کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ابر اشتغال زنان

گفت‌وگو با دکتر منصوره لولاآور؛ استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

دکتر منصوره لولاآور استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران چندی پیش طی پژوهشی با عنوان "واکاوی نقش اجتماعی زن از منظر آیت الله خامنه ای"، به بررسی آراء رهبر معظم انقلاب در این زمینه به روش تحلیل محتوا پرداختند. به جهت بررسی نگاه و اندیشه رهبر معظم انقلاب به عنوان روشن‌کننده راه و مسیر برای زنان جامعه و برنامه‌ریزان و مسئولان امر، در گفت‌وگو با خانم دکتر لولاآور، به بررسی ابعاد حضور و نقش اجتماعی زنان از منظر آیت‌الله خامنه‌ای پرداختیم که خدمتتان تقدیم می‌شود.

-    خانم دکتر لولاآور! با توجه به پژوهشی که درخصوص نقش اجتماعی زن از منظر رهبر معظم انقلاب انجام دادید، نظر آیت‌الله خامنه‌ای در مورد حضور زنان در جامعه چیست؟ آیا زنان را به حضور در جامعه تشویق می‌کنند یا ماندن در منزل را برای زنان می‌پسندند؟
بر اساس یافته‌های ما واقعیت آن است که ایشان حضور زنان در جامعه را به عنوان یک اولویت برای زنان در نظر می‌گیرند. به خصوص تأکیدی که در مورد زنان فرهیخته، دانشمند، اهل علم و اهل نظر در عرصه‌های علمی‌که خودش عرصه شغلی هم به حساب می‌آید دارند، نشان‌دهنده آن است که ایشان روی حضور زنان در جامعه تأکید دارند. منتها این تأکید یک تأکید بی‌قید و شرط نیست و در اولویت، نقش خانوادگی زن قرار دارد.

طبق یافته‌های پژوهش، تحصیلات بیش از سایر مقولات مورد تأکید ایشان است و نظر ایشان در اکثر موارد، تأییدکننده حضور زنان در این حوزه است. این تأیید یک تأیید معمول و ساده نیست، بلکه نوعی تأیید مشوقانه است؛ به این معنا که حضور زنان تحصیل‌کرده را در دفعات متعدد از افتخارات نظام دانسته‌اند. ایشان حتی درباره ارتباط بین تحصیلات و نقش‌های خانوادگی بیان کرده‌اند که امنیت و کرامت زن طوری باید در منزل توسط همسرش حفظ شود که از تحصیلات خود بازنماند.

مخالفت رهبری با تحصیلاتی که با طبیعت زنانه زن و با اهداف عالی او سازگار نیست
علاوه بر این، ایشان زنان را به مطالعه و پژوهش درباره موضوع زنان و مسائل و مشکلات مرتبط با آن‌ها تشویق کرده‌اند، اما در یک مورد، تحصیلات را برای زنان نفی می‌کنند و آن هم درسی است که با طبیعت زنانه زن و با اهداف عالی او سازگار نیست.

رهبری اشتغال زنان را جزو مسائل اصلی زنان نمی‌دانند
درخصوص اشتغال هم اگرچه ایشان با اشتغال زنان مخالف نیستند، اما آن را جزو مسائل اصلی زنان نمی‌دانند. در واقع با حضور زنان در این عرصه در همه موارد به طور مشروط موافقت می‌کنند. ایشان در موارد متعدد بیان می‌کنند که نقطه درخشان و افتخارآمیز حضور زنان در جامعه، بخش تحصیلات، عرصه سیاسی و دفاع مقدس است و اشتغال را در این دسته قرار نمی‌دهند. دو نکته در سخنان ایشان درباره اشتغال وجود دارد. اولاً در دیدگاه ایشان، مشاغل به دو بخش مردانه و زنانه تقسیم می‌شود و ایشان اشتغال زنان در کارهای مردانه را نفی می‌کنند؛ به این معنا که ممنوعیتی برای حضور زنان در این حوزه قائل نیستند، اما بیان می‌کنند زن می‌تواند وارد این عرصه‌ها شود، اما این‌ها فریب جامعه غربی است و افتخار به این‌ها غلط است. رهبری مشاغل مدیریتی و اجرایی را نیز از مصادیق مشاغل مردانه می‌دانند. همچنین به اعتقاد ایشان اشتغال زنان نباید مزاحم کار تربیت فرزند و خانه‌داری شود و درواقع تربیت فرزند و خانه‌داری بر اشتغال اولویت دارد.

پس نظر ایشان درباره اشتغال زنان مشروط به دو موضوع است: اول، شغل، مناسب ویژگی‌های زنانه باشد و دوم آن‌که به کار تربیت فرزند لطمه‌ای وارد نکند.

اما در مورد فعالیت سیاسی، ایشان در موارد کمتری نسبت به اشتغال و تحصیل، درباره فعالیت سیاسی صحبت می‌کنند، اما فعالیت سیاسی زنان را کاملاً مورد تأیید قرار می‌دهند و آن را در جامعه بسیار تأثیرگذار می‌دانند و حضور آن‌ها در عرصه سیاسی را افتخارآمیز می‌دانند و زنان را به ورود به این حوزه تشویق می‌کنند.

-    درخصوص نقش اجتماعی زنان و تأکیداتی که ایشان دارند، چه شباهت‌ها و افتراقاتی میان آراء ایشان و آراء فمینیستی وجود دارد؟
کاملاً می‌توان تفکیک کرد بین دیدگاه ایشان با دیدگاه‌های فمینیستی که وقتی صحبت از نقش زنان در خانواده و نقش مادری می‌کنند، کاملاً سویه‌های منفی و تحمیلی آن را مدنظر قرار می‌دهند؛ درحالی‌که ما خودمان زن هستیم و مادر هستیم و می‌دانیم که این نقش‌ها را خودخواسته پذیرفتیم و این‌ها برگرفته از یک وضعیت روحی و پیوندهایی است که یک مادر با فرزندش برقرار می‌کند.

آن‌چه مورد نظر ایشان است یک تعادل است که در آن نه مادری به نفع نقش شغلی و اجتماعی زن خدشه دار شود و نه این‌که آن‌قدر این کفه مادری و نقش خانوادگی را زن سنگین کنیم و به آن بها دهیم که زن دیگر فضایی برای ایفای نقش اجتماعی و شغلی پیدا نکند. ایشان خیلی به دنبال برقراری تعادل بین این دو کفه هستند. نگاه رهبری نه وضعیتی است که فمینیست‌ها برای زن می‌پسندند، نه یک نگاه سنتی. ایشان خیلی ظریف و دقیق به دنبال حفظ آن تعادل هستند که هم وجهه اجتماعی زنان حفظ شود و هم نقش خانوادگی و این یک کار هنرمندانه برای زنان است و برای جامعه ضرورت دارد که تصمیم‌گیران و مجریان قانون باید آن را مدنظر قرار دهند.

در نگاه رهبری حیثیت زن و شخصیت او نباید در هیچ زمینه شغلی مورد تعرض و تحقیر قرار گیرد
-    قبل‌تر درخصوص نگاه ایشان به اشتغال زنان توضیح دادید. لطفاً مجدد بفرمایید که نظر ایشان در مورد مشاغل مناسب زنان چیست؟ آیا ممنوعیت‌های شغلی را برای زنان قائل‌اند؟
مشاغلی که ایشان حضور زن را در آن مناسب می‌دانند بیشتر مشاغلی است که برای حیثیت یک زن مسلمان دارای وجهه انسانی و علاوه بر آن وجهه زنانگی مناسب باشد، مشاغلی که به هویت زنانه آن‌ها که بالا و دارای افتخار است لطمه نزند.

ایشان به لحاظ نگاهی که به زن دارند زن را موجودی عزیز و محترم می‌شمارند که این نگاه را از دین برگرفته‌اند. از طرف دیگر ویژگی‌های عاطفی و روحی برای زنان قائل‌اند که از لحاظ بیولوژیک وجود دارد و قابل انکار نیست و نباید مخدوش شود. حالا اگر شغل زن در تضاد با این‌ها باشد، ایشان مخالف‌اند و این مخالفت ریشه در آموزه‌های دینی دارد. این‌که شأنیت زن در هر حال حفظ شود؛ چه در خانواده چه در اجتماع.

کلیدواژه ایشان که ما در این پژوهش یافتیم این است که حیثیت زن و حرمت و شخصیت زن در هیچ زمینه شغلی مورد تعرض و تحقیر و خدشه قرار نگیرد. و همچنین هر جا که شغل، تعارض با نقش خانوادگی دارد، اولویت به نقش خانوادگی داده شده و این‌که مشاغل طوری در جامعه تنظیم شود که انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد که اولویت زنانگی زنان حفظ شود.

-    نسبت میان آراء ایشان در زمینه تحصیلات و اشتغال چگونه است؟ با توجه به نتایج پژوهش به نظر می‌رسد نظر ایشان در مورد تحصیلات بسیار مثبت و در مورد اشتغال چندان مورد تأیید نیست. آیا بدین صورت یک تعارض در جامعه ایجاد نمی‌شود؟
تأکیداتی که ایشان بر تحصیلات و فرهیختگی زنان و نظرشان در مورد شغل یک وضعیت پارادوکسیکال نیست که زنان بروند تا هر مقطعی علم بیاموزند و بعد فقط به نقش خانوادگی بپردازند. هر زن دانشمند و متخصص یا کارشناس در هر حوزه تخصصی باید از تخصص خود در جامعه استفاده کند. در این اولویت‌بندی ظرافت‌هایی مورد توجه ایشان است که باید در عرصه‌های قانونی و اجرایی مدنظر قرار دهند و در این صورت اتفاقاً تناقضی هم وجود ندارد. یک زن می‌تواند منشی یک دفتر باشد یا ویزیتور یا بازاریاب یک شرکت که به نظر من ایشان این‌ها را دور از شأن یک خانم می‌دانند. به همین دلیل روی ارتقای علمی‌ زنان خیلی تأکید داشتند که نقش‌هایی را در جامعه به‌عهده بگیرند که شایسته یک زن مسلمان ایرانی است و خودشان را در شغل‌های تخصصی‌تر و علمی‌تر نشان دهند.

-    یعنی از نظر شما تحصیلات را در مشاغلی استفاده کنند که به شأنیت زن‌بودن آن‌ها لطمه نزند؟
هم به شأنیت زن‌بودن و هم به هویت مادربودن بر اساس وضعیت بیولوژیک خودش ضربه نزند.

در سخنان اخیر رهبری بازگشت به نقش‌های خانوادگی بیشتر به چشم می‌خورد
-    به نظر شما در سیر تحولات ایشان در حوزه زنان تغییر و تحولاتی دیده می‌شود یا نه ؟
بله، شاید در سال‌های اخیر که ما می‌بینیم بنیان خانواده بیشتر در معرض خطر است و بیشتر مورد هجمه‌ها قرار می‌گیرد - خیلی هم گردن فمینیست‌ها نمی‌گذاریم؛ یعنی صرفاً بعد نظری نیست، بعد فرهنگی و تبلیغاتی هم است- ایشان در این سال‌های اخیر اولویت مهم‌تری را برای نقش خانوادگی زن‌ها، برای مادری زن‌ها قائل‌اند. در سخنرانی‌هایشان به خصوص در 5 سال اخیر، من با قبل‌تر مقایسه می‌کردم دیدم شاید در گذشته بر وجهه علمی زنان بیشتر تأکید داشتند. ولی بعد می‌بینیم در 5 سال اخیر بازگشت به نقش‌های خانوادگی بیشتر به چشم می‌خورد؛ که در کنار آن ارتقای علمی ‌و نقش‌های اجتماعی مراقب باشید که وضعیت خانوادگی‌تان مخدوش نشود.

-    خانم دکتر! با توجه به پژوهش انجام‌شده چه تفاوت‌هایی در آرای ایشان در مورد نقش اجتماعی زنان با سایر علمای هم‌عصرشان وجود دارد؟
اگر مقایسه کنیم با علمای هم‌عصر ایشان می‌بینیم در برهه‌ای که امام خمینی (ره) زندگی می‌کردند، آن زمان این ضرورت وجود داشت که زنان را به نقش‌های اجتماعی فراخوان کنند. چون هم زمان جنگ بود هم انقلاب بود و هم نقش زنان در جنگ و انقلاب خیلی نقش سازنده و پررنگی بود و ایشان هم مشوق زنان بودند برای این نقش‌های اجتماعی، ولی در زمان ایشان می‌بینیم که یک بازاندیشی در نگاه رهبری به زنان ایجاد شده است که مراقب باشید نقش محوری زن‌بودن‌تان در خانواده توسط نقش شغل و اجتماعی‌تان مخدوش نشود و اگر قرار باشد آن این را خراب کند، اولویت با نقش خانوادگی است. ایشان روی آن تعادل خیلی تأکید دارند و گاهی که این تعادل امکان‌پذیر نیست، اولویت با نقش خانوادگی است.

جالب است که امام(ره) و هم‌نظر با ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای، حضور بارز و مستقیم زنان در برخی عرصه‌ها را تشویق می‌کنند که برخی علمای دینی هم‌عصر ایشان به شدت با آن مخالف‌اند. مثلا در زمان ایشان علمایی بودند که می‌گفتند زن‌ها در تظاهرات شرکت نکنند، ولی ایشان حضور مستقیم زنان در انقلاب و حتی زمینه‌های نظامی ‌در زمان جنگ را از عوامل پیروزی می‌دانند. البته علمای دیگری هم‌عصر ایشان نیز بودند مانند شهید مطهری که هم به نقش مستقیم زنان در جنگ و انقلاب تأکید داشتند و هم به حضور زنان در پشت صحنه. یعنی می‌گفتند معنی در صحنه بودن پشت جبهه را رها کردن نیست، بلکه راه باریک و ظریفی در این میان وجود دارد که زن مسلمان ایرانی در عین حضور در صحنه و همکاری با مردان، پشت جبهه را رها نکرد. آن‌وقت در مورد برخی دیگر از علمای آن عصر مثل علامه طباطبایی می‌بینیم که معتقدند اگرچه زن و مرد از لحاظ انسانیت هیچ تفاوتی ندارند، اما در مواردی طبیعت خود زن اقتضا دارد که با مردان متفاوت باشد؛ زیرا در او روح احساس بر روح تعقل غالب است و تنظیم امر جامعه، نیازمند غلبه عقلانیت است.

-    تفاوت پارادایمی ‌آراء ایشان با آراء جریانات فمینیستی از یکسو و همین‌طور برخی جریان‌های اسلامی ‌دفاع از حقوق زنان چگونه است؟
تفاوت آراء ایشان با آراء فمینیستی یک تفاوت بنیادین است. به هر حال نظرات ایشان برگرفته از ادبیات دینی اسلام و نگاه اسلام به انسان و زن است و حقوق و تکالیف انسان از دیدگاه خالق از لحاظ هستی‌شناسی و انسان‌شناسی. نگاه ایشان به زن و نقش زن و حقوق زن و هویت زن، نگاه کاملاً دینی است؛ درحالی‌که نگاه فمینیست‌ها نگاه سکولار و غیردینی و مبتنی بر حقوق بشر است و این تفاوت بنیادین، تفاوت در انشعابات را هم به‌وجود می‌آورد که نقش اجتماعی زن هم از آن دست است.

در مورد جریان‌های اسلامی‌ هم ما چه در جامعه خودمان چه در سایر جوامع اسلامی مثل مصر و مراکش، جاهایی که در حوزه نظری در مورد زنان قوی‌ترند، می‌بینیم که جریان‌های اسلامی ‌هم بعضاً یا اکثریت آن‌ها برگرفته از نظرات فمینیستی نسبت به زن است. خیلی از آن‌ها خواستند پیوندی بین نظرات فمینیستی و اسلام ایجاد کنند و از آن ملغمه نظری بیرون دهند که آن‌قدر که رنگ و بوی نظرات سکولار و فمینیستی دارد، کمتر شباهت به ادبیات دینی اسلامی‌ پیدا می‌کند، ولی به هر حال با جریان‌هایی روبه‌رو هستیم که خود را جریان‌های اسلامی ‌معرفی می‌کنند و می‌توان با نگاه نقد به آن‌ها پرداخت و به سمت بهینه‌شدن و اصلاح آن‌ها و کاربردی‌شدن‌شان حرکت کرد.

-    ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

منتشرشده در شماره سوم ویژه‌نامه زنان صبح روزنامه صبح نو


نظرات()   
   

                                 مدیریت زنان

این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.


نظرات()   
   

زنان و مردان شاغل

چند ماه قبل برای کاری شخصی چند روزی در یکی از ادارات دولتی که یکی از پر تماس‌ترین ادارات با بدنه مردم است، در رفت و آمد از این اتاق به آن اتاق بودم. غیر از ایده‌های مختلفی که هم برای تسریع و هم برای اثرگذاری روی فکر مردم، به ذهنم می‌رسد، مسائلی دیدم که پیش از این هم تقریبا در ادارات و وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی هم می‌دیدم.
در همه اتاق‌های فراوان اینگونه بود که یک خانم و یک آقا یک در میان قرار گرفته بودند و مشغول کار بودند. و کاملا راحت و صمیمی با هم بگو و بخند می‌کردند. خیلی آزار دهنده بود. تقریبا در هر اتاقی می‌رفتم همین وضع بود. در یکی از اتاق‌ها که کارمند آقا داشت کارم را انجام می‌داد، همزمان به خانم کناری‌اش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد می‌داد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالب‌تر که خود مرد هم به راحتی می‌گفت که همسرش نیست و می‌تواند راحت سفر کند! نگاه و لحنش، دیگر طاقتم را سر آورد. اگر کسی با همسرم یک هزارم چنین برخوردی را می‌داشت، دهنش را پر از خون می‌کردم. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناری‌هایم با نگاه‌های موافقانه‌شان تایید می‌کردند. مرد عصبانی شد. مودبانه‌ترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند می‌گفتند آقای فلانی آروم. بعضی‌ هم سعی می‌کردند من را دور کنند. ولی او ادامه می‌داد. کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمی‌دهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
ولی ماجرا خیلی عمیق است. تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده می‌شود. روابط راحت و شوخی و صمیمیت‌های ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشی‌های با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکت‌های خصوصی که پول برای آرایش در محل کار می‌گیرند!!
مردها که هیچی! اما زن‌ها واقعا چرا اینگونه برخورد می‌کنند؟ آیا چون خیال می‌کنند یک شوهری دارند، می‌توانند آزاد و راحت با نامحرم هم‌کلام شوند؟ یا خیال می‌کنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار می‌شوند، اکثریت مطلق به صمیمیت‌ها و برخوردهای کاملا غیر ضروری می‌رسند و نمی‌توانند آن خشکی‌ای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار می‌رود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی می‌انجامد.
قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسف‌اند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان می‌خواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام می‌گوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمان‌ها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسان‌سازی چنین الزامی را دارد.

منبع: وبلاگ ایلیا


نظرات()   
   


با رویت لینک زیر در مورد تعداد مدیران  زن در یکی از مردانه ترین مکان های دولت اطلاع پیدا کنید و تخمین بزنید در جاهای دیگر وضع به چه منوال است و متاسفانه پیوسته شعار تشویق زنان به مدیریت و یا حتی زورگویی به افزایش تعداد مدیران زن در جریان است، چنانچه نسل های گذشته را کنار بگذارید متوجه خواهید شد که تعداد شاغلین و مدیران زن در نسل های جوان تا چه حد بالاتر از مردان است:




متاسفانه با تشویق رسانه ملی و دولت و تمام ارگانهای این کشور به اشتغال زنان، همه چیز با هم به تضاد رسیده است. به گونه ای که زنان تمام ادرات و همه محل های کار را پر کردند و در انتظار شوهرند و مردان همه بی زن، بیکارند و کسی به آنها زن نمی دهد. زنانی که شعار برتری در انجام مسئولیت می دهند اما با این حال باز از مرد بی مسئولیت گریزان اند و به وی انگ می زنند. اگر واقعا خود را در انجام مسئولیت های جامعه و خانه برتر از مردان می بینید پس دیگر چه انتظاری از مردان دارید؟ تن فروشی بسیار برتر از فطرت فروشی و روح فروشی و دین فروشی است. تن خود را فروختن بهتر از روح خود را فروختن به تمایلات سخیف نفس در راستای غرور فمنیستی است. جنایت به معنای تن کشی یک فرد دیگر برتر از این است که فطرت تعداد زیادی انسان را کشتن و به بازیچه گرفتن. در این جامعه بیمار که احکام دین به تضاد رسیده و تفاسیر کاملا متناقض از احکام دین می شود چه انتظاری می توان داشت؟ در تمام تاریخ بشر، تمدن بشری با تمام فراز و نشیب هایش مدیون خانواده بوده است و امروزه با اشتغال بی رویه زنان و بیکاری مردان و تعویض کافرانه زن و مرد آن هم به نام دین عملا قلمرو تمدن به سر رسیده است. اگر دقت نمایید اغلب زنان دارای پست چه در ایران و چه در کشورهای دیگر بسیار بد هیبت و مردوار هستند، به گونه ای که هر مردی در مواجهه با آنها نمی داند چه نقشی باید بازی کند؟ مسلما تنها راه منطقی برای مردی که زندگی با  این گونه زنان را برگزیده  است این است که خود را زن کند. خوب مسلم است در چنین وضعیتی عملا تمدن به اتمام می رسد زیرا مسیر چنان بر خلاف فطرت است که امکان بقا ندارد. بالعکس زنان در مقابل مردان زن صفت چگونه می توانند رفتار کنند؟

متاسفانه یکی از اموری که این روزها بسیار رایج شده است، توصیف چهره فمنیستی از حضرت فاطمه است. همانطور که همه می دانیم پیامبر کارهای خانه را به فاطمه و کارهای بیرون را به علی واگذار کرد و اتفاقا حضرت فاطمه از این تقسیم بندی بسیار خشنود و راضی شد. طبق عملکرد پیامبر الگویی که بسیاری از افراد در راستای اشتغال زنان از پیامبر گرفتند چیست؟ این چه الگویی است که با اصل ماجرا چنین تضاد دارد؟ همه ماجرای تقسیم وظایف حضرت فاطمه و علی را توسط پیامبر شنیده ایم و همه از حدود سن ازدواج و شهادت حضرت فاطمه  و نیز تعداد فرزندان ایشان و ماجرای پینه بستن و ... اطلاع داریم. کدامیک از این ویژگی ها با شرایط و ایده هایی که امروزه تبلیغ می شود همخوانی دارد؟


نظرات()   
   

مطلب زیر برگرفته از سایت دفتر مشق روزهای زندگی و به قلم مهندس هاشمی است که خواندن آن را به خوانندگان توصیه میکنم:

در میان اخبار رسانه ها و خبرگزاری ها و روزنامه ها، نوشته ها و مطالب زیادی درباره اهمیت و جایگاه جنس زن با رویکرد دینی و علمی دیده می شود. بسیاری از این نوشته ها به استناد کتب تالیف شده مذهبی و نظر برخی از روحانیون سرشناس به نگارش در آمده است. خواننده با خواندن این نوشته ها تحت تاثیر برخی از آیات، روایات و حکایات قرار گرفته و بدون توجه به اقتضائات امروز جامعه به یک نتیجه واحد می رسد، و آن اینکه زن سالاری یک ارزش پسندیده انسانی و الهی است! لیکن اینگونه نوشته ها، نگاه جامعی به خانواده نداشته و بدون توجه به تحولات عصر جدید جهانی و اقتضائات نو، هیچ نگاهی به جنسیت مرد نداشته و می کوشد تا با تفسیر زنانه دین خود را از معرض هجوم زنان طلبکار امروز دور کنند همانطور که بعضی در زمان قدرت شوروی با ارائه تفاسیر کومونیستی از اسلام اینگونه عمل میکردند. نویسندگان اینگونه نوشته ها که به نظر می رسد به گونه هایی از زن‌گرایی و باستان گرایی دینی مبتلا هستند، بدون توجه به عقل، قرآن و توصیه های دلسوزانه محققین و پژوهشگران با بیان ناقص و ارائه سلیقه ای آیات و احادیث، دانسته یا ندانسته، در آتش فمینیزم(فمینیسم) می دمند و نام و قلم خود را برای طرح و برنامه های کلان فراماسونری، رایگان یا با هزینه خرج می کنند.Image
عدم توجه به جنسیت مرد و تجلیل و تعظیم افراطی از جنسیت زن، تعادل نظام خانواده را بر هم می زند و در بلند مدت باعث ارتقای سطح فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان و دختران در جامعه و خانواده در عصر جدید می شود و در عین حال موجب تنزل سطح مردان و پسران در هوشمندی و خرد، تحصیلات، درآمد و اشتغال شده و پیش زمینه های افسردگی، اعتیاد، زندگی مجردی و خودکشی را ایجاد می کند. 
نظام خانوادگی اسلام و روش و منش پیشوایان دین بر ارائه الگوی کاملی از نقش زن و مرد در جامعه بوده و با توجه به زمانه و جامعه، به هر دو جنسیت توجه شده است. لیکن آنچه ما در سال های اخیر در سخنان و برنامه های روحانیت مشاهده نمودیم، توجه افراطی به جنس زن و عدم توجه به جنس مرد بوده است. نگاهی به شدت ناقص که به اسم «اخلاق خانواده» به خورد پسران و مردان جوان داده می شود. افراط گرایی یا ناآگاهی برخی از اشخاص در همراه شدن با موج رسانه ای فمینیست ها در تعریف و تمجدید از زنان، مصداق آب به آسیاب دشمن ریختن و تیشه زدن به ریشه خود است. اینکه برخی از افراد مسئول در زمانه ما، خودشان در یک «سیستم مرد سالار» پیشرفت کرده اند و در این سیستم موفق به تشکیل زندگی، پیشرفت و کسب موفقیت شده اند ولی برای نسل فرزندان خود، «مدل زن سالار» را پیشنهاد می کنند می تواند دلایل متعددی داشته باشد. اما شاید عمده ترین دلیل این موضوع، تلاش برای خودنمایی و محبوبیت افزایی و همراه شدن با جامعه ای است که فکر می کند زن سالاری، نشانه روشنفکری و پیشرفت است و مرد سالاری، به معنای عقبگرد از ارزش های نوین است. 
از طرفی واگذاری امور به فمینیست ها نیز امری خطرناک است که متاسفانه در عصر امروز و با تبلیغات کلان رسانه های مبلغ فمینیزم در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ است. زنان(فمینیست) بر خلاف مردان ثابت کرده اند که به شدت جنسیتی فکر کرده و در رفتار خود با مردان دچار تبعیض می شوند. به عنوان مثال در مراسم ها و نمایشگاهای زنانه، هیچ جا و فرصت حضوری برای مردان در نظر گرفته نمی شود در حالی که مردان در مراسم هایشان همواره جا و فرصت حضوری را برای زنان در نظر می گیرند. یا نمونه عینی تر آن در پیگیری حقوق است. مردان همواره طرفدار حقوق زنان بوده و از آنها حمایت می کنند ولی زنان مسئول در کشور ما یا توجهی به جنسیت مرد نداشته و یا در موضع گیری و قانونگذاری دچار تبعیض های غیر انسانی می شوند. مسئولین کشور ما نیز به شدت در برابر این موضوع دچار وادادگی و عدم برنامه ریزی مشخص هستند و به جای تدبر و بصیرت، در اظهار نظر و اعمال خود با این موج همراهی می کنند. به عنوان نمونه سالهاست که سربازان نظام وظیفه از کمترین حقوق دریافتی و مزایا برخوردار هستند ولی مجلس و دولت کمترین توجهی برای حذف خدمت اجباری سربازی یا حرفه ای سازی آن ندارند که همین باعث ضربات سنگینی روحی و مادی به پسران جوان می شود ولی در عین حال بودجه های کلانی در اختیار زنان گذاشته می شود و به عنوان مثال زندانیان زن با بودجه تخصیص یافته آزاد می شوند یا دیه زنان با بودجه بیت المال دو برابر می شود تا با دیه مردان همسان شود. حال سوالی که در اذهان جامعه ایجاد می شود این است که چگونه حاکمیت برای طرح های حامی جنس زن بودجه های کلانی در اختیار دارد و آن را وظیفه اسلامی خویش می داند ولی پرداخت کامل حقوق سربازان و مشکلات پسران و مردان را دغدغه و وظیفه خویش نمی داند؟
 
تکمیلی اول:   
پس از نگارش این مطلب با خبری در خبرگزاری مهر مواجه شدم که از قول آیت الله سبحانی بیان داشته بود:"یکی از مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه متأسفانه تولید جمعیت در استان‌های شیعه نشین بسیار کاهش یافته در حالیکه در استان‌های حاشیه‌ای این گونه نیست، تأکید کرد: اگر این مسئله تحدید جمعیت تداوم یابد، نظام اسلامی به خطر می‌افتد"(1). این خبر نیز به گونه ای موید نظر من است. اینکه دلایل مختلفی هست که بسیاری از پسرها تن به ازدواج نمی دهند و خانواده های تشکیل شده نیز بچه های کمتری به دنیا می آورند ولی مسلما یکی از دلایل آن تغییر تعریف و جایگاه زن و مرد در زمانه فعلی در مقایسه با بیست سال پیش است. همچنین تفاوت دید دو مذهب تشیع و اهل سنت به ازدواج و زن نیز در این موضوع دخیل است. لذا باید در بسیاری از نظرها تجدیدنظر کرد.

تکمیلی دوم:  
یکی از دوستان با رد نظر من گفت زن ها به دلیل آنکه توانایی و قدرت بیشتری برای خراب کردن جامعه و زنان و مردان سالم برخوردار هستند می بایست بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. مثلا بسیاری از زنان در زندان به اعتیاد و ایدز دچار می شوند که می توانند آن را به جامعه نیز انتقال دهند. من اندکی فکر کردم دیدم هدف خوبی است ولی این هدف محقق نشده است و حمایت های گسترده دولت و حکومت از زن نتایج شگرف دیگری برای جامعه به ارمغان آورده است. چه کسی می دانست که تایید کردن حق اشتغال زن در کشور جهان سوم ما که درگیر بسیاری از مشکلات اقتصادی همچون بیکاری و تحریم می باشد باعث بیکاری قشر گسترده ای از مردان و کم درآمد شدن شمار دیگری از آنها به دلیل حضور افسارگسیخته نیروی کار اقتصادی ارزان زن در جامعه می شد. و همین مسئله در فروپاشی نهاد خانواده نیز موثر واقع شود. لذا ما نباید همیشه با فکر ابزاری نتیجه گیری کنیم . بلکه می بایست واقعیت ها را ببینیم و بر اساس آنها تحلیل نماییم.


نظرات()   
   

امروزه خیلی از امور به دلیل عنوان بندی و القاب ساختگی ، ماهیت واقعی خود را پنهان کرده اند. به عنوان مثال می توان از دانشگاه و ماهیت آن صحبت کرد. در دنیای امروز عناوین و القاب همچون زمان قاجار در بین خاندان سلطنتی ، همه جا و همه مردم را آلوده کرده است.

دانشگاه همانطور که از نامش مشخص است باید محل کسب دانش  باشد اما این واژه واقعا برای مکان هایی به این نام تا چه حد برازنده است؟ رشته های دانشگاهی امروزه اکثرا چیزی جز کسب مهارت برای کسب درآمد نیست ، هر چند که ممکن است لابه لای آنها کمی هم به علم برای  کار راه اندازی اشاره شود. از رشته های علوم انسانی گرفته مانند حقوق و ... نا مهندسی و حتی رشته های پزشکی که امروزه کاملا تجارتی شده اند.

اما چون زمانی دانشگاه دهان پر کن بوده و پر ابهت ، لذا امروزه روز با وجود این که کاملا بی ارزش شده است اما باز خیلی اوقات برای خیلی رشته ها ، بسیارند دخترانی که بدون هدف وارد آن می شوند و رشته ای را بر می گزینند.

در زمان قدیم برای کسب مهارت کار ، فردی شاگرد میشد و در کار مخصوص به خود مانند جلا کاری ، مجسمه سازی ، ریخته گری و ... به مرور فن کار را یاد می گرفت و مسلما در طی ان نیز علوم لازمه را نیز کسب می کرد تا به وسیله آن بتواند کار را پیش ببرد. اما امروزه این کار حتی خیلی ضعیف تر از دیروز قرار است در دانشگاهها انجام شود. و جالب اینجاست در یک کشور اسلامی که وظیفه کسب درآمد بر عهده مرد است، دختران در فنون کسب درآمد به گونه ای وارد شده اند که گویی وظیفه آنهاست. و همین امر باعث شده که از وظیفه اصلی خود باز مانده و حتی از ازدواج تا سنین بالا سر باز زنند.

کار به چنان فضاحتی کشیده که که با دروغ و تقلب تنها در پی گرفتن مدرکی هستند که با آن خودنمایی کنند.( خودنمایی هم در اسلام حرام است و نه مکروه ). این که یک نفر با مالش خود نمایی کند و یا کسی با مدرک و عنوانش و یا ... ، پس می توان نتیجه گرفت که این جامعه تا چه حد از اسلام دور شده که آن چیزی که برای انجام وظیفه مقدس مرد است از مرد گرفته شده و برای خودنمایی با نام حق به زنان داده می شود!!!

در رابطه با حق زنان برای وزارت و ... ، در اسلام و حتی غیر از اسلام و در نظامی دموکراتیک ، مناسب بالا تنها برای سرویس دادن است و نوعی مسئولیت است نه حق ، اما امروزه چنان است که این مناسب به قدری برخی از فعالان حقوق زن چادر به سر را فریب داده که گویا داشتن این مناسب را حق قلمداد می کنند!!! یعنی در اصل آنقدر به پست و مقام و شیرینی های آن دل بسته اند که آن را حق خود قلمداد می کنند. و این اوج فاصله گرفتن از پیامبری است که دست پینه بسته کارگران را می بوسید. اما آیا این تفکرات مربوط به دین همان پیامبر است؟ تفکری که در اصل دست وزرا و یا افراد دارای پست و ... را می بوسد و ادعا می کند که زنان از این بوسیده شدن محروم اند!!!

 و اما از بعد دیگر ، اگر خانم وحیده دستجردی از دوران وزارت خود نمی گفت ، شاید کسی باور نمی کرد که این مشاغل با وظایف اصلی زن قابل جمع شدن نیست ، اما با خواندن خاطرات ایشان از خیلی شب هایی که به خانه نمی رفتند چه چیز را میتوان فهمید؟ آیا چیزی جز بی غیرتی مردانی است که برای عوام فریبی اینگونه مشاغل را برخلاف فطرت زن به زن واگذار میکنند؟


نظرات()   
   

در خصوص وضعیت بیکاری معمولا فمینیست های ایران سفسطه می کنند و با دادن آمارهای ساختگی سعی می کنند وضعیت اشتغال زنان را بسیار بد نشان دهند و دست پیش را می گیرند که پس نیفتند!

آنها با دادن آمارهای مغرضانه و اشغال شدن موقعیت های شغلی توسط زنان سعی در بیکار کردن هر چه بیشتر مردان  دارند. آنها چون ضد خانواده هستند این کار را می کنند تا آمار طلاق بیشتر شودو آمار ازدواج پایین بیاید. بیکاری مردان با 2 سال عقب افتادن به دلیل خدمت سربازی  نسبت به دختران همسال بیشتر می شود. با توجه به بحران بیکاری و وضعیت اسفبار اشتغال در کشور ازدواج در حال نابودی است و طلاق دارد بیداد می کند. همچنین طبق آمارها زنان شاغل کمتر مشکلات زندگی مشترک را تحمل می کنند و گذشت کمتری به خرج می دهند و بیشتر زمینه طلاق را دارند و به اتکای شغلشان هم نشوز و سرپیچی از شوهرشان بیشتر می شود و هم تجرد گرایی. از دیگر عوارض آن کاهش میل به فرزند آوری است. زیرا محدودیت های جسمی ناشی از حاملگی و شیر دادن به نوزاد و نگهداری از کودک مانع از اشتغال آنها می شود و پرداختن به یکی در مسیر دیگری خلل ایجاد می کند.

فمینیست ها در ایران از طریق معاونت ها و فراکسیون ها و مشاورین زنان در  رسانه ها و صدا و سیما سعی در پراکندن آمار های مغرضانه دارند. مثلا سهم اشتغال زنان را 13 درصد اعلام می کنند. در حالی که در این آمار مادر بزرگ های ما که عملا خانه دار بوده اند هم لحاظ شده اند و این آمار در خصوص نسل جوان صادق نیست. و بالا بودن آمار اشتغال زنان در جامعه اسلامی با توجه به تامین مخارج زن توسط شوهرش که تکلیف مرد است ناشی ازعدم  رسیدگی  دولت به مردان و ضعیف شدن آنهاست. در چنین حالاتی عقل سلیم حکم میکند که دولت دست مردان را بگیرد و آنان را توانمند کند تا از پس وظایفشان برآیند. همان وظایفی که قانون در ایران زنان را از آنها معاف کرده است و در شعارهای برابری زن و مرد اصلا به این موارد اشاره نمی شود و به دروغ در اذهان عمومی نهادینه شده است که زنان حقوق کمتری برخودراند و این دروغی وقیحانه است .اما متاسفانه سعی می کنند با توانمند کردن زنان این خلاء را جبران کنند  که این  اصلا با ذات اسلام همخوانی ندارد و نیاز زن به مرد را تنها محدود به مساله جنسی می کند که با توجه به رواج فساد در جامعه این مساله سهل الوصول ترین چیز می باشد، تعهد زوجین به هم کم شده،آستانه تحمل زنان پایین آمده و در نتیجه آمار طلاق را بالا رود. این دقیقا نکته ای است که رسانه ها و بخصوص صدا و سیما جسارت بیان این واقعیت را ندارد و همیشه با بحث های کلیشه ای مثل عدم شناخت زوجین نسبت به یکدیگر عامل طلاق، قضیه را ماستمالی می کند!


ناکافی بودن در آمد مردان به دلیل بر هم خوردن توازن بازار کار  که ناشی از ورود هجومی زنان به عرصه های تحصیلی و شغلی می باشد باعث کاهش  اشتغال مردان و تنزل دستمزد های آنها شده است. این باعث تزلزل زندگی و کاهش اعتبار مرد نزد خانواده شده و حتی دوران عقد تا عروسی را طولانی تر می کند و همین خودش سمی مهلک برای بسیاری از زندگی های مشترک و سبب بروز بسیاری از طلاق هاست. به این دلیل که چه در مقام یک پسر زمان بیشتری با گرانی و تورم موجود  و تازه آن هم با فرض شاغل بودنش تا تدارک تهیه مسکن و ملزومات ازدواج نیاز خواهد بود و اگر هم ازدواج نکند سن ازدواجش بالا خواهد رفت و هم در مقام یک پدر تهیه جهیزیه را دشوار و زمان بر خواهد کرد.

در آمد پایین زنان هم بیشتر صرف هزینه های جانبی و یا مهد کودک بچه  و دوا و دکتر ناشی از تغذیه فست فود ها (به دلیل عدم زمان لازم برای آشپزی و زیاد شدن استفاده از فست فود) می شود و بیشتر از نفع زیان بار است.  سوای ماده 30 لایحه حمایت از خانواده مصوب سال گذشته که بر اساس آن هر گونه مخارج از در آمد زن در خانه شوهر می تواند توسط دادخواست از مرد پس گرفته شود!

امروزه متاسفانه جزء بزرگترین مصرف کنندگان فست فود ها خود زنان هستند و این ها خود از پیامد های نابسامان اشتغال زنان در اشل گسترده است!

زنان بزرگترین مصرف کنندگان فست فود

روند زننده و اسفبار مصرف فست فود، آن هم توسط زنان!!!

در چنین وضعی وقتی طرح تعالی خانواده در مجلس برای دادن الویت های اشتغال به مردان در دستور کار قرار می گیرد فمینیست ها از طریق فراکسیون زنان مجلس با آن مخالفت می کنند!

حتی از طریق شلوغکاری رسانه ای از طریق رادیو و تلوزیون از طریق مشاورین امور زنان در صدا و سیما اعلام می کنند که آمار زنان بی سرپرست زیر 30 سال 12 درصد رشد داشته است!

این دقیقا بنا سیاست مقابله با تصویب طرح فوق الذکر از طریق هوچی گری رسانه ای صورت می گیرد!

جدول لینک زیر آمار وضعبت واقعی بیکاری را نشان می دهد که بعد از مدت ها ما آن را در سایت های خبری و تحلیلی نظیر رجانیوز و سایر سایت های خبری دیده ایم.

[لینک جدول وضعیت بیکاری]

البته این تنها آماری نیست که مغرضانه داده می شود. آمارهایی از زنان معتاد هم داده می شود. این آمار به بوق و کرنا گرفته میشود. ولی ای کاش این آمار برای از بین بردن اعتیاد زنان باشد!

اما آیا این گونه است؟ پاسخ منفیست. این تبلیغات برای تخصیص بودجه و سرازیر کردن بودجه برای اهداف فمینیستی کاربرد دارد. زیرا ما می بینیم حدود 24 سال از فعالیت فعالین حقوق زن در ایران هر روز وضعیت طلاق و فساد در جامعه و اعتیاد مردان و زنان رو به رشد است! رفتارهای پر خطر جنسی رو به رشد است. بیشترین سهم را در این روند تاسف بار در نابودی خانواده و فعالیت فعالین حقوق زن به خود اختصاص داده است! از صد در صد معتادین کشور 90 درصد آن مردان هستند! هیچ فرد و سازمانی نیست و هیچ فراکسیونی نیست و هیچ معاونت مردانی نیست که از بیکاری و اعتیاد مردان یاد کند و برای آن به بوق و کرنا بگیرد و بگوید این جمعیت معتاد پدران یک خانواده هستند و این یعنی باید به این مردان کمک شود تا خانواده های آنها نجات یابد! اما از آنجایی که مردان معاونتی در ریاست جمهوری ندارند این 90 درصد آنها اغماض می شود اما آمار 10 درصدی زنان از کل جمعیت معتادین کشور با سر و صدای رسانه ای زیاد تبلیغ می شود و جالب اینجاست در صدای رسانه ملی کارشناس می آورند و وی دلیل اعتیاد زنان را فشار و بد رفتاری مردان معرفی می کند به جای اینکه این را از تبعات دادن آزادی ها و فرجه های بیش از حد به زنان و مردواره شدن آنها در اثر تبلیغات کارهای مردانه و مثبت جلوه دادن و ارزش معرفی کردن رفتارهای مردانه برای زنان و پست و حقیر کردن اصالت زنانگی و حیا و خانواده محوری و خانه محوری است!

 این است آمار ها و سوء استفاده های مغرضانه و تبلیغات ضد مردی که متاسفانه در تمام رسانه های داخلی و خارجی رواج یافته است و البته بر خلاف تفکر عموم نقش رسانه های داخلی در این روند مخرب پر رنگتر است.

و ای کاش مسئولینی که گماشته می شدند برای اموری مثل معاونت زنان ریاست جمهوری یا پست وزارت علوم افرادی معتدل بودند. و رفتارها و کارهایشان با اسلام جور در می آمد،لااقل با انسانیت جور در می آمد. اما متاسفانه می بینیم از برابری غرب هم پایین تر رفته ایم و تبعیض ها را بر مردان روا داشته ایم و مدام هم دروغ می گوییم که زنان در تبعیض به سر می برند.

بد نیست برای اثبات این مدعا لینک زیر را هم ببنید! و مشاهده کنید تا چه حد بیانات و اهداف این مسئول در تناقض با بیانات مقام معظم رهبری و قرآن و شرع اسلام است!

[لینک مطلب اظهارات فمینیستی پی در پی بر لبان معاون زنان ریاست جمهوری  ]

متاسفانه اخیرا هم اخبار شبکه 6 سیما در خبر 20 عنوان کرد خانم راکعی که در دوره اصلاحات در دولت خاتمی برو بیای زیادی داشت و عضو اصلی یک حزب به شدت تند رو و از حامیان فتنه 88 می باشد که اخیرا هم طی یادداشتی به تقلب در انتخابات تاکید کرده است و رسما خود را فمینیست اسلامی معرفی کرده است بنا بر انتصاب وزیر علوم در حال تصدی گری ریاست دانشگاه الزهرا می باشد و علیرغم تذکرات اکید مجلس و سایر روحانیون معظم وزیر علوم به هیچ کدام توجهی نشان نداده است.

معلوم نیست که چرا از هر طرف به فمینیسم نگاه می کنیم یک سرش به منافقین و فتنه گران و گروه های محارب ختم می شود و از شانس بد هم چه مسئولین و چه داخلی ها و چه خارجی ها هم از آنها حمایت همه جانبه می کنند وآنها دارند آزادانه جولان میدهند و هر بیان و اظهاری را که می خواهند دارند و هر کاری که دوست دارند شده با لابی و زور عملی میکنند!

لااله الاالله!


نظرات()   
   

طلاق در ایران

در این راستا انجمن حمایت از حقوق مردان موضوعات پیشنهادی خود را برای مقاله نویسان، پژوهشگران و علاقه مندان جهت گسترش گفتمان مهریه دینی اعلام میدارد:

1. بررسی امكان ممنوع نمودن ثبت مهریه های نامعقول در دفترخانه ها و الزامات قانونی آن

2. پیشنهاد شروط ضمن عقد جهت خنثی نمودن آسیب های مهریه های بیش از حد توان زوج

3. واكاوی علل ارزش داشتن مهریه پایین در اسلام

4. مهریه معقول در اسلام و عدم مشروعیت مهریه های نا معقول

5. اصول شرعی برای وضع قانون سقف بر مهریه

6. پیشنهاد سایر راهكارهای محدود كننده برای مهریه های نامعقول

7. مهریه بالا و كاهش انگیزه مردان در رشد اقتصادی و بهره وری در تولید

8. قوانین امروز بی نیاز از مهریه دیروز (امروزه آنقدر قوانین در حوزه زنان جلو رفته است كه نیاز به مهریه یك نیاز كاذب و روانی است)

9.بررسی امکان سربازی برای زنان

10.بررسی رابطه اشتغال زنان با از هم پاشیدگی خانواده ها

11.بررسی تربیتی فرزندانی که مادر شاغل داشته اند و مقایسه با فرزندانی که مادر خانه دار داشته اند

12.بررسی جواز شرعی فعالیت های اجتماعی و سیاسی زنان

13.بررسی قوانین خلاف شرع در زمینه حقوق مردان در ایران

14.بررسی تبعات حقوقی و اجتماعی واگذاری حضانت فرزندان به مادر تا 7 سالگی

----------------------------------------

لطفاً موضوعات پیشنهادی و مطالب و مقالات خود را به آدرس mensright@ymail.com ایمیل فرمائید.


نظرات()   
   

بیکاری زنان زنان بیکار

 خبرگزاری مهر: معاون سیاسی امنیتی استاندار مرکزی گفت: اشتغال ارزان قیمت زنان و دختران جوان در بازار کار موجب بیکاری مردان جوان شده است.به گزارش خبرنگار مهر، ابوالقاسم نصراللهی ظهر پنج شنبه در ستاد ساماندهی امور جوانان استان مرکزی، بیکاری پسران جوان را یکی از دلالیل افزایش سن ازدواج در جامعه برشمرد و افزود: متاسفانه ورود نابجای دختران و زنان در گروه های شغلی متعدد باعث شده تا جایی برای اشتغال پسران جوان باقی نماند.

وی ادامه داد: وقتی زنان و دختران با دستمزد کمتر یک کار را انجام می دهند دیگر کارفرما رغبتی برای بکارگیری مردان جوان با دستمزد بالاتر برای آن کار ندارد.
معاون سیاسی امنیتی استاندار مرکزی با تاکید بر ضرورت ریشه یابی مشکل بیکاری در جامعه گفت:  بیکاری پسران جوان مانع از تشکیل زندگی آنها و به دنبال آن افزایش سن دختران مجرد می گردد.

جلب مشارکت سیاسی جوانان در سال حماسه سیاسی یک ضروریست

نصراللهی در ادامه با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر وروستا گفت: جلب مشارکت سیاسی جوانان در این ایام امری ضروری در راستای تحقق اهداف سال حماسه سیاسی است.

وی با بیان این که دشمن در تلاش است با فرافکنی و اخبار کذب چهره ای نا درست از انتخابات ایران در دنیا به تصویر بکشاند افزود: تمامی دستگاه های اجرایی استان باید با بسترسازی مناسب برای جلب مشارکت مردم بالاخص نسل جوان از عزت ملی در انتخابات آتی دفاع کنند.

معاون سیاسی امنیتی استاندار مرکزی اعتبارزدایی نهادهای مقدس نظام جمهوری اسلامی ایران را یکی از اهداف شوم دشمنان در این دوره از انتخابات ایران برشمرد و گفت: این نقشه شوم تنها با حرکت های ویژه فرهنگی جلوگیری می شود.

مدیرکل ورزش و امور جوانان استان مرکزی نیز در این جلسه با اشاره به مشکلات پیش روی حوزه جوانان استان مرکزی گفت: پیشبرد اهداف این حوزه با وجود مشکلات و کاستی های موجود کاری بس مشکل است.

کمبود نیروی انسانی در مرکز استان و نبود نیروی انسانی برای پیگیری امور جوانان

سعید ملکی یادآور شد: کمبود نیروی انسانی در مرکز استان و نبود نیروی انسانی برای پیگیری امور جوانان در شهرستان ها از جمله مشکلات پیش روی این حوزه است.

وی ادامه داد: عدم ثبات استقلال فضای فیزیکی از دیگر مشکلات حوزه جوانان استان مرکزی است که موجب بلاتکلیفی مسئولین این حوزه شده است.

سرپرست امور جوانان استان مرکزی نیز در سخنانی با بیان این که 31 درصد جمعیت استان مرکزی را جوانان تشکیل می دهند گفت: از این مجموع 51 درصد را جوانان مرد و 49 درصد را جوانان زن تشکیل می دهند.


نظرات()   
   

فرشته حسین آبادی

ازدواج در فرهنگ اسلام چندین هدف کلیدی دارد که یکی از این اهداف ، مشارکت در حیات مادی زوجین است. به طور طبیعی و طبق آموزه‌های اسلام، مرد فعالیت‌های بیرون از منزل را بر عهده می‌گیرد و از آن طریق کسب درآمد می‌کند و خانم فعالیت‌های داخل منزل را بر عهده می‌گیرد و به امور داخلی منزل رسیدگی می‌کند. در این صورت، زن و مرد هر دو از تلاش و زحمات یکدیگر بهره می‌برند. مرد باید با گشاده‌رویی و با مناعت طبع هر چه بیشتر، بر اساس انجام وظیفه و با خوشحالی، درآمدی را که کسب می‌کند در اختیار رفاه و آسایش همسر و فرزندانش بگذارد.متاسفانه این موضوع در جامعه ما دستخوش تغییر شده و تحت تاثیر الگوی زندگی غربی قرار گرفته است. الگوهای لیبرالیستی و فرهنگ غرب در حال حاکم شدن بر فرهنگ جامعه‌ ایرانی است. در این الگوها زن از نظر مالی مستقل می‌شود و نقش مردانه به خود می‌گیرد که این الگوها متأسفانه از طریق متون درسی و علمی و همین‌طور از طریق تکنولوژی‌ یا مسائل اقتصادی به تفکر خانم‌های جامعه‌ ما رخنه می‌کند که این تفکر به هیچ عنوان با الگوی سبک زندگی اسلامی و الگوی پیشرفت اسلامی سازگار نیست. در زندگی غربی زن و شوهر تنها دو هم اتاقی هستند که هر روز صبح سر کار می‌روند و عصر خسته به خانه بر می‌گردند اما الگوی اسلامی خانواده این‌طور نیست.

اشتغال زنان و رواج فساد در اندیشه و کردار

حاکم شدن الگوهای لیبرالیستی بر جامعه، سبب ایجاد تفکری شد که در آن رسیدن به استقلال مالی از طریق اشتغال بیرون از منزل که مستلزم ایفای نقش مردانه است بر دیگر نقش‌های اصلی زن اولویت پیدا کرد به طوری‌که در بررسی علل طلاق، کاهش جمعیت، عدم تربیت صحیح فرزندان و... اشتغال زنان را می‌توان یکی از عوامل مؤثر دانست.با بررسی سیر تاریخی اشتغال زنان متوجه گستردگی روزافزون این مسئله در جامعه خواهیم ‌شد. زن در گذشته غالباً نقش مادر و همسر را بر عهده داشت و اصولاً دامنه‌ مشارکت او در امور بیرون از منزل بسیار محدود و منحصر به تأمین نیازهای خانواده بود، اما با تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، امروزه زنان افزون بر ایفای نقش‌های یادشده، پذیرای مسئولیت‌های عمده‌تر نظیر اشتغال در بیرون از خانه می‌باشند که به دلیل نبود بسیاری از شرایط، سبب بروز مشکلاتی در خانواده می‌گردد. جدا از برخی دلایل که سبب تغییر نگرش زنان و گرایش شدید آنها به سمت اشتغال بیرون از منزل شده است، نگاه برخی افراد به مسئله‌ اشتغال زنان به عنوان یک ارزش اجتماعی که بر دیگر نقش‌های او در خانواده اولویت دارد، بسیار نگران‌کننده است.امروزه بسیاری از زنان در مشاغل مختلف مشغول به کار هستند و در واقع شاغل بودن یک زن در جامعه‌‌ امروز تبدیل به یک ارزش اجتماعی شده است تا جایی که زن شاغل امروز به‌ خاطر شغلش، خود را بالاتر از زنی می‌داند که در خانه بیشتر وقت خود را برای تربیت کودکش صرف می‌کند.با نگاهی هرچند سطحی و گذرا به زندگی خانواده‌هایی که در آنها زنان شاغل و نان آورند به خوبی متوجه این مسئله می‌شویم که تفاوت محسوسی در سبک زندگی این خانواده‌ها که بیشتر رنگ و بوی غربی به خود گرفته‌اند با خانواده اسلامی وجود دارد. در الگوی خانواده اسلامی هر فردی در خانواده به ایفای نقش خود می‌پردازد و مسئله ای با عنوان تداخل یا جایگزینی نقش‌ها به وجود نمی‌آید. این مسئله به دلیل تأثیر مثبتی که بر روابط فی مابین افراد خانواده می‌گذارد سبب ایجاد آرامش و ثبات در خانواده می‌گردد. اما در خانواده‌هایی که زن در بیرون از منزل اشتغال دارد. با سبک متفاوتی از زندگی روبه‌رو هستیم. در این خانواده‌ها مهد کودک‌ها جایگزین مادر می‌شوند. غذاهای آماده جای غذاهای گرم را می‌گیرد و... و در نهایت این مسئله به تربیت غلط فرزندان و کم شدن وابستگی زن و شوهر نسبت به یکدیگر می‏انجامد. کمرنگ شدن تدریجی روابط زن و شوهر نتیجه‏ای جز سستی بنیان خانواده در پی نخواهد داشت.به طوری‏که با کوچک‌ترین و جزئی‌ترین اختلافی طلاق را به عنوان بهترین گزینه پیش روی خود انتخاب می‌کنند.

برای بهبود سبک زندگی در کشور، اولین گام را باید رسانه‌ها بردارند. رسانه‌ها می توانند با الگو قرار دادن سبک اصیل زندگی ایرانی- اسلامی و نیز از طریق اطلاع رسانی به گستره عظیم مخاطبان در این مسیر حرکت موثری را آغاز کنند.آموزش و پرورش در گام بعدی در این رابطه، می‌تواند همکاری موثری با رسانه‌ها داشته باشد.این نهاد می‌تواند از طریق گنجاندن الگوی مناسب زندگی در کتاب‌های درسی، سبک زندگی را برای کودکان و دانش‌آموزان مورد تمرین قرار دهد.همراه با آموزش و پرورش،‌ خانواده‌ها باید در تغییر نگرش خود نسبت به سبک زندگی اقدام کنند.

صدا و سیما،‌ آموزش و پرورش و خانواده‌ها به عنوان سه ضلع اصلی یک مثلث برای بهبود سبک زندگی، نتوانسته‌اند آن‌طور که شایسته است ،‌حرکت موثری داشته باشند.چنانچه مثلث مزبور به وظایف خود به درستی عمل می‌کرد، هم اکنون این تغییرات در پوشش و آرایش افراد جامعه به چشم نمی‌خورد.با نگاهی به آمار و ارقام مشارکت اجتماعی زنان می‌توان دریافت این مهم نیز همانند آمار قبولی دختران در دانشگاه سوار بر منحنی صعودی می‌تازد و زنان در عرصه‌ اشتغال نیز همچون تحصیل می‌روند تا از مردان پیشی بگیرند. با وجود این، اشتغال زنان یکی از مسائلی است که هنوز هم جای بحث دارد. از همین رو، همواره کار کردن زن در خارج از خانه، با توجه به ویژگی‌های ذاتی و تأثیرگذار وی در خانواده و نقش‌های بی‌بدیل مادری و همسری، با نگاه‌های منتقد همراه بوده است.از سوی دیگر، باید در نظر داشت مشارکت اجتماعی زن، به صورتی که امروز در تعاریف ما جای گرفته، نقش‌های اصلی و مهمی را که سبک زندگی ‌اسلامی‌ـ‌ایرانی برای وی در نظر گرفته است تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به بیان دیگر، سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی نه فقط خانه‌داری را یک شغل بسیار مهم می‌داند، بلکه آن قدر برای نقش‌های مادری و همسری زن ارزش قائل است که دیگر نقش‌های وی را در سایه این دو وظیفه‌4321 حساس تعریف می‌کند، زیرا این نقش‌ها، بر خلاف دیگر وظایف تعریف‌شده در ساختار جامعه، هیچ جایگزینی ندارند.زنان به عنوان افرادی مؤثر می‌توانند در اجتماع حضور پیدا كنند،اما این حضور نباید به رسالت مادری و همسری آنها خدشه وارد كند.زنان می‌توانند همزمان با مسئولیت مادری و همسری در بیرون از منزل، فعالیت كاری سالم و سازنده‌ای داشته باشند اما باید یه این نكته توجه داشت كه كار بیرون از منزل نباید منجر به كمرنگ شدن نقش آنها در خانواده شود. زمانی كه زنان شاغل به منزل بازمی‌گردند، با از دست دادن زمان و انرژی خود توان و انرژی برای ایفای وظایف اصلی خود یعنی همان همسری و مادری ندارند.این دسته از زنان سعی دارند با تمام نیروی خود كارهای منزل را انجام دهند كه همین مسئله فشار شدید روحی و جسمی به آنها وارد می‌كند؛ در حقیقت ساعات طولانی اشتغال زنان، از كیفیت كاری آنها در منزل می‌كاهد كه این مسئله زمینه‌ساز بروز اختلاف و مشكل بین زن و شوهر و فرزندان می‌شود.در حقیقت خانمی که شاغل می‌شود، احساس استقلال اقتصادی می‌کند و این حس استقلال سبک زندگی جدیدی را به وجود می‌آورد که در آن هم زن نسبتاً مستقل می‌شود و وابستگی‌اش نسبت به همسرش بسیار کمتر می‌شود و هم مرد به دلیل این شرایط وابستگی‌هایش به زنش کم‌رنگ‌تر می‌گردد و همین مسئله زمینه ساز جدایی در خانواده می‌شود به طوری که با کوچک‌ترین اختلاف یا عدم تفاهم طلاق را به عنوان راه حل انتخاب می‌کنند زیرا احساس می‌کنند که جدایی هزینه‌ زیادی را برایشان به بار نمی‌آورد زیرا زن از لحاظ مادی به شوهر وابسته نیست و مرد هم با سبک زندگی جدیدی که اشتغال برایش درست کرده است می‌تواند کودکش را به مهدکودک بسپارد یا از غذاهای آماده استفاده کند. خیلی از مواردی که وابستگی زنان را به مردان بیشتر می‌کند در رابطه با زنان شاغل وجود ندارد. به همین دلیل با کوچک‌ترین زلزله‌ای بنای زندگیشان به هم می‌ریزد.مقام مادری و همسری والاترین مقام برای یك زن است و همه زنان باید آن را موهبتی الهی بدانند.بهترین شغل برای یك زن، مادری و همسری است.زن قوام اجتماع و خانواده به شمار می‌رود چرا كه بیشترین محوریت را در خانواده دارد؛ از این رو اولویت نخست برای یك زن، شغل مادری و همسری است. اشتغال گسترده زنان در بیرون از خانه بنیان خانواده را تهدید می کند.موجودیت جامعه اسلامی- ایرانی ما به موجودیت و دوام خانواده بستگی دارد. اگر در جامعه ما خانواده تضعیف شود یا وجود و موجودیت آن به خطر بیفتد جامعه در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار خواهد گرفت.جامعه ما یک جامعه خانواده محور است، هم به واسطه اسلامی بودن آن و هم به واسطه سنت‌ها و عرف کهن ایرانی. به این دو دلیل سلول بنیادی جامعه ما خانواده است.به همین دلیل اگر اشتغال زنان به تضعیف خانواده منجر شود یا وجود و موجودیت آن را به خطر بیندازد جامعه در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار خواهد گرفت یعنی موجودیت جامعه اسلامی- ایرانی ما دچار مشکل می شود.


نظرات()   
   
پنجشنبه 18 آبان 1391  08:12

این مطلب بخش دوم از مقاله اشتغال زنان از وبلاگ دکتر وحید یامین پور می باشد.

 

وحید یامین یامین پور

در سبک زندگی اسلامی-ایرانی

زن پرده نشین نیست؛ ولی شاغل هم نیست.



شماره ی (1) سبک زندگی با عنوان: «اشتغال زنان منافی سبک زندگی ایرانی-اسلامی است» با اعتراض شدید برخی فعالان انقلابی(!) مواجه شد. این اعتراض ها اغلب از یک اشتباه ناشی می شود و آنهم اینکه بانوان غالباً تصور می کنند مفهوم این جمله که «اشتغال زنان نباید اصل باشد» این است که «زن باید پرده نشین باشد» و همینطور «اشتغال» را با «حضور اجتماعی و سیاسی» یکی می دانند؛ درحالیکه اتفاقاً به نظر نویسنده ی این سطور، اشتغال خود مانع حضور اجتماعی و سیاسی موثر و در شأن زنان است.
مساله این است که برخی تصور میکنند صرف «عفیف بودن» زن، سایر ملاحظات حضور اجتماعی و سیاسی زن برداشته می شود. حضور عفیفانه فقط یکی از شروط و ملاحظات است. به عبارت دیگر در این زمینه دو سوال مطرح است:
نخست آنکه واقعاً کدام فضای اشتغال کیفیتی عفیفانه دارد و اصول عاطفی زنانه را نقض نمی کند؟
ثانیاً و صرف نظر از سوال اول آیا در صورت کشف چنین محیط هایی، سایر شرایط حضور اجتماعی زنان فراهم است؟
فقط این نیست که زن و مرد هردو توامان و بطور مشابه در جامعه نقش های مشابه را برعهده میگیرند، با این تفاوت که زن حضورش با پرهیز از اختلاط است. حضور اجتماعی زن شرایط دیگری هم دارد؛ ملاحظات بنیادی سبک زندگی ایرانی-اسلامی از جمله فراهم نمودن محیطی آرامش بخش در خانه، تربیت نسل آینده، حمایت معنوی و عاطفی از همسر و رسیدن به کمال روحی پیش بینی شده برای زن،  از جمله ی این ملاحظات است.
طبعاً منتقدان یادداشت پیشین که خود از صاحب نظران مطالعات اسلامی زنان هستند، بر تفاوت های بنیادین زن و مرد از حیث ابعاد روانی و عاطفی و کمال مختص به آنها اذعان دارند. حال باید به این پرسش پاسخ دهند که حضور اجتماعی زنان با چه کیفیتی هم ابعاد روانی و عاطفی و هم کارویژه های پیش بینی شده برای زنان را نقض نمی کند؟

اشتغال زنان چه با توجه به سابقه ی تاریخی آن و چه با توجه به شرایط قانونی فعلی در هیچ حالتی متناسب با ملاحظات پیش گفته نیست. درحالیکه می توان جامعه ای را تصور کرد که زنان تحصیلکرده و آگاهش در بزنگاه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاضرند و نقشهایی را بر عهده می گیرند بدون اینکه ناچار باشند ضرورت های بی منطق محیط اداری و مقررات متصلب بورورکراتیک را به عنوان شکنجه بر روان خود تحمل کنند و مگر اکنون کدام زن شاغلی است که از خستگی های مداوم اشتغال و اثر آن بر بهداشت روانی خود و همسر و فرزندانش گلایه نداشته باشد.
بنابراین اگر بپذیریم که با وجود همه ی این شرایط، اشتغال زنان بلامانع است در واقع پذیرفته ایم که اشتغال زنان اصالت ندارد و تحت شرایطی قابل توصیه است. مقام معظم رهبری در بیانی به همین مناسبت تاکید می کنند که «اگر روی نقش مادر و حرمت مادر در درون خانواده تکیه می کند، یا روی نقش زن و تاثیر زن و حقوق زن و محدودیت های زن در داخل خانواده تکیه می کند، به هیچ وجه به معنای این نیست که زن را از شرکت در مسایل اجتماعی و دخالت در مبارزات و فعالیت های عمومی مردم منع کند»(5/5/84) هم چنین در  بیان ایشان «اسلام با کار کردن زن موافق است. نه فقط موافق است بلکه کار را تا آنجا که مزاحم با شغل اساسی و مهم ترین شغل او یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شاید لازم هم میداند»(25/9/71) لزوم حضور زنان در برخی مشاغل و با توجه به ضرورت های مقطعی و خاص را نیز عقل تایید می کند ولی شروطی که ایشان بیان داشته اند به بیانی اصالت دادن به نقش های اختصاصی زنان و مشروط و تبعی دانستن حضور اجتماعی و اشتغال است. چراکه در سبک زندگی ایرانی اسلامی خانواده بیش و پیش از سایر نظامات اجتماعی اولویت و اولیت دارد.

البته همانطور که پیشتر گفته شد ضرورت هایی وجود دارد که ممکن است اصول اصلی را نقض کند. از جمله مشاغل خاص که طبعاً باید توسط زنان تصدی شود و یا نیاز های فوری مالی که زنان را همپای مردان به کسب درآمد مجبور می کند. در این زمینه چند نکته ضروری است:

اولا اینکه اشتیاق عمده ی دختران جوان برای اشتغال نه از سر نیاز های مالی که نوعی احساس استقلال طلبی و ناشی از تحول ادراک هویتی است. این تحول ادراک هویتی نسبتی مستقیم به اشتیاق بی هدف به تحصیلات دانشگاهی و سپس بالارفتن سن ازدواج دارد.
ثانیاً- غالب فرصت های شغلی زنانه درآمدی ناچیز دارد که بیشتر صرف رفت و آمد، لباس و آرایش های متناسب با کار، هزینه نگه داری از فرزندان درمهدکودک ها(در مادران شاغل) و در دراز مدت صرف هزینه های درمان بیماری ها و عوارض ناشی از اشتغال بر جسم آسیب پذیر و روان حساس زنان شاغل می شود.
ثالثاً- زنان شاغل در بسیاری از فرصت های شغلی درواقع فرصت های درآمد زایی برای کارفرمایانی هستند که بدنبال نیروی کار ارزان، سربه زیر و قابل مدیریت(و حتی در برخی موارد قابل سوءاستفاده) هستند.
رابعاً- حضور زنان در فرصت های شغلی به معنای حذف مردان از آن مشاغل است. مرد بیکار طبعاً ازدواج نخواهد کرد و یا در صورت ازدواج از درآمد پایینی برخوردار است که مجدداً در چرخه ای آسیبش به خود زنان می رسد؛ زنانی که یا اصلاً ازدواج نمی کنند و یا دیرهنگام ازدواج میکنندو در نتیجه امکان مادری را از دست می دهند و یا با زحمت به زندگی خانوادگی شان ادامه می دهند.

این یادداشت را با ذکر بخشی از مقاله ی دوست فاضلم آقای دکتر سوزنچی با پایان می برم:

«بتدریج جوّ روانی‌ای پدید آمده که اشتغال زنان موضوعیت مستقل یافته، به نحوی که اگر زنی شغل و درآمد مستقل نداشته باشد، با نوعی تحقیر غیرمستقیم مواجه می‌شود. با این سبک زندگی، عملا پسران نیز در ازدواج، مساله اشتغال دختر و مشارکت وی در تأمین اقتصاد خانواده را مدنظر قرار می‌دهند. از آنجا که در سبک زندگی مدرن، مهمترین مسیر اشتغال، ورود به دانشگاه قلمداد می‌شود، گرفتن مدرک دانشگاهی از این زاویه نیز برای دختران اهمیت می‌یابد و این امر به نوبه خود موجب بالا رفتن سن آمادگی ازدواج دختران می‌شود؛ و این گونه است که سبک زندگی مدرن، عملا سن ازدواج دختران را به بهانه رفتن به دانشگاه، و سپس به بهانه اتمام تحصیلات، و سپس به بهانه تحصیلات تکمیلی دائما به عقب می‌اندازد. تاثیر این مطلب بر تشدید روحیه فردگرایی، ترویج دوستی‌های بین دختران و پسران مجرد، و شیوع احساس بی‌نیازی نسبت به تشکیل خانواده بر کسی پوشیده نیست؛ و این گونه است که افتادن در دام این سلسله عوامل، دائما به تشدید سبک زندگی غربی و دور شدن از سبک زندگی اسلامی منجر می‌شود.»


نظرات()   
   

به نام خدا

بیکاری پسران با توجه به حضور 70 درصدی دختران در دانشگاه ها و قضیه خدمت و سربازی پسران که برای مدتی آنان را از کار و تحصیل باز می دارد و غالبا انگیزه ادامه تحصیل را از آنان می گیرد، مانعی است که پیش روی پسران است که از دختران عقب بمانند.  در واقع بیکاری مردان ناشی از حضور زنان در اکثریت مشاغل دولتی و خصوصی است. تمایل شرکت های خصوصی در استخدام دختران به دلیل حقوق کمتری است که دریافت می کنند و البته اغلب شرکت های خصوصی از استخدام خانم های بدحجاب و با آرایش های غلیظ استقبال می کنند و از خانم های با حجاب استخدام به عمل نمی آورند، که این خود مزید بر علت بی حجابی و بدحجابی نیز می شود، و اینها معضلاتی هستند که انکار ناپذیرند!

این حضور افراطی زنان در بازار کار و اشغال کردن موقعیت های شغلی توسط جنسیتی که به لحاظ شرعی و قانونی هیچگونه وظیفه ای در تامین معاش و مخارج زندگی را ندارد و حتی طبق ماده 33 قانون حمایت از خانواده در خصوص امکان بازپس گیری تمام مخارجی که زن شاغل در خانه شوهر انجام داده به انضمام دریافت سایر حقوق مثل نفقه و مهریه از مردی که در نتیجه این اشتغال افراطی زنان حالا بیکار و کم درآمد شده است، بعلاوه بیکاری 30 درصدی مردان  که تبعات منفی این پدیده را شدید تر می کند، خلاصه ای از پیامدهای منفی اشتغال افراطی زنان است.

در این شرایط  خانم مجتهدزاده رئیس مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری به راحتی در روزنامه جام جم مصاحبه می کند و وقتی مصاحبه کننده خانه داری و شوهر داری را خانه نشینی قلمداد می کند، با صحّه گذاری بر حرف مصاحبه کننده می گوید: ما داریم برای اشتغال زنان بیرون از خانه حرص می زنیم!!! (+)

اصولاً در چنین شرایطی حرص زدن برای اشتغال زنان با کدام دلیل عقلی و شرعی توجیه می شود؟!!!!

مراکز کاریابی و نشریه های متعدد برای اشتغال زنان در نتیجه همین حرص زدن ها در حالی فعالیت می کنند که ما این همه جمعیت مردان بیکار و کم درآمد را داریم که یا توان تشکیل زندگی و ازدواج را ندارند و یا زندگی آنها در حال از هم پاشیدن است.

مشخص است این خانم حتی به دور کاری و اشتغال خانگی زنان نیز قائل نیست. چون آن را خانه نشینی می داند.

این صراحتاً اهانت به بانوان خانه دار و زنانی است که بخاطر حفظ کیان خانواده از شغل خود صرف نظر کرده و به خانه داری مشغول شده اند. چرا که آنها را خانه نشین می دانند.

افراط در امر اشتغال زنان کار را به جایی رسانده که هیئت دولت تحت فشارهای سازمان زنان و خانواده، لایحه  افزایش مرخصی زنان از 2.5 روز در ماه را به 4 روز در ماه و افزایش مرخصی زایمان را که در راستای سیاست تنظیم خانواده که جهت افزایش موالید و افزایش میل زنان به فرزند آوری بوده است را از دستور کار خارج کند، چرا که این مرکز تشخیص داد که این امر سبب می شود کارفرما ها از استخدام زنان خودداری کنند و این یعنی چشم بستن به روی حقایق و فشار و اصرار به حضور زنان در بازار کار به هر قیمتی و هر خطری که خانواده ها و کشور و وضعیت موالید در کشور را تهدید کند!

بر خلاف احادیث و روایات و بیانات گوهربار در زمینه وظایف ذاتی و اصلی زنان در خانه و خانواده.

فرمایش گوهربار از پیامبر اکرم (ص):   زنان با خانه داری ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند

فرمایش مقام معظم رهبری: شغل اساسی و مهمترین شغل زن تربیت فرزند و حفظ خانواده است. مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد می تواند ایفا کند ، آن نقشی است که او بعنوان یک مادر و یک همسر می تواند ایفا کند . این از همه ی کارهای دیگر او مهمتر است.

کاملا از نام این سازمان که در سال 1384  از عنوان "مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری" به "مرکز امور زنان و خانواده" تغییر نام داد مشخص بود که نخواهد توانست سازمان کارآمدی باشد، چرا که عملکرد آن حتی بسیاری از سایت ها و نشریات زن را هم به انتقاد واداشته است.

از عنوان این مرکز مشخص است که می خواهد فعالیتش را با محوریت زنان انجام دهد و این یعنی تشتّت و تبعیض!!!

طرح های ناکارآمد این سازمان که قابلیت اجرایی ندارند مثل بیمه مهریه و نگاه تبعیض آمیز این نهاد به مقوله زنان و مردان، محکوم به شکست است. زیرا خانواده متشکل از زن و مرد است و محوریت دادن به هریک به جایی نمی رسد.

طرح ساماندهی زنان و خانواده با بودجه 630 هزار میلیارد ریالی یکی از هزینه های هنگفتی است که این قبیل از سازمان ها دریافت می کنند و طرح های تبعیض آمیز و ناکارآمدی می دهند که نه نفعی به حال خانواده دارد و نه زن و نه کشور.

تصور کنید با همین مبلغ به چند زن سرپرست خانوار می شد کمک مالی کرد، یا وام خود اشتغالی داد، یا بیمارستان های مخصوص زنان ایجاد کرد تا خدمه و پرسنل زن نیز در آنها استخدام شود. و اصولا برای انجام یک چنین کارهایی چه نیازی به وجود سازمان زنان و خانواده است؟ تمام اینها می شود با تخصیص بودجه بطور مستقیم از طریق وزراتخانه ها پیگیری شود و در جهت ساخت بیمارستان ها و ورزشگاه ها و امکانات در زمینه زنان استفاده شود.

باز هم تکرار می کنیم ایجاد مرکزی تصمیم ساز با محوریت زنان، برای کمک به خانواده ایرانی، محکوم به شکست است. باید این نهاد منحل شده و یک نهاد و یا سازمان خانواده محور متشکل از متخصصان بی طرف (چه زن و چه مرد) بنا شود و فکری به حال وضعیت اسف بار خانواده ایرانی بنماید.

به امید اینکه در دولت آینده این نقیصه برطرف شود.


نظرات()   
   
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو