کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر برابری زن و مرد




در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...


نظرات()   
   

فمینیسم

«توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

Image

در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
مشاهده صفحه اول مجله   
مشاهده صفحه دوم مجله   
مشاهده صفحه شانزده مجله 
مشاهده صفحه هفده مجله   
مشاهده صفحه هجده مجله   
مشاهده صفحه نوزده مجله   
مشاهده صفحه بیست مجله
مشاهده صفحه مجله   
صفحه یک   
صفحه دو   
صفحه سه   
صفحه چهار   
صفحه پنج   
صفحه شش   
صفحه هفت  
صفحه هشت  
در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:
1- محور برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل متحد، «برابری مرد و زن» است که شعار و رویکرد اصلی فمینیسم است. به عبارت بهتر، «فمینیسم» راهبرد و استراتژی کلان سازمان ملل متحد می باشد یا در معنایی دیگر «توسعه انسانی» نام دیگری برای پایه گذاری و استحکام «فمینیسم و برابری مرد و زن» در جوامع است.
2- در راستای اجرای برنامه های «توسعه انسانی» بخشی از برنامه ریزی ها معطوف به تغییر فرهنگ و نگرش مردم است که با فعالیت رسانه ای محقق خواهد شد. در همین راستا، حمایت های گسترده دولت های خارجی از فمینیست های ایرانی، افزایش نشریات فمینیستی، رسانه های زن محور فارسی زبان، توجه ویژه به موضوع زنان در روزنامه های روشنفکر، حمایت کامل رسانه های خارجی از مطالبات جنسیتی زنان و ... قابل ارزیابی است.
3- برنامه «توسعه انسانی» سازمان ملل بخشی از راهبرد کشورهای غربی برای تهاجم نرم و خاموش به کشورهای شرقی است. یکسان بودن برنامه های این سازمان با رویکردهای کشورهای غربی، نشانه خوبی از دوستانه نبودن برنامه های این سازمان برای کشورهای اسلامی است.
4- تعداد زیادی از مدیران اجرایی دولت، بدون سر و صدا و در سایه سکوت مرگبار متدینین و روحانیت حوزه های علمیه، این برنامه ها را حمایت و اجرا می کنند. شدت غلظت زن گرایی در برخی از این روشنفکران و مدیران دولتی، چنان بالاست که حاضرند برای کوچکترین موضوع زنانه، در روزنامه مقاله بنویسند و کنفرانس برگزار کنند ولی برای استحکام بنیان خانواده، بیکاری فزاینده مردان و پسران در جامعه و مشکلات آقایان به طور محض، بی توجهی می کنند.
5- برنامه های سازمان ملل بدون توجه به فرهنگ اسلام نگارش شده است. در فرهنگ اسلام، با توجه به فطرت هر یک از انواع بشر، برای زن نقش مادری و همسری تعریف شده است که بدون آن نقش ها «زن» هیچ ارزشی نخواهد داشت و زمانی شخصیت و اعتبار کسب می کند که در چارچوب خانواده تعریف گردد و یکی از دو نقش «مادری» یا «همسری» را پذیرا گردد. لیکن برنامه ریزی روشنفکران راستی و چپی در کشور ما خلاف این مسئله بوده و در جهت سوق دادن دختران و زنان به تجردگرایی طراحی شده است.
6- شاید برابری زن و مرد در کشورهای غربی به دلیل تقسیم 50 درصدی وظایف در خانواده و جامعه قابل تحمل و اجرا باشد ولی به دلیل آنکه در قوانین و فرهنگ جامعه ما، تمام مسئولیت های اقتصادی و قانونی خانواده بر دوش مرد (به عنوان شوهر و پدر) است، اجرای چنین برنامه هایی به زن سالاری و فمینیسم شدت بخشیده و مصداق بارز خشونت علیه مردان و نمود عینی و روانی «مرد کشی» است. این مسئله، عدالت را در جامعه از بین می برد، به افسردگی و اعتیاد مردان دامن می زند، پسران را به ازدواج با دختران بی انگیزه و سرد می کند و در حقیقت منجر به فروپاشی خانواده می گردد.
7- یک واقعیت تلخ این است که معنی واژه «توسعه» و «دوران گذار» در فرهنگ واژگانی روشنفکران نه به معنای پیشرفت و حرکت به جلو، بلکه به معنی ایجاد شرایطی است که جامعه از دین زده می شود و آرامش و زندگی را در «بی دینی» می یابد. در حقیقت «توسعه» و «مرحله گذار» در بین روشنفکران به این معناست. به معنای نابودی خانواده، از بین رفتن ارزش های اخلاقی سنتی، رواج زن سالاری، افزایش روز افزون خشونت زنان علیه مردان، فراگیر شدن روابط جنسی نامشروع، ازدیاد همجنس بازی، رواج تغذیه کارخانه ای، کاهش عمر انسان ها، افزایش خود کشی و جنایات و ... .
8- امروز به برکت فرهنگ سازی های نادرست، فعالیت های فمینیستی و زن گرایی افراطی روشنفکران در مجلس، دولت، روزنامه ها، رسانه ها، تلویزیون، مجلات و ... بسیاری از پسران توانایی ازدواج و یافتن «همسری که در کنار او احساس آرامش کنند» را ندارند. بسیاری از دختران نیز به خاطر همین استراتژی برابری مرد و زن، روحیه لطیف دخترانه و زنانه خویش را از دست داده اند و به دلایل متعدد مجرد مانده اند. در نتیجه این افراد دو دسته می شوند: دسته اول قید دین و حیا و حجاب را می زنند و به دوستی، روابط جنسی نامشروع و التذاذ حرام روی می آورند. دسته دوم هم کسانی هستند که ترجیح می دهند تا آخر عمر زانوی غم بغل کنند، تا آخر عمر باکره بمانند و در گوشه خانه یا اداره، افسرده بنشینند و یا موبایل شان سرگرم شوند و چیپس و پفک بخورند.
9- در نگاه مجریان مدل سازمان ملل متحد، «توسعه انسانی» به این معناست که نرخ بیکاری در بین زنان با مردان نیز یکسان باشد و این به معنای پیشرفت و توسعه است! بر این اساس از سوی خبرگزاری داخلی و خارجی، مرتب از نرخ بیکاری زنان و مقایسه آن با مردان سخن به میان می آید. با این وجود این سوال مطرح می شود که اجرای مدل سازمان ملل در کشور جهان سوم ما که از کمبود شغل در رنج است و از سوی دیگر از جانب طرح ریزان این برنامه ها، مورد تحریم و دشمنی قرار گرفته است آیا معنایی جز خیانت و همسویی با اهداف دشمنان دارد؟ آیا در کشوری که طبق آداب و قوانین آن، مرد مسئول خانواده است و باید از زن خواستگاری کند، دامن زدن به بیکاری مردان و عدم توجه به مطالبات آنها، چیزی جز تلاش برای «فروپاشی خانواده» است؟
10- مطلب دیگری که لازم می دانم در این حین ذکر نمایم اشاره به دروغ فمینیستی «دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان» است. امروز با نگاهی به ادارات، شهرداری ها، وزارت خانه ها، بانک ها مشاهده می کنیم که اکثریت کارمندان آنها را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند که بخش زیادی از آنها در دولت احمدی نژاد مشغول به کار شده اند. ولی همین روشنفکران مدعی می شوند که در دولت سابق، درصد مشارکت زنان کاهش داشته است! با وجود آنکه پسران، دو سال از عمرشان را در خدمت اجباری سربازی برای حفظ امنیت « زنان و دختران» از دست می دهند ولی از هیچ امتیازی برای اشتغال و استخدام برخوردار نمی شوند. برخی آمارها، دروغ مذکور را بیشتر نشان می دهد: مثلا 81 درصد کارمندان وزارت آموزش و پرورش زن هستند در حالی که 51 درصد دانش آموزان را پسران تشکیل می دهند. ادعای دو برابر بودن نرخ بیکاری زنان، محاسبه تعداد زنان خانه دار شهری و روستایی (که عمدتا متولد دهه 40 و 50 هستند) و عدم لحاظ جمعیت پسران سرباز و دانشجو در نرخ بیکاری بدست آمده است. و گرنه با کم کردن آمار زنان خانه دار از پایگاه داده مذکور، متوجه دو برابر بودن نرخ بیکاری پسران می شویم. چیزی که توسط رسانه های راستگوی داخلی به عمد سانسور شده است!
11- فمینیسم در همه جای کشور ما رسوخ کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی این پدیده نامیمون در زیر «چادر» و «مناسبت های مذهبی» پنهان شد. نام حضرت زهرا(س) را می بردند و سبک زندگی عایشه را ترویج می کردند. به اسم حضرت زینب(س) تشکل و گروه راه انداختند ولی یزیدی تر از شمر و یزید، ریشه دین و ایمان مردم را هدف گرفتند. با اینکه دانشمندان بزرگ دنیا از تفاوت مرد و زن سخن به میان می آورند ولی به خاطر سیاست های فمینیستی، از کلاس اول دبستان تا مقطع دکترا، هیچ تفاوتی در آموزش دختران و پسران با هم وجود ندارد.
12- امروز فمینیست ها، به اسم واژه «مادری» و «همسری» زنان، امتیازات اشتغال، آموزش، حمایت های مالی و قانونی و ... از مردان می گیرند. ولی واقعیت این است که این امتیازها باعث شده است که دیگر «مادر» و «همسر» وجود خارجی نداشته باشد. «مادرهای امروزی»، صبح به سرکار می روند و «فرزند» خود را به مهد کودک می سپارندتا کارمندان آنجا برایش «مادری» کنند. و هنگامی که به خانه می آیند غذاهای آماده سوپرمارکت ها (که به شدت مضر و سرطان زا هستند) را سفارش می دهد تا هر چه سریعتر شام را آماده کند. چند ساعت حاضر در خانه را نیز به جای رسیدگی و احوالپرسی از شوهر و فرزندانش، ترجیح می دهد پای تلویزیون و سریال های مسموم و «ضد مرد» صدا و سیما بنشیند و شب که فرا می رسد نیز از فرط خستگی و کوفتگی، زودتر از شوهر به خواب می رود و عملا زمانی برای زناشویی و «همسری» نیز برای شوهرش باقی نمی گذارد.
13- با وجود آنکه 38 درصد از مردان سرپرست خانوار، زیر خط فقر زندگی می کنند روشنفکران کشور ما «فقر زنان سرپرست خانوار» که بر اساس تعریف، شامل دختران مجرد نیز می شود را تیتر رسانه های خویش انتخاب می کنند. همین دسته از روشنفکران، با وجود نرخ بالای بیکاری پسران جوان که طبق اعلام وزارت تعاون و سازمان بین المللی کار تا 2.5 برابر دختران جوان است مرتب از «نرخ بیکاری زنان» سخن به میان می آورند. همین دسته از روشنفکران، با وجود 2 برابر بودن سرطان و 5 برابر بیماری های روانی در بین مردان، از «زنانه شدن بیماری ها» سخن به میان می آورند.
14- در نزد روشنفکران و رسانه های روشنفکر، مردی و مردانگی باید بمیرد تا جامعه منطبق با آرمان های نحس و شیطانی آنها شکل بگیرد. از همه احمقتر، متدینینی هستند که علارغم توصیه های پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) مبنی بر پرهیز و ترسیدن از زنان، با این موج همراهی می کنند و حرف های شیطانی آنها را بازگو می کنند.

آشنایی با برنامه های سازمان ملل متحد در حوزه زنان و مردان و نقد آنها، از آن رو برای ما مهم است که محور و برنامه ریزی و اجرایی بسیاری از سازمان ها، وزارت خانه ها و شهرداری های کشور را تشکیل می دهند. این درک به ما قدرت نقد می بخشد تا با ماهیت روشنفکران بیشتر آشنا شویم. بفهمیم که این شیاطین انس، برخی از «حقایق» را از مردم پنهان می کنند و چرا اندیشکده پنهان آنها، سعی می کند تا خط فکری مردم را در یک راسته خاص هدایت کنند.
هر چند فمینیسم، فتنه بزرگی برای ما رقم زده است ولی به ما قدرت تشخیص و شناخت جبهه های باطل از حق را نیز بخشیده است و چه شیرین است وقتی با شناخت پلیدی فمینیسم و شیرینی ایمان (زندگی به سبک سنتی و اسلامی)، می توان فهمید که طرفداران حق چقدر کم اند و پیروان باطل چه بسیار، چه اصولگرا چه اصلاح طلب! واقعا سحرانگیز است که ابزاری داشته باشی که با آن بتوانی به خوبی در بین مسئولین کشورت، «مومن» را از «کافر» باز شناسی و هنگام میتینگ ها و سخترانی های آنها، به آنها لبخند بزنی! دستاورد فمینیسم برای مومنان، اینجا بروز و ظهور پیدا می کند!

به نقل از چارچوب به قلم مهندس هاشمی


نظرات()   
   

زن و مرد

بارها استدلال احمقانه " مگر مردان می گویند که من پدر و همسر هستم و بدان اکتفا می کنند که زنان تنها به مادری و همسری خود اکتفا کنند و ..."، این استدلال از تشابه زن و مرد نشئت می گیرد و می گوید چون زن با مرد مشابه است و زن مادر هست و مرد پدر، لذا پدر و مادر هم با هم مشابه اند. در واقع کاملا کامپیوتر وار عمل کرده است و گویا اطلاعاتش از انسان در حد اطلاعات یک ماشین از انسان است. و البته این استدلال از زبان کسانی در می اید که یا هیچ اطلاعاتی از دین ندارند و یا خود را به شدت به آن راه زده اند.  گویا نمی دانند هویت پدری چیزی جز نان آوری و در نهایت شغل اقتصادی اش نیست و می آیند هویت پدری توهمی از خود اختراع می کنند. گویا اصلا نمی دانند پدریت چیست و مرد قرار است با پدری خود چه کند؟ لاید زایمان کند و بچه شیر دهد و عاطفه مادری نسبت به فرزند داشته باشد؟ واقعا نزد این افراد هویت پدری و مادری چیست؟ پدری بدون کار بیرون چگونه اصلا می تواند پدری کند و مادری با کار تمام وقت بیرون اصلا چگونه می تواند مادری کند؟ این دو یعنی مادری و پدری که در عمل در تضاداند و چگونه می توانند مشابه شوند و با هم مقایسه شوند؟  این استدلال نهایت کفر و انکار است. هم دین و هم فطرت و هم تاریخ و حتی فیزویولوژی را منکر می شود. اگر قرار باشد این استدلال حق باشد لذا مرد و زن هر دو باید باهم حامله می شدند و با هم شیر می دادند و با هم ضعف جسمانی ناشی از ذخیره شدن شیر در بدن را تحمل می کردند و با هم باید جهاد می کردند اما جهاد زن و مرد با هم متفاوت بوده است و تمام احادیث و قرآن و ... گواهی این مدعاست. اما می خواهند همه چیز و همه کس را به صورت توهمی و جنون وار مشابه کنند. جالب است این برابری خواهی تشابه وار، از زمانی آغاز شد که نابرابری بشر به حد بحرانی رسید و به شدت فاصله انسانها زیاد شد و با تشابه زن و مرد این روند مهلک و نفس پرستانه بدتر هم شد. در این سیستم زندگی امروزی، هر کس دنبال تسلط بر دیگران است و تشابه زن و مرد هم در این روند به شدت تاثیر گذار است زیرا چیزی جر منیت خواهی تسلط گرایانه نیست.


نظرات()   
   

در اسلام تامین نفقه و هزینه خانواده به عهده مرد است. و مطلب دیگر اینکه متاسفانه بسیاری از زنان فمنیست از این شکایت می کنند که دلیل عدم وجود دانشمند زن و ... این بوده که توقع از مردان برای دانشمند و مشاهیر شدن بیشتر بوده است. خوب این توقع عیننا همان وظیفه مرد در چارچوب قوام بودن و نیز تامین خانواده خویش است زیرا بسیاری از اقدامات مردان در همین راستا بوده است و در اصل این یک رسالتی بوده که مرد آن را انجام داده است و یک وظیفه هست و نه حق. مسلم هست که هر زنی مردی با خصوصیات مبتکرانه را دوست دارد. آیا می شود زنان به نام حقوق زن بگویند که مردان ما نباید هیچ می کردند برای خانواده های خود. خوب مسلم هست بسیاری از زنان امروز به دلیل این تفکرات مسموم از دل مرد رانده شدند. همانطور که شیطان به دلیل تفکرات مسموم خویش از جانب خدا رانده شد. به همین طریق زنان نیز  تنها وسیله لهو و لهب مردان شدند.

این تفکرات لیاقت تشکیل خانواده و مادر شدن را می گیرد و اگر مادری هم بماند قطعا نامشروع است و زندگی آنها کاملا بدون برکت و شوم و نامبارک است. این که بر خلاف نظر قرآن بسیاری از  زنان امروز سعی در دور کردن مرد از وظایفی که خدا بر گردن آنها نهاده هستند، دقیقا همان کار عبثی است که شیطان در تمام دوران حیات خود در حال انجام است. شیطان در تمام مدت حیات در پی اثبات برتری توهمی خود به خالق خود است و با نام خدا با خدا می جنگد. کسی تا کنون خود را جای شیطان نگذاشته است. اگر کمی به ماجرای شیطان فکر کنیم، متوجه می شویم که شیطان حتی موجه تر از زنان فمنیست عمل کرده است. گر چه مسیر هر دو باطل و پوچ است اما انحراف امروز از انحراف شیطان حاد تر است.

مسلم است که تفکر مسموم فرصت زن در عصر امروز چیزی جز اخراج مرد از وظیفه و رسالت اش نیست. ادعا می کنند که زنان در قرون گذشته فرصت نداشتند که فلان کار را بکنند. خوب آیا امروز چه فرصتی دارند؟ فرصت انجام رسالت مرد را؟ آیا اینان تا کنون از خود نپرسیدند که دنبال چه هستند و چه فرصتی را دنبال می کنند؟ واقعا فلسفه این سرکشی متوهمانه چیست؟ کفران نعمت به این شکل که امتیازات در نظر گرفته شده توسط خداوند برای زنان پست قلمداد شوند به اسم این که زنان به مردان نیاز ندارند!!! نفقه و مهریه و ... ،همه به خاطر توهم و غرور و ناسپاسی و ناشکری توسط افکار پست و سخیف فمنیستی بد جلوه داده می شوند. افکاری که در نهایت چند زن را مدیر و وزیر می کند و بقیه زنان را به فلاکت و بدبختی می کشاند و جامعه را رو به انحطاط و فساد و بدبختی و زوال می برد. امروز مرتب می گویند فقر در دنیا در حال زنانه شدن است و سهم زنان از ثروت های مملکت کم است گویی اینکه ثروت مردان جز برای زن و فرزند خرج می شود و آیا هیچ مردی ثروتش را با خود به گور می برد! همین ها مدام می گویند سهم زنان ازمدیریت کم است در حالی که بخاطر مردان بی تدبیر این سهم شیطانی پیوسته در حال افزایش است. (نمونه ای از این خزعبلات را می توان در لینک مقابل دید ...... لینک......) اما این سهم زنان در مدیریت پیوسته در حال افزایش است. این خود مبین دستاورد مذکور است. محله های بدنام قدیم در ایران هم همین گونه بود. مدیریت با چند زن با هزاران روسپی زیر دست که تمام درآمدشان در جیب چند خانم رییس می رفت.

متاسفانه بسیاری از مفسران اسلامی، چهره کاملا واِژگون به روی اسلام به دلیل غربزدگی خودشان پوشاندند که گویی در اسلام وظایف زن و مرد کاملا غلط تعریف شده بوده و اکنون وظایف این دو تغییر یافته است. چه کسی مرد بودن را فرصت قلمداد کرده و یا انجام وظیفه مرد را فرصت برای زنان معرفی کرده است؟ آیا هدفی جز نابودی بشر داشته است؟ مسلم است که این تفکر مهلک تر از هر سلاح کشتار جمعی است.


نظرات()   
   

اظهارات مضحک و احساساتی معاون زنان ریاست جمهوری ادامه دارد و معمولا به هر مناسبتی با ابراز این بیانیه ها موجبات خنده و تمسخر افراد را فراهم می آورد.
یکی از این اظهارات که چند روز پیش مطرح شده بود این بود که " زنان اولین قربانیان جنگ ها هستند"
از شما مخاطب گرامی خواهش میکنم صرفا به این سوال پاسخ دهید که آیا قربانی شدن در جنگ اول و دوم دارد؟ آیا بیشترین کشته شدگان جنگ ها زنان هستند یا مردان؟ نمونه اش جنگ تحمیلی خودمان. اسرای جنگ، جانبازان و رزمندگان.
یا همین جنگ عراق ، داعش کشتن زنها را سبب رفتن به جهنم می داند و حتی در کوبانی از کشتن زنان تا سر حد امکان امتناع می کرد و با آنها مگر در ناچاری وارد جنگ نمیشد.
یا در همان واقعه کربلا، چگونه حکوکت یزید که تا این حد خشن بود و امام حسین و یارانش را با آن وضع فجیع به شهادت رساند در مقابل بیانات و اقدامات براندازانه زینب(س) ساکت بود؟ 
آیا این دلیلی بر مصونیت زنان در همه ادوار تاریخ نبوده است؟
بعلاوه بعد از انقلاب آنقدر در قضیه عاشورا زینب زینب شد که دیگر امام حسین (ع) و حتی امام سجاد (ع) به محاق رفت.
این در حالی است که حضرت زینب جزو معصومین نبوده و  از امام سجاد (ع) تبعیت می کرده است. اما متاسفانه در کشور شیعه نشین ایران از امام سجاد هیچ حرف و سخنی نیست. امام سجادی که حتی طبق برخی روایات مادر او یک زن ایرانی به نام بی بی شهر بانو بوده است.
در واقع این ها اثرات موج فمنیزه کردن اسلام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که حضرت زینبی را که در طول عمرش کسی رویش را ندیده بود و در مقطعی خاض بنا به قاعده ضرورت فعالیتهایی را انجام داده بود و آن هم به دلیل نبود مردان خاندان ، به عنوان الگوی زن اجتماعی معرفی کنند و مدام این موضوع را تبلیغ کنند ، گویی در مورد زن امروز غربی صحبت میکنند.
البته این دست بیانات مضحک زیاد است و اینها صرفا از باب استحضار مخاطبان محترم عنوان می گردد.
روز جهانی خشونت علیه زنان توسط استکبار جهانی و غرب نامگذاری شده و به رسمیت شناختن این روزها یعنی گردن نهادن به نظریه های فمینیستی که در واقع نوک پیکان آن جریان ضد اسلامی است.
در روز جهانی خشونت علیه زنان مولاوردی اظهارات خنده داری را مطرح کرد که حتی خود زنان هم با دیدن آن از خنده به حالت انفجار در می آمدند.
مولاوردی اظهاراتی را در این راستا بیان می کرد که خشونت علیه زنان در ایران به شکل ضرب و شتم و اینها نیست. بلکه به صورت فریب زنان و اغفال آنهاست. یعنی مرد با عزیزم عزیزم سر زن کلاه می گذارد و او را تابع خود میکند!!!
وی می گوید خشونت علیه زنان تا حدی مخفی است که خود زنان هم متوجه آن نمی شوند.
این قسمتش را داشته باشید " خود زنان هم متوجه آن نمی شوند"
سپس وی در مورد اینکه اسلام نگاه تبعیض به زن را نمی پذیرد اظهاراتی را بیان کرد که اسلام را فمینیستی و موافق با برابری زن و مرد نشان میداد!
در واقع اینها اگر می توانستند ، بحث خشونت خداوند علیه زنان را مطرح می کردند و می گفتند خشونت خدا بر علیه زنان این است که همه انسانها را از یک جنس خلق نکرد و این تبعیض خدا در حق زنان است.
و چون مردها بیست و یک انگشت دارند و زنان بیست انگشت، پس جامعه جهانی و همه مردان  و زنان باید این ظلم خدا در حق زنان را جبران کنند!
مخاطبین گرامی را به قرآن کریم ارجاع میدهیم تا یک تو دهنی از جانب قرآن نثار این زنان فمنیست کنند.


نظرات()   
   

ورود زنان به عرصه های مردانه... مهندس زن

حضور اجتماعی زنان...

زن برابر با مرد... برابری زن و مرد...

انجام کارهای مردانه توسط زنان...

شغل های مردانه و زنان...

خانم مهندس


نظرات()   
   

به نام خدا

برابری حقوق زن و مرد

Equality of men and women

همه جا حرف از برابری حقوق زن و مرد است. به خصوص در کشورهای جهان سوم از جمله ایران!
می خواهیم در این پست به مبحث برابری حقوق زن و مرد بپردازیم.
کسانی که خواهان برابری حقوق زن و مرد هستند چه می خواهند؟
مسلما جواب برابری است. اما آیا برابری باید به معنای مطلق باشد؟ به چند نمونه از این موارد نگاهی می اندازیم:
زن هم باید حق داشته باشد مثل مرد آزادانه هر کجا کار کند. (چیزی که در قانون به عنوان حق کار یاد می شود)
زن هم باید بتواند مثل مرد محل سکونت خویش را انتخاب کند. (حق مسکن)
چرا زن کارهای خانه را انجام دهد؟ مرد هم باید کارهای خانه را انجام دهد.
آیا ما نباید از خود بپرسیم این برابری که می خواهیم با طبیعت ما سازگار است؟ آیا فطرت بشر با این برابری سازگار است و اصلا آیا این موارد یعنی برابری؟ آیا کار کردن زن به نفع بشریت است؟ آیا کار کردن جزء رسالت های جنس زن است؟ آیا با کار کردن زن کانون خانواده سردتر نمی شود؟ آیا با عدم حضور زن در خانه، حرارت و شور زندگی در آن خانه از بین نمی رود؟ پس این برابری که ما دم از آن می زنیم و به دفاع از آن بر می خیزیم و به بهانه به روز بودن و تمدن خواهان آن هستیم به چه کار بشر می آید؟
این برابری تفکر کودکانه ای صرف است. برای مثال ما هم به خودروی شخصی نیازمندیم هم به خودرو های سنگین و باربر. هیچ کس نمی تواند منکر نقش این دو نوع وسیله نقلیه شود. اختلاف تعداد این دو نوع خودرو هم دلیلی بر برتری بر یکدیگر نیست. خودروی سنگین رسالتی دارد و برای رسالت خویش ساخته شده است و خودروی سبک نیز رسالتی دارد و برای آن ساخته شده است. حال ما بیایم و این دو نوع خودرو را جاندار فرض کنیم و برایشان نهضت برابری راه بیندازیم. چرا خودروی سنگین گازوئیل مصرف می کند و خودروی سبک بنزین؟ این درست نیست. هر دو باید یک نوع سوخت مصرف کنند! باید به کامیون و تریلی هم بنزین بدهیم نه گازوئیل. حال اگر این اتفاق بیفتد چه می شود؟ بر فرض که خودروهای سنگین بتوانند با همان سوخت بنزین حرکت کنند. اما آیا طاقت می آورند؟ آیا به همان میزان مصرف می کنند؟ آیا پس از چندی آسیب نمی بینند؟ البته اگر خودروها هم عقل و احساسات بشر را داشتند حتما این اتفاق می افتاد!
حال موجود جانداری را فرض کنید! آیا درست است که بیاییم بگوییم برابری حقوق حیوانات! پس خرس قطبی هم باید بتواند در جنگل سبز زندگی کند. چرا نسل ها و قرن ها خود را در قطب محصور داشته است؟ و بیاییم این خرس ها را به جنگل های سبز ببریم تا از زندگی بیشتر لذت ببرند! یا جهت دفاع از حقوق آهو بیاییم کلیه ببر ها را به محل دیگری ببریم یا ریشه کن کنیم تا آهوان در آسایش باشند!

هر چیز جای خودش. تفاوت نشانه تبعیض نیست. آیا یک پدر باید به همان اندازه ای که به فرزند دانشجوی خود پول توجیبی می دهد به فرزند مهد کودکیش هم همانقدر بدهد؟ بهتر نیست به خود بیاییم و از طبیعت خویش دور نشویم؟


البته تفاوتی میان این مثال ها و تساوی حقوق زن و مرد است. آن هم این است که هنوز بشر به قطعیت نرسیده است که چه چیزی در طبیعت اوست. یک شیء یا ماشین و یا حیوان نمی تواند فراتر از طبیعت خود عمل کند، ولی یک انسان می تواند. بنابراین به دانش ظاهری خود اتکای زیادی دارد. غافل از اینکه دین در بسیاری موارد راهگشا است و جلوی خطاهای انسانی را می گیرد و آینده ای را می بیند که انسان تا تجربه نکند نمی فهمد.
بنابراین به راحتی نمی توان هر زنی را قانع کرد که تو کانون و حرارت زندگی هستی و به حضورت نیاز است.

کار در طبیعت مرد است. مرد بدون کار دیگر مرد محسوب نمی شود. مرد مسئول تامین خانواده و خرجی است. حال درست است بگوییم چون مرد کار می کند زن هم کارکند؟ پس چرا نمی گوییم چون مرد خرجی می دهد زن هم خرجی بدهد؟ آیا فریاد برابری این است؟ حق انتخاب محل سکونت با مرد است. چون مرد مسئول تامین مسکن است و باید بتواند جایی که در توانش هست انتخاب کند. حال بیاییم به بهانه برابری حق انتخاب محل سکونت را به زن بدهیم. اگر در توان مرد نباشد تا مسکنی که زن می خواهد تهیه کند چه می شود؟ چرا باید اینقدر کودکانه به برابری فکر کنیم؟ سوار بر احساس شده ایم و راه اشتباه رفته دیگران را تکرار می کنیم.

در ضمن کار کردن زن به کلی زیر سوال نیست و در بسیاری از موارد به حضور زن در بسیاری از کارها نیاز است. اما هر شغل، رفتار و حرکتی که باعث دوری انسان (زن و مرد) از طبیعتش شود و باعث کوتاهی در وظایف و رسالت های انسانی، جهانی و اجتماعی اش شود محکوم است. چه برای جنس زن و چه برای جنس مرد.

حال نتیجه این برابری چیست؟ نتیجه این است که مرد خود را در برابر زن ضعیف می بیند و تمام شور و شوقی که برای زندگی مشترک داشت (یعنی میل به خواستنی بودن، حامی بودن، این که دیگران به او نیازمندند و ...) از بین می رود. در عوض زن همین منصب ها را کسب می کند و منصب های اصلی خویش را فراموش می کند. (یعنی میل به یار بودن، همدم بودن، میل به مهربانی و محبت و خیلی احساسی میل به فرشتگی کردن). در نتیجه زن، مرد را از نیازهایش محروم می کند و زن نیز به فرانیازهایی می رسد و نتیجه می شود فروپاشی خانواده و کمبود محبت.

مشکل دیگری در نهضت های برابری وجود دارد و آن این است که سعی می شود یک سری حقوق از مرد برداشته شود و به زن داده شود که این طبیعتاً برابری محسوب نمی شود. دیگر اینکه یک سری حقوق باید برای یک نفر باشد. برای مثال نمی توان حق مسکن را به هر 2 نفر داد. در ضمن هر حقوقی مسئولیت هایی دارد که که در نهضت های برابری حقوق زن و مرد به آن توجه نشده است. برای مثال حق اشتغال زن طبیعتا حقوقی را از مرد سلب می کند. مرد دیگر نمی تواند به طور کامل تمکین شود و در این امر کوتاهی صورت می گیرد که در نتیجه باعث گسترش فساد و فروپاشی خانواده می شود.
نکته قابل توجه دیگر اینکه نهضت های برابری استاندارد خاصی ندارند و فقط سعی شده یک سری حقوق از مرد برداشته شود و به زن داده شود و یا اختیارات زن را افزایش دهد بدون توجه به اینکه این حقوق واقعاً به نفع جوامع و یا خود زن هست یا خیر.
یک مسئله بسیار قابل توجه نیز وجود دارد و آن این است که با گرفتن حقوق و دادن آن به این و آن و تغییر قوانین کانون خانواده گرم نمی شود. در بسیاری از کشورها که قبلاً اینکارها را کردند، الان شاهد فروپاشی خانواده هستیم. (و متاسفانه در یک دهه اخیر در ایران). قوانین دقیقاً همانی شده که آرزوی هر زن فطرت گریخته جهان سومی است، اما آیا نتیجه داده است؟!!
ما تازه می خواهیم وارد زمان جنگ جهانی دوم در امریکا و اروپا بشویم.
کافیست کلمات زیر را جستجو کنید: (همان کسانی که به روزند و ما مقلّد بی چون و چرای آنها هستیم الآن به خود آمده اند)
femenism is evil
down with femenism
femenism destroying men
femenism destroyed family
frmenism destroy ...

و حتی واژه های equlity women and men

آیا بهتر نیست ما قبل از اینکه راهی را برویم (آن هم راهی که تجربه شده و شکست خورده) و هزینه های آن را متحمل شویم راه بهتر را انتخاب کنیم؟
متاسفانه ما کشورهای جهان سوم، برای اثبات خود و ادعای پیشرفت، خود را به 100 سال پیش همان کشورهای پیشرفته شبیه می کنیم و ادعای به روز بودن داریم و اصلاً با خود فکر نمی کنیم که کدام غلط است و کدام درست.
جدا از نصایح دین مبین و مبارک اسلام، عقل سلیم و دور اندیش راه دیگری باید انتخاب کند. ترکستان را می بینیم و دقیقا همان راهی را پیش می گیریم که به ترکستان است.

اما سخنی خودمانی دارم و آن این است:
خطاب به مرد:
قدرت مسئولیت دارد، نمی توان با داشتن قدرت دست به ستم آلود.
کار در فطرت توست. مسئولیت در فطرت توست. چرا از کوچکترین مسئولیتی فرار می کنی؟
تو نسبت به جنس زن سنگین تر و ضمخت تر هستی. اما دلت می تواند مهربان باشد.
می توانی زندگی را در چشمان همسرت خلاصه کنی.

خطاب به زن:
مهربانی و محبت به طور نامحدود درون توست. چرا آن را از شوهر و فرزندانت دریغ می کنی؟
دنیا به پاست به خاطر وجود لطیف و ظریف و زیبای تو، مادر اگر زن نبود مادر نمی شد. پس به زن بودن خودت افتخار کن.
تو مانند گل هستی. چرا می خواهی هر جابروی و با هر کسی باشی. گل به خاطر ثبات و آرام بودنش گل است.
خانه به وجود تو بوی زندگی می گیرید و جامعه به وجود تو مدینه فاضله می شود. چرا وجودت را از خانواده دریغ می کنی؟


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic