند تا آن ها مردانه بگویند و مردانه بمانند و سخن گفتنشان هم برای مردان در قدرت باشد. در این کویر خشک قحطی زده مردانه الگوی رفتاری دختران چه گونه معرفی می شود؟ چگونه است که آسمان سیاست و اقتصاد و اجتماع جامعه ما، خورشیدی از زنان به زنان و دختران نشان نمی دهد؟ خورشیدی که از وجودش گرما و انرژی هدیه شود؟"

و سوالی که پیش می آید این است که:

جامعه مردانه است و یا زنانه ؟ در شرایطی که؛ 
*  ما فراکسیون مردان در مجلس نداریم که برای مردان طرح بدهد و یا از حقوقشان دفاع کند و از تصویب لوایح ضد مردی که تصویب می شود جلوگیری کند!
* ما در مقابل ده ها و شاید صدها ان جی اوی زنان و سازمان های مردم نهادی که حامی زنان و سکولاریسم هستند هیچ سازمان یا ان جی اوی مردان نداریم!
* ما مرکز مردان ریاست جمهوری نداریم که برای ما مردان هم لایحه بدهد و ان جی او های نداشته ی مردان را تغذیه کند و برنامه ها را برای رفرم فرهنگی مورد نظر به کار گیرد!
* ما مرکز  امور مردان در وزارتخانه ها، مراکز  و شرکت های دولتی، شهرداری ها و... نداریم  و مرکز مطالعات مردان نداریم که برای ما مطالعات و طرح های هدفمند و با چشم انداز های خاص انجام دهد و از مصیبت های ما آماری را منتشر کند!
* بیش از  60  درصد دانشگاه ها را دختران و زنان پر کرده اند و با حضور نابجایشان در رشته ها و شغل هایی نامتناسب موجب بیکاری مردان  (که طبق قانون مدنی و شرع ، پول و مخارج زندگی از آنها مطالبه می شود) ،از هم پاشیدن خانواده ها، شیوع فساد و فحشا و کاهش ازدواج، بالا رفتن آمار خیانت های زنان به مردان و طلاق و... شده اند.
* ده ها سایت در زمینه زنان و حقوق زنان فعالیت می کنند در حالی برای مردان چنین امکاناتی نیست
* صدا و سیما دربست در اختیار افکار سکولار و فمینیستی است که با هماهنگی کامل  قوانین ضد مرد و ضد خانواده را با اطمینان کامل از تصویب شدن در حالی که هنوز در پروسه مراحل تصویب است تبلیغ می کند و نشان می دهد! (سریال زمانه و...)

البته چندی پیش ما مقاله ای داشتیم در بیانات دکتر فیاض که از گسترش زنانگی در جامعه سخن می گفت و عامل فروپاشی نظام خانوادگی و اجتماعی را زنانگی و حضور نابجا و بیش از حد زنان در عرصه ها می دانست!{گسترش زنانگی و کاهش غیرت}
باید به خانم ولی مراد گفت خانم ولی مراد ، خورشید شما ولایت فقیه است، خورشید ما و شما اگر به اسلام اعتقاد دارید مولایمان صاحب الزمان است که در پس ابر است. الگوی زنانه جامعه ما حضرت زهرا است که به دلیل نپرداختن به ابعاد شخصیت ایشان امثال شما زن را در جامعه جستجو میکنید نه در خانواده الگوی زنی که عصمت و علم خاص داشت و لقب محدثه گرفته بود اما فعالیت سیاسی و اقتصادی نمی کرد و به دنبال قدرت طلبی نبود و تا زمانیکه ضرورت ایجاب نکرده بود تا از ولایت دفاع کند کسی ایشان را بیرون از خانه ندیده بود اما شما به دنبال الگویی هستید که مردانه باشد ولی در ظاهر دم از زنانگی بزند الگویی که فعالیت اقتصادی و اجتماعی کند و در خانه نباشد زنی که رانندگی تریلی کند ولی مادری نکند و با تمام تاکید مقام معظم رهبری بر سبک زندگی ایرانی اسلامی شاهد عقده گشایی هایی هستیم که زن را زباله اجتماع میخواهند نه ستون خانه.
البته این سیاست های بزرگنمایانه و با تعمیم های غلط از مریم بهروزی رئیس از دنیا رفته ی جامعه الزینب به ارث رسیده است و خیلی عجیب است که کسی جلودار آنها نیست و به فعالین حقوق زن انتقادی نمی کند!
مثلا حضور حضرت زینب (س) یا حضرت زهرا(س) در ماجراهای محدود به زمان و مکان در وقایع تاریخی را موید تعمیم بر حضور بی حد و حصر زنان در هر عرصه ای می بینند. در حالی که این حضرات با شرایط خاصی که قرار گرفتند و آن هم در محدوده زمانی محدودی از عمر گرانبهایشان مثلا در ماجرای فدک و یا واقعه کربلا چند خطبه خوانده اند و بس.

گفتیم یکی از مظاهر بزرگنمایی های زنان که برای قدرت طلبی و توجیه حضور نابجا و بیش از حد زنان در هر عرصه ای است همین بهره برداری ابزاری از آمار و راه زنان شهیده است.
که در بسیاری از موارد به جای ترویج فرهنگ زینب گونه (در پرستاری و پشتیبانی عاطفی از رزمندگان) ، حضور مردانه و لجام گسیخته زنان را نمایش می دهند که نه زیباست و نه توسط هیچ امام و معصومی هم اگر انتقاد و نکوهش نشده باشد لیکن تایید و ترویج هم نشده است.
حضرت زهرا(س) امام نشد، نجنگید،شهید هم شد.
خداوند متعال کدام پست سیاسی و پیامبری را به زنان داد؟ کدام پیامبر و یا امام زن بود؟
مولا علی (ع) که سنت شکن قرن خودش بود و رسومی را شکست که بسیار از دادن پست سیاسی به زنان در آن زمان سخت تر بود ، چرا در زمان خلافتش هیچ زنی را حاکم و مامور نکرد؟
در حالی که شواهد تاریخی نشان می دهد در همان زمان هم زنان توانمندی بودند که می توانستند تصدی گر پست های مختلف سیاسی در زمان خلافت این بزرگوار باشند!
حتی زنانی بودند که شمشیر زن و سوارکار قهار بودند. اما توسط حضرت نه به کار نظامی و نه به کار سیاسی و هیچ یک گماشته نشده اند!
مثلا حضرت زنیب و یا فاطمه زهرا (س) را که الگو و موید حضور زنان در نظر می گیرند و مغالطه می کنند اولا حضورشان محدود بوده و نه طولانی و در پی قدرت و پست و مقام ، ثانیا کجا دیدیم که زینب کبری و یا صدیغه کبری شمشیر و خنجر به دست بگیرند و به کارزار بروند؟

اما متاسفانه این امر شدیدا دارد در سایت های زنان تبلیغ می شود و بدیهی است که غلط است.
بحث دیگر بر سر بزرگنمایی آمار این شهیدان است. که چند روز پیش بزرگداشت و تجلیل از 7000 شهیده بود!!!
معلوم نیست که مراکز زنان با چه ضرب و زوری که شده برای بزرگنمایی این آمار را جور کرده اند؟ 

 102 شهید زن در رژیم شاه،4363 شهید زن در جنگ تحمیلی و 165 شهید در خارج کشور و 19 شهید سایر(احتمالا سربازان گمنام امام زمان (ع)) و 121 نفر توسط ضد انقلاب شهید شده اند.
این آمار توسط سایت اندیشه قم  تهیه شده. بیشتر این زنان در شهرهای مرزی و محل روستا و سکونت خود و یا در جریان انقلاب در کنار شوهران خود و یا بواسطه فعالیت های سیاسی خانواده های انقلابی در تیر رس قرار گرفته و شهید شده اند!
حال می بنیم این آمار به هر ضرب و زوری بوده و معلوم نیست با آمار تصادفی ها و ... چگونه به 7000 نفر رسیده به ما مربوط نیست. آنچه مربوط است تلاش در جهت بزرگتر کردن عدد برای استفاده ابزاری و الگو برداری غلط است.
در خصوص شهدای رژیم شاه هم که احتمالا هر زنی توسط رژیم کشته شده و یا در جریانات ضد انقلاب کشته شده  است را فعال سیاسی و شهیده محسوب کرده اند. حالا این وسط چه عده ای بنا به دلایل دیگر اعدام و کشته شده اند مغفول است!
این در حالی است که شهدای مرد در جنگ تحمیلی خود به تنهایی آمار 188005 نفره دارد! منهای شهدای ترور شده در جریان انقلاب و شهدای ترور توسط ضد انقلاب و یا سربازان گمنام امام زمان(ع).
از آماری که برای زنان ارائه دادیم بدیهی است که این آمار باید با آمار مردان دارای تناسب باشد. یعنی اگر با شهدای گمنام و مفقودینی که به این آمار اضافه می گردد نسبت ها حفظ گردد می توان به درصد نسبی شهدای زن در مقابل شهدای مرد رسید!
4363 شهید زن و 188005 شهید مرد در جنگ تحمیلی که این زنان اغلب پرستار و یا پزشک و یا خانه دار بوده اند!
یعنی 192368 شهید زن و مرد که درصد زنان می شود 2 درصد. و  98 درصد مرد!
ببینید چگونه آمارهایشان را در بوق و کرنا می کنند؟
ببینید چه استفاده های ابزاری می کنند؟
با وجود این همه شهید مرد که داریم با آمار 98 درصدی اینقدر در بوق و کرنا نشده است!
و حالا ما می گویم باشد این آمار زنان درست.
آیا آمار 102 نفره شهیدان زن در رژیم شاه در مقابل تعداد شهدای مرد در همین دوره تا این حد بالاست که در سریالهای سالهای اخیر دهه فجر در هر سریالی چندین فعال سیاسی زن که بر ضد شاه بوده اند نشان داده شود؟!!!!!
آیا شهدای زن در دفاع مقدس آنقدر بوده  که در فیلم های سینمایی اخیر دفاع مقدس نمایش داده می شود و یا در سریالهای تلوزیون به چشم می خورد؟
اخیرا هم که مد شده که طنز به مقوله دفاع مقدس راه یافته و در فیلم ها و سریالهای اخیر به تبع سایر تولیدات صدا و سیما زنان در جبهه ها خیلی جدی و دقیق و شجاع و در خط مقدم  و مردان خیلی ترسو و مدام در کف و در پی زنان و تحت الامر آنها و منت کش آنها جلوه داده می شوند!
چه کسی به این چیزها دقت می کند؟ چه کسی از این تحریف ها انتقاد می کند؟ چه دلیلی دارد اینها؟ آخر این راه به کجاست؟ چرا؟


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]