کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر ترس و فمینیسیم

شیطان


بسیاری از مکاتب انحرافی دوران مدرن از جمله فمینیسم، یک گونه تبادل بین نیازهای توهمی و نیازهای حقیقی است و در اصل پیروزی باطل بر حق است. حقیقت از حق می آید. نقطه مقابل حقیقت توهم است و لذا نوهم همان باطل است و هر جا در زندگیتان، اثری از توهم دیدید بدانید که پای باطل در میان بوده است. توهم خود از حرص و ترس نشئت می گیرد و مادر باطل حرص و ترس اند. امروز روز چرا داریم در این وضعیت اسف بار زندگی می کنیم؟ چرا فمینیسم به وجود آمد و عملی شد، زیرا فمینیسم تنها یک ایسم نیست بلکه روش زندگی است که تمام کشورهای جهان، از جمله کشورهای مسلمان را در بر گرفته است. خیلی ها خود را فمینیست نمی نامند اما فمینیستی زندگی می کنند و لذا نام این مکتب مهم نیست بلکه مهم این است که کل افراد جهان دارند با این سیستم زندگی می کنند و رذائل خود را روز به روز بیشتر می پرورانند و نسل بشر را در حال نابود کردن هستند.حتی افرادی که خود را مذهبی می نامند. در گذشته فمینیسم و زن سالاری مثل امروز نبود و طی تغییر و تحولاتی که روز به روز رخ می دهد، این روند در حال به وجود آمدن است. جاهایی که پیشگامان این روندند یعنی غرب، این مسئله زودتر برایشان پیشامد کرد و بعد جوامع شهری کشورهای مسلمان و شرق و بعد روستاهای شرقی و ...، مشخص است روال طوریست که دارد با نیازهای فطری و حقیقی که از حق و عالم حق و خداوند نشئت می گیرند می جنگد. برای این مهم به فعالیتهای روزمره زندگی خودمان نگاه کنیم و نیز به چیزهایی که در حال مصرف کردن آن هستیم. چند روز دقت کنید که به چند چیز نیاز حقیقی داریم و به چند چیز نیاز توهمی؟، به هر چیزی که می خوریم و یا می آشامیم سریع فکر کنیم که آیا من به این نیازمند هستم؟ آیا اجداد من هم با اینها زندگی کردند یا خیر و اگر نکردند چگونه پس زنده ماندند؟ کارهایی که می کنیم را خوب دقت کنیم. آیا این کاری که من می کنم واقعا در چه راستایی است؟ چه نیازی را برطرف می کند؟ آیا در این کار من سود حاصل می شود و یا زیان؟ اگر سود است به چه کسی و چگونه سود می رساند؟ آیا از کارهایی که می کنم لذت می برم؟ چرا به فکر تعطیلی آخر هفته و فرار از کار هستیم، مگر حضرت علی نگفته که بهترین تفریح کار است؟ آیا این کاری که من می کنم همانی است که مقصود امام علی بوده؟ اگر از کار فرار می کنم و دوست دارم تمام شود پس مسلما با سخن امام علی تضاد دارد و مقصود ایشان از کار، با کاری که من می کنم متفاوت است. خوب اصلا کاری که من می کنم چیست؟ با آن کار احساس هویت می کنم؟ این احساس هویت چیست؟ این احساس هویت برای کیست؟ این احساس هویت از جانب نفس اماره من است، زیرا نفس اماره من، مرا به کارهایی می کشاند که منیت خود را پرنگ کنم. پررنگ تر کردن منیت یعنی خودم که مرا از اتصال با غیر قطع می کند. لذا این منیت ها مرا از اتصال با حق و عالم حق دور می کند. انسان از زمان آفرینش خود در حال پرنگ کردن منیت خود است چرا؟ مگر انسانهای اولیه اسم و فامیل داشتند؟ انسانهای زمانهای قدیم که بتوانیم بگوییم زمانهای بعد از انسان اولیه، تنها اشرافشان شجره نامه و شناسنامه ای شبیه به فرم امروزی ما داشتند و مردم عامی نداشتند. اما در دهه های اخیر همه شناسنامه دارند. و امروز مدارک و رزومه ها و ... پس روال پررنگ شدن منیت بسیار مشهود است ( همین روال زندگی قومی و سپس قبیله ای . سپس قومی و سپس زندگی خواهر و برادران در خانه پدری در کنار هم و سپس روابط بین خواهر و برادر و عمو خال و در نهایت خانواده را از هم پاشاند) و چون بشر این روال را با پیشرفت در زندگی دنیایی خود ادامه داده لذا بعید نیست که برای همین مهم به این دنیا نزول پیدا کرده باشد و بعید نیست که شجره ممنوعه آدم و حوا همین بوده باشد. تعاریف مختلفی از شجره ممنوعه شده است. یکی می گوید مقصود نژاد و ... است، یکی می گوید معرفت و ... و مقصود از معرفت، معرفتی است که انسانها روال ان را در تاریخ طی کردند که تنها به پررنگ تر شدن من انجامید. و شجره و نژاد هم که کاملا با منیت گرایی افراطی رابطه مستقیم دارد. در حقیقت این منیت گرایی بسیار با تعاریف مختلف از شجره ارتباط تنگاتنگ دارد و رابط تمام تعاریف از شجره ممنوعه است. فمینیسم مگر غیر از این است که زن می گوید من مادر همسر نیستم، من خودم هستم. خوب مسلما فمینیسم در جریان منیت گرایی افراطی بشر حاصل شده است و همین امر او را مرتب از حق دورتر می کند و نازل می سازد. برای همین بشر هر چه جلوتر می رود، خودخواه تر و نازل تر از لحاظ اخلاقی می شود و البته توهم زده تر. بچه های امروزی را نگاه کنید. این بچه ها از مثلا بچه های دهه شصت و یا پنجاو جهل و سی و ... شناسنامه وار ترند. کاملا روال خودخواهانه در انها مشخص است زیرا در محیطی بزرگ می شوند که تنها به منیت آنها فکر می کند و ان را پرورش می دهد. تمام آموزشها برای پررنگ کردن منیت او هستند. و برای همین نسل به نسل جهانخوار تر می شویم. تمام علوم و آموزشهایی که در تمام موسسات می بینیم برای پررنگ کردن منیت ماست. برای همین آموزشهای امروز ذات پولکی دارند و هر چه بیشتر پول بدهی بیشتر برایت شناسنامه و مدرک و رزومه درست می کنند. این منیت گرایی از جانب نفس اماره انسان است. نفس اماره تشنه هویت خواهی اختصاصی است و از اتصال به عالم حق بیزار است. بشر را به وحشت می اندازد و نیازهای کاذب برای بشر درست می کند و البته چیزهای کاذب نیز برای بشر درست می کند تا بشر به واسطه انها هویت یابد. هویت یافتن به واسطه توهم. امروز روز بسیاری از چیزهایی که می خوریم، اصلا نیاز به آنها نداریم که هیچ بلکه مضر هم هستند اما  نفس ما می گوید بخور. نفس به ما استرس وارد می کند که اگر همرنگ جماعت نشوی رسوا خواهی شد پس مثل آنها باش و از حقیقت فرار کن. بیشتر از حد نیازت بخور، در حین خوردن تجسماتی برای ما به وجود می آورد که اشتهایمان را به طور کاذب بالا ببرد. در زندگیمان تجسماتی را به ما می دهد که ما را از خود راضی می کند. تجسماتی را در ما به وجود می اورد که ما نزد دیگرا فردی مهم، یا زیبا و یا ... هستیم. در صورتی که همگی توهم است. اصلا چرا راه دور برویم، مواد مخدر چیزی جز القای نیاز کاذب با ایجاد استرس و وحشت نیست. خماری یعنی وحشت از این که مواد به تو نرسد نابود می شوی. متاسفانه روال زندگی ما مخدر وار شده است و برای همین فمینیسم چیزی جز اینها را نمی گوید. زن باید خودش باشد نه مادر و همسر، زن باید مهم باشد و برای همین باید وزیر و رییس جمهور بشود که مبادا در مقابل مرد کم نیاورد. نفس اماره زن فمینیست این گونه می گوید: مگر تو زن نیستی؟ خوب اگر زنها مهم باشند تو هم مهم خواهی بود و منیت ات که تمام هویت من نفس اماره است پررنگ تر می شود، لذا برو به نام طرفداری از حقوق زن، زنان را مهم جلوه بده تا خودت مهم جلوه داده بشی. نفس اماره به مرد فمینیست می گوید، مگر تو مرا دوست نداری و نمی پرستی؟ پس زن را باید پرستید، چون زن همان تجلی یافته من است.  لذا زن امروز تجلی نفس اماره مرد شده تا نفس مطمئنه لذا زنی توهمی و دوزخی است.  زن یا حوری بهشی اما نفس مطمئنه مرد است و برای مردی است که تابع نفس اماره خود نیست بلکه با نفس مطمئنه خود ارتباط دارد و خود را به توهم نفروخته است. اگر زنان امروز می خواهند مهم شوند چون طی چند صد سال در اروپا، مردان خواستند با شهرت و پول و استعمار و جهانخواری مهم جلوه کنند و از این طریق توهمی احساس وجود و هویت کنند. حرص و ترس انسان را به منیت اسم گرایی کشاند تا توهم شهرت را برای او رقم بزند. شهرت یعنی باقی ماندن نام در تاریخ، نامی که خود حقیقت ندارد. یعنی هر کسی می تواند چندین نام برای خود بگذارد و با هر کدام از آن نامها در تاریخ معروف شود اما حتی کسی نفهمد که تمام این نامها منسوب به یکنفر بودند. و توهم دیگر نام نیز به این نکته بر می گردد که نام ما تنها برای افراد بعد از ما باقی می ماند و نه قبل از ما. پس انسانهای آخرزمانی که بعد از آنها کسی نیست همان کسانی هستند که نام و نشان توهمی در تاریخ از خود ندارند و یکی از دلایل برتری آنها بر پسیامبران سلفی است. توهم نام خیلی را برانداشته که مثلا بگردند که ذوالقرنینی که در قرآن آمده کورش است یا فلانی ؟ خوب این مطالعه خود نشان دهنده جهل مطلق و نام پرستی است. درست مثل کسانی که قرآن آنها را در پی یافتن تعداد اصحاب کهف، در پی امور بیهوده می خواند. مثلا فرض شود ذوالقرنین همان کورش است که چی؟ ما که نه کوروش را می شناسیم و نه ذوالقرنین را، فرضا بفهمیم که ذوالقرنین کورش بوده، می گوییم، راستی ذوالقرنین همان کورش خودمان است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  حالا خود کورش کیست؟  خود کوروش را نمی دانیم، کتیبه اش را دیدیم!!!! نام را با نام می خواهیم بشناسیم!!!!، بسیاری از نیازهای کاذب امروزی این سنخی هستند که گفته شد. یعنی از سنخ همان دانستن تعداد اصحاب کهفی است که در قرآن آمده. تمام نام و نام خانوادگی ها، در اصل مشخصات توهمی نفس اماره هستند نه ما، که برای گول زدن خود درست کرده است. بانکهای امروز چه می کنند؟ جز اینکه دنبال راه رو ترس و حرص بنی اسرائیل هستند که ربا را پدید آوردند؟ ترس و حرص آنها نیز توهمی بود. آنها وقتی خداوند روزی آنها را فراهم کرد و زود سیرشان می کرد، دچار ترس و بیزاری القا شده نفس خود از حقیقت و حق شدند. با خود گفتند این حق ما نیست و ما نباید با غذا انقدر زود سیر شویم لذا غذا باید چاشنی و ... داشته باشد و زود سیر نشویم تا در اصل لذت توهمی ببریم. مثل سسی که ما به سالاد می زنیم تا اشتهای کاذب و توهمی در ما ایجاد کند. این سس را چه کسی می سازد؟ کارخانه، کارخانه با کمک که این سس را می سازد؟ به کمک یک متخصص صنایع غذایی و تعدادی کارگر و ... که زنان امروزه با فمینیسم می خواهند جای آن متخصص تغذیه را بگیرند. لذا ریشه توهم فمینیسم همان توهم اشتهایی خود ماست. در اصل توهم، توهم می آورد. متخصص تغذیه کجا تربیت می شود؟ دانشگاه، همان مکانی که دختران آن را پر کردند و به خاطر تحصیل در آن که منیت نفسانی و هویت توهمی نفس اماره آنها را برآورده می سازد، ازدواج را رها می کنند. همه اینها برای تامین نیازهای توهمی و کاذب ماست. لذا ریشه باطل توهماتی است که از خود ما نشئت می گیرد و جلوی خود ما بروز می کند و در نهایت نیاز حقیقی (مثل ازدواج و عدم تشابه زن و مرد و قرار گیری هر یک از زن و مرد درجای خود) را از ما می گیرد و نیاز کاذب را جایگزین آن می کند و ما را به عذاب می اندازد. در واقع هم سس هم ما را بیمار می کند و مثلا به انواع سرطانها و ... که در گذشته نبودند و یا کمیاب بودند، مبتلا می کنند و هم روال زندگی را پر از عذاب می کنند. از عذاب به عذاب، از ترس و حرص نخوردن سس به ترس ابتلا به سرطان. از توهم به توهم، جهنم یک همچنین حالتهایی را دارد که در ان اعمال ما و افکار باطل ما نمایان می شوند.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic