تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - مطالب ســـــــامان امـــــامی

کاریکاتور فقیر و غنی
انکار نیازهای حیاتی یکی از بارزترین مصادیق کفر بشر است. کسی که نیازش را به آب و غذا نفی می کند. کسی که میل جنسی اش را انکار کند و رهبانیت پیشه کند. کسی که به دلیل فقر ناشی از ظلم، حاضر است که نیازهای حیاتی خود را انکار کند اما با ظلم مبارزه نکند. امروزه بسیاری از جوانان به شکلی دارند نیازهای خود را انکار می کنند و یا مخفی می کنند و همین باعث ظلم شدن به انهاست. قانع بودن و توسری خور بودن دلیل دینداری معرفی شده است که اتفاقا کاملا برعکس است. فقر را گردن تقدیر و آسمان و ... انداختن توجیه ظلم است زیرا اسمان و تقدیر از انسانها جدا نیست و خدا هم از انسان جدا نیست و مکانی در آسمان ندارد بلکه از رگ گردن به انسان نزدیکتر است. توجه داشته باشیم که برخی تا حدی نیازهای خود را انکار می کنند که باور می کنند که بدون آب و غدا زنده اند!!!! مانند عده ای از روحانیون که همچنین تصوری دارند و به همین منظور دست به سیاه و سفید نزده و دستشان به روی مردم(در گذشته) و امروز به روی دولت دراز است. به همین دلیل است که روحانی آبدارچی یا روحانی با مشاغل سخت به ندرت دیده می شود. زیرا فردی که ادعای زندگی ماورای دنیایی دارد اصلا گمان نمی برد که آب و غذایی می خورد که به ازای آن کار کند یا نیاز حیاتی شخص دیگری را تامین کند.
اولین راه مبارزه با فقر و ظلمی که منحر به فقر شده، انکار نکردن نیازهای خودمان است. همین انکار نیازها باعث شده که برخی احساس می کنند نیاز به خوردن آب و غذا ندارند و یادشان بروند که با خوردن آب و غذاست که زنده اند. لذا همین احساس را برای دیگران هم پیدا می کنند و باعث می شود در جهت رفع نیازهای حیاتی دیگران اقدامی نکنند که اولین عامل فقر است. فقر انکار و یا نادیده گرفتن نیازهای حیاتی در انسان است.
برای امرار معاش، تنها وسیله ارتباط و تعامل با دیگران است و انسانها از این لحاظ کاملا به هم وابسته بودند و هستند. هر چند برخی انسانها به دلیل کفر، نیاز خود را به دیگران انکار می کنند اما حقیقت چیز دیگری است. در طول تاریخ هر کس که فکر کرد که روزی اش از طریق تعامل با دبگر انسانها به دست نمی اید در صدد حذف دیگران و استثمار آنها بر آمد و البته استثمار شدگان نیز باید متوجه باشند که در ازای تامین نیاز اساسی برای یک نفر،  خودشان نیز باید یک رفع نیاز اساسی را از طرف مقابل  بگیرند. در تمدن مدرن انسانهای زیادی هستند که به ازای تامین نیازهای حیاتی خود هیچ نیاز حیاتی از کسی برطرف نمی کنند که این عامل فقر و ظلم وحشتناک امروزی به ویژه در ایران  است. چون در جوامع مدرن غربی، اعمال زور در همان سیستم انحرافی اوضاع را در حد بقای زندگی همه انسانها فابل تحمل کرده است اما در ایران این نیز وجود ندارد. برای این امر می توان بسیاری از مشاغل امروزی را مثال زد: کارمند صدا و سیما، کسی که هیچ نیاز حیاتی از کسی بر طرف نمی کند اما خودش نیاز حیاتی اش برطرف می شود. وی حقوق خود را از فرایند اکتشاف و استخراج نفت می گیرد اما خود کاری میکند که هیج ارتباطی با منبع روزی خود ندارد. مثل اینست که من در باغ یک نفر به عنوان باغبان کار کنم و بعد دستمزدم را از صاحب باغ دیگری دریافت کنم و این یک نوع نابجایی است و نابجایی هم ظلم است. شاید کارمند صدا و سیما یا بسیاری از کارمندان دیگر دولتی اعتراض کنند که به ازای کاری برای دولت از دولت پول می گیرد. اما آنها هیچ نیاز حیاتی از کسی را رفع نمی کنند اما خود نیاز حیاتی خود را رفع می کنند. این نوعی عدم توازن در سیستم روزی رسانی ایجاد می کند و عده ای را از سیستم روزی رسانی جدا می کند و چرخه تعامل انسانها در جهت رفع نیازهای حیاتی یکدیگر کامل نمی شود. درست مثل فردی که در خیابان می رقصد و انتظار دارد بابت این کار پولی بگیرد که البته این فرد بسیار محق تر است چون به دلیل بیکاری یا از سر ناچاری این کار را می کند.
مشاغل ضد کار زیادی هم وجود دارد. پس علاوه بر واژه بیکار باید واژه ضد کار هم تعریف کرد. بیکار کسی است که کار نمی کند و امرار معاش می کند مثل همان باغبان منتها به این صورت که  به عنوان باغبان به جایی برود اما هیچ کار نکند و مزد باغبانی دریافت کند. اما ضد کار کسی است که فعالیت هم می کند اما فعالیتش در جهت نان بری از انسانهاست. یعنی فعالیتش نه تنها نیاز حیاتی از کسی رفع نمی کند بلکه امکان تحقق نیاز حیاتی را نیز از دیگران صلب می کند. مثل بسیاری از مسئولین و مشاغلی که شرایط زندگی را پیچیده می کنند و مشاغل را بسیار محدود تر و پیچیده تر می کنند یا اغلب زنان شاغلی که جای مردان را اشغال کرده اند و به یمن حمایت های کثیف دولت و فمینیست ها روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود. یا مشاغلی فوت و فن گرایانه که شرایط  امرار معاش را روز به روز پیچیده می کند. مکتب فمینیسم هم در واقع زاییده تولید مشاغلی بود که زنانه بود.
مشاغل سودا گرایانه هم زیاد داریم که از طریق ایجاد نیاز کاذب در مردم امرار معاش می کنند مانند تولید کنند گان و قاچاقچیان مواد مخدر ، بسیار از کارخانه های تولید کننده کالاهای لوکسی که بشر در طول تاریخ هرگز بدان نیاز نداشته است، و بسیاری از پزشکان و وکلا و مشاوران و بیمه ها و  ... که از طریق ایجاد نیاز کاذب در انسانها و یا رعب و حشت در انسانها امرار معاش می کنند. برای همین پزشکان در ایران از مرض مردم لذت برده و از سالم بودن مردم هویت خود را از دست داده می بینند.البته موضوع پزشکان باز در برخی کشورهای غربی مثل آلمان و سوئد بهتر است. در انجا پزشکان ( برای هر منطقه پزشکان معینی تعریف شده که در مواقع اضطراری مانند آتش نشانی به آننها تلفن می شود) حقوق ثابت دریافت می کنند و لذا امرار معاشان به تعداد بیمار ربط ندارد و تازه به نفعشان هست که بیمارن کم باشند تا کمتر به دردسر بیفتند. پزشکی متعهد هم در ایران چنین پیشنهادی داد و در این جهت پیگیری کرد اما توسط برخی پزشکان خائن این کشور که تعدادشان بسیار زیاد است با ضربات چاقو به قتل رسید.
لذا یک دلیل اصلی فقر  و بیکاری عدم ارتباط و تعامل درست بین انسانها در برآورده کردن نیازهای حیاتی یکدیگر  است. توجه داشته باشیم این علت کاملا انسانی است و به ماورای طبیعه ارتباطی ندارد و اگر سرزمینی دچار قحطی هم بشود به دلیل هوشمند بودن طبیعت (طبیعت هم مامور خداست) است زیرا طبیعت وقتی ببینید که انسان از ان استفاده نمی کند و تمام نعمتهایش به تعداد محدودی از جامعه می رسد و هدر می رود لذا دیگر به بشر سرویس نخواهد داد. در ضمن باید دانست که بیکار تنها آن کسی نیست که کاری ندارد و در خانه مانده و بدون کار امرار معاش می کند بلکه بسیاری از افراد علیرغم داشتن به اصطلاح کار در اصل بیکار هستند و یا ضد کار. در پستهای آینده با همین نام، این موضوع به صورت عمیق بررسی خواهد شد و دلایل استثمار مورد بحث قرار خواهد گرفت.

اصناف


نظرات()   
   
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395  15:23

متاسفانه در این وبلاگ خیلی به ندرت در مورد روزی و رزق و نقش آن در فروپاشی خانواده صحبت شده است. بگذارید یک نگاه به دستاورد دولت ها پس از انقلاب اسلامی داشته باشیم.

1- در سالهای اولیه انقلاب استخدام توسط دولت به مرور محدود شد. توجه داشته باشید که محدود کردن استخدام تفاوتی با با اصطلاح پارتی بازی ندارد. بگذارید با اصطلاحات مکارانه و شیادانه آشنا باشیم. وقتی از 10000000 نفر یک نفر استخدام می شود حتی اگر این یک نفر با پارتی بازی هم انتخاب نشده باشد باز ظلم آشکار و بزرگی است. این بدین معناست که از میان این همه متقاضی روزی یک نفر واجد شرایط کسب روزی است. اما روزی حق هر انسان خلق شده توسط خداوند است زیرا اگر قرار بود انسانهای زیادی بدون روزی بمانند، حکمت خلقت آنها توسط خداوند زیر سوال می رفت هر چند این شیوه تقسیم روزی را نیز شیادانه یه خدا نسبت می دهند که ظلمی بزرگ است و بزرگتر از آن ظلم، پذیرفتن این ظلم تحت نام قضا و قدر الهی توسط مظلومان است.

2- کشاندن مردم به شهرهای بزرگ: دولت ها با افزایش تدریجی ظرفیت دانشگاهها و ... بسیاری از جوانان را به شهرهای بزرگ کشاندند و زندگی روستایی و کشاورزی را بسیار در نزد مردم زشت جلوه دادند. ورود به دانشگاهها را برای مردم جهت کسب روزی و یا ... ضروری جلوه دادند هر چند که اصلا ضروری نبود. این اولین گام در پیچیده کردن شرایط کسب روزی بود و حواسمان باشد این پیچیده سازی ها در نهایت به قتل و غارت مردم جلوه منطقی و حق می دهد.

3- محدود کردن شرایط کسب روزی حلال غیر دولتی و بها دادن به کسب روزی حرام: مقصود از کسب روزی حرام ایجاد سیستمی است که یک نفر به صورت فردگرایانه و البته متصل به دولت بزرگ می شود و بقیه حذف می شوند و بعد می گویند:"در اسلام مرزی برای پولدار شدن وجود ندارد." اما ما در احادیث داریم که مسلمان نمی تواند بی تفاوت به فریاد مسلمان دیگر باشد. اما با این سیستم عملا اکثر افراد فریاد می زنند و یک نفر خوش و خرم می نشیند و می گوید اسلامی عمل کردم.

4- ایجاد بیکاری در سیستم زندگی شهرنشینی و از بین بردن روستاها و مناطق طبیعی زیبتی خلق شده توسط خداوند: اصولا جامعه شهر نشین در مجموع بسیار مصرف کننده است. یکی از دلایل مصرف زدگی انسان امروز نسبت به گذشته افزایش شهرنسینی است که در مجموع افزایش دریوزگی را هم به ارمغان آورده است. دقت کرده اید که زنان در تاریخ سنتی از لحاظ امرارمعاش وابستگی بسیار کم تری نسبت به زنان شهر نشین به مردان داشته اند؟ اما خبری از فمینیسم نبود. این نکته بسیار تامل برانگیز است. برای اینکه در آن سیستم هر انسانی هویت طبیعی خود را بهتر از اکنون داشت. دولت ها روز به روز شرایط کسب روزی را سخت کرده اند و گویی کسب روزی کم کم به امری محال تبدیل می شود که از ابتدایی ترین حق مردم است. دلیل آن بستن امکان اشتغال و کسب روزی است که صحرای کربلا را به وجود آورده است.

5-دریوزه کردن مردم: مردم در این دوره بسیار به دولت وابسته اندو دولت امروزه در تمام مسائل خصوصی مردم دخالت می کند. مردم امروز که اکثرا به واسطه درشت شدن به اصطلاح اسلامی برخی افراد بسیار فقیر و بیکار شده اند دست به دامان همه چیز شده اند از جمله بیمه ها و بانک ها و موسسات مالی

6- دست گذاشتن دولت روی نقاط ضعف مردم و دیکتاتوری و اعمال فشار شدید بر مردم: چتد صباحی است که دولت در صدد بستن سود سپرده های بانکی است که بسیاری برای خود در بانک به عنوان سرمایه جمع کرده اند و خیلی از افراد که توانایی کار کردن ندارند و یا بیکارند به واسطه همین سودها امرار معاش می کنند. باید در نظر داشت این ضعف بزرگی است که مردم برای امرار معاش وابسته به سود بانکی شوند و نشان دهنده اوضاع افتضاحی است که قابل وصف نیست اما سیر اقدامات دولت که در بالا گفته شد باعث این امر شد و با این کار مردم عملا برده دولت شده و دولت روزی بگیر مردم شده است. بیش از 80 درصد سپرده ها متعلق یه 20 درصد سپرده داران است. اما نرخ سود بدبختی که مقدار کمی در بانک دارد با گردن کلفت وابسته به دولت برابر است. اگر مالیات هم بگذارند برابر است. این انصاف این مدیران خبیث است. قیمت بلیط مترو برای فقیر و غنی یکسان است و این از عدالت اسلامی است. از یک طرف می گویند می خواهیم نرخ سود را کم کنیم تا نرخ تورم کم شود. ترخ سود کم می شود اما همه چیز بسیار احمقانه و بدون دلیل منطقی گران می شود. مثلا قیمت بلیط مترو 10 برابر می شود اما قیمت بنزین 1.5 برابر. چه کسی مترو سوار است و چه کسی بنزین سوز؟ مترو سوار قشر مستضعف جامعه است.

7- ایجاد اصطلاحات تمسخر آمیز برای قشر مستضعف و حتی فرزانه.: کسی که پول ندارد بی عرضه است! بیکاری از بی عرضگی و تنبلی است!!!! توجه داشته باشید که با این اصطلاحات تنها می خواهند اعتماد به نفس جوانان را بگیرند تا در صدد احیای حقوق خود نباشند. اول از خود بپرسیم پولداران امروز چه کسانی هستند جز بی تفاوت ها به درد مردم و جز عامل درد مردم و دزد و غارتگر مردم؟ کارکنان و کارآفرینان چه کسانی هستند؟ جز کسانی که فن دزدی از بیت المال را می دانند و بدان تکیه دارند؟ اشتغال ها و کارهای امروزی با درامد لازم برای امرار معاش مناسب چیست؟ جز دزدی با ترفندهای مختلف. امروزه تمام شرکت ها و ارگانها کار اصلی شان ظلم و غارت است. درست است که پیش بینی شده در آخرزمان خوبان و فرزانگان و عاقلان به دلیل حکومت ضد ارزش ها، خانه نشین شده اند و جامعه جولانگاه ظالمان می شود. بله دقیقا همین امر اتفاق افتاده است لذا تحت تاثیر اصطلاحات تمسخر آمیز نباشیم که همگی برای توجیه ظلم اند.

از خدا طلب صبر و استقامت برای مبارزه با دولت های کثیف و شرکت های دست نشانده و ظالمان فاسق امروزی داریم. علیرغم تمام مشکلات یاد شده، یه زودی  تمام کالاهای مصرفی  و سیستم اقتصادی کثیف امروزی پوچ می شوند و برای همین خدا در قرآن می گوید انفاق کنید قبل از اینکه چیزی برای داد و ستد وجود داشته باشد!!!!! این آیه حتی اگر به قیامت هم اشاره داشته باشد باید بدانیم یک قیامت زمینی و دنیوی علاوه بر قیامت اصلی وجود دارد که همان اخرزمان در مذاهب است. یعتی پوچ شدگی تمام سیستم های روزی رسانی ظالمانه امروزی. سیستمی که مانند یزید و شمر راه روزی و حتی آب را دارد به روی مردم می بندد و ادعای محق بودن هم دارد.


نظرات()   
   

عمده افرادی که ادعا می کنند روزی دست خداست، کاملا به این موضوع تردید دارند و اتفاقا اغلب قلبا آن را رد می کنند. ذلیل این امر تفسیر مغرضانه از آیه ای از قرآن است که در آن گفته شده که خدا هر که را بخواهد روزی وسیع می دهد و هر که را بخواهد تنگ روزی می کند. می دانیم هیچ پدیده ای بدون اذن و خواسته خدا رخ نمی دهد حتی قتل، اما این به معنای تایید انجام آن عمل از سوی انسان توسط خداوند نیست. به عنوان مثال قاتلی، مقتولی را می کشد و بعد بگوید که عجل مقتول رسیده بود لذا من بی تقصیرم! لذا افراد را در تنگ روزی قرار دان به نحوی که ادامه زندگی برایشان غیر ممکن باشد هرگز مورد تایید خداوند نیست بلکه نتیجه طبیعی ظلم و جنون انسانهای یک سرزمین است.
تنگی روزی بسیار ی از افراد در جامعه خیلی اوقات باعث در معرض مرگ قرار دادن آنها می شود. می دانیم چند نفر بر اثر گرسنگی در ایران می میرند؟ مردن از  گرسنگی به معنای نرسیدن غذا به صورت مداوم نیست که منجر به مرگ فرد شود. بلکه بسیاری هر روز غذا می خورند اما غذایشان آن چنان ناکافی است که سوء تغذیه گرفته و بر اثر سوء تغذیه سیستم دفاعی بدنشان ضعیف می شود لذا مرتب مریض می شوند و بعد از یک یا دو سال جان خود را از دست می دهند. خوب مرگ این افراد که تعدادشان بسیار بسیار زیاد است(در ایران که جامعه اسلامی است!!!) چیزی جز قتل است؟ شرایط مرگ یک نفر را فراهم کردن مگر غیر از قتل است؟ آیا برای قتل حتما باید چاقویی در دست گرفت و بر مقتول زد؟ خیر شرایط زنده ماندن انسانی را سخت کردن به معنای تلاش برای مرگ وی است و این همان قتل و انگیزه قتل است که البته بسیار کثیف برای آن کلاه شرعی گذاشته می شود. چگونه در جوامع بی دینی مثل سوئد کسی از سوء تغذیه نمی میرد؟ آیا خدای سوئدی ها مقدر کرده که روزی همه آنها برسد؟
خداوند در قرآن فرموده که هیچ قومی سرنوشتش مگر به خواست خودش تغییر نخواهد کرد. پس انسانهای یک قوم این قابلیت را دارند که تغییر سرنوشت خود را از خدا بخواهند اما جالب است که در جامعه اسلامی ایران چطور و چگونه مردمش هنوز از خدا نخواستند که این همه مرگ فقرا و این همه در معرض مرگ قرار دادن فقرا توسط ثروتمندان وجود نداشته باشد؟ اگر بر فرض محال خدا بخواهد عده ای بر اثر ظلم بمیرند چرا انسانهای این سرزمین طلب تغییر سرنوشت خود را نکرند؟ چطور در برخی ممالک این تغییر صورت گرفته است اما وجدان مملکت اسلامی در خواب سنگین فرو رفته است؟
آیه ای در قرآن وجود دارد که در آن از زبان کافران این محتوی را  می گوید: اگر خدا می خواست روزی فقیران را بدهد خودش می داد، این اولین توجیه ظلم است. عدم کمک به دلیل این که توجیه  شود که خواست خداست که ما ثروتمندیم و اکثریت فقیرند. توجیه دیگر زحمت برای پولدار شدن است. عده ای می گویند حق کسی است که زحمت می کشد پولدار شود. اولا زحمت تنها برای منافع شخصی چه معنایی جز خودخواهی دارد؟ برای چه یک نفر باید هدفش از زحمت کشیدن مال اندوزی تنها برای خودش باشد؟ یقینا این فرد خواستار وجه تمایزی بین خود و دیگران است و این قطعا از این وجه تمایز قصد فخرفروشی دارد و گرنه چطور حضرت علی زحمت می کشید اما مال اندوزی نمی کرد. چرا در جامعه باید انگیزه کار به فخر فروشی ختم شود؟ چرا باید انگیزه کار به تافته جدا بافته بودن ختم شود. چرا انگیزه برای کار تنها باید سود شخصی باشد و چرا انگیزه کار باید ظلم به دیگران باشد. چرا یک نفر که به خیال خود زحمت می کشد باید این را بپذیرد که انگیزه من برای کار، پولدار شدن خودم است و با آنکه قطعا می داند که پولدار شدن یک نفر به فقیر شدن  چند نفر می انجامد زیرا ثروت زمین محدود است. امروز یک نفر می تواند کل کره زمین را بخرد مسلما نتیجه اش بی زمین ماندن همه انسانهای زمین است!!!(توجه شود که مال اندوزان در قرآن به عذاب بیم داده شده اند) اوج انگیزه و هدف بسیاری از افرادی که مال اندوزی را انگیزه کار می دانند همین است که کره زمین را بخری اما 7 میلیارد انسان دیگر چه؟ این چه انگیزه جنون واریست که تنها دیگر انسانها را از زندگی انسان حذف می کند؟ پذیرفتن تمام این ظلم ها در قالب دین باعث شده که صهیونیست ها بر جهان مسلط شوند زیرا ثروتشان نامحدود است و البته که زحمت کشیدند!! و چون زحمت کشیدند کل دنیا ارث پدرشان شده است!!!! همین امر سبب شده تا ثروتمندان به اصطلاح زحمتکش برای نیروی کار ارزان مردان را از بازار کار حذف نمایند.
جالب است بدانید که آنهایی که میزان پول را به زحمت افراد نسبت می دهند دچار یک تضاد آشکارند که اتفاقا همیشه افراد زحمتکش در جامعه فقیرند!!! کسی به خیال خود چند صباحی درس خوانده است چون چند سال زحمت کشیده دیگر نباید زحمت بکشد و درآمد بالا داشته باشد اما کارگری که مرتب زحمت می کشد معلوم نیست جواب زحماتش کجاست؟ متن به شدت متهم به کمونیستی بودن شد!!!! نه این متن گرایش کومونیستی ندارد. گرایش علی وار بودن دارد. زیرا کمونیسم به زباله دان رفت زیرا می خواست در سیستم مریض و در بین انسانهایی که انگیزه شان از کار چیزی جز فخرفروشی نیست، بهشت را ایجاد کند و البته به هر قیمتی و زور و دیکتاتوری. لذا به تضاد آشکار رسید و متلاشی شد.
وقتی هنوز بشر به این مرحله نرسیده است که انگیزه اش از زندگی و کسب و کار را بداند، حرف از برابری زدن بسیار خنده دار است. وقتی بشر به دنبال برابری است اما برابری را درمعیارها و ملاکهایی تعریف می کند که بسیار پوچ اند لذا این برابری به پوچی می رسد. برابری که همه را یک رنگ کند یعنی همه را مشترک کند چیزی جز شرک نیست. (شرک از اشتراک می آید و انسان به عنوان خلیفه خدا روی زمین باید از اشتراک دوری کند زیرا هر انسان نسبت به دیگر موجودات و دیگر انسان ها یکتا است  دلیلش جز خلیفه خدا بودن روی زمین نیست لذا اشتراک افراطی و تشابه معنایی ندارد .) زندگی در سیستم مدرن با برابر بودن انسانها در تضاد آشکار است لذا در این سیستم نمی توان به برابری واقعی رسید لذا کشورهای کمونیستی که سعی در برابری در جامعه مدرن داشتند به شدت شکست خوردند زیرا اساس جامعه مدرن و انگیزه ادامه آن چیزی جز نابرابری نیست.


  • آخرین ویرایش:جمعه 16 بهمن 1394
نظرات()   
   
شنبه 21 شهریور 1394  05:42

دقت کرده اید که رسانه ها مرتب جوانان را از ازدواج می ترسانند اما گاهی می گویند ازدواج سنت پیامبر است.
 برای این مهم بهتر است که سوره نور آیه 32 را یک بررسی نماییم:
"و البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر در آورید(تا میان مومنان مرد بی زن و زن بی شوهر باقی نماند و از فقر مترسید که اگر مرد و زنی فقیرند به لطف خود انان را غنی و بی نیاز حواهد کرد که خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع است."
 بلافاصله بعد از این آیه به انانکه امکان ازدواج پیدا نکردند توصیه تقوا شده است است. اما تفسیری که از آیه دوم می شود این است که چون عده ای فقیر بودند تقوا پیشه کنند و ازدواج نکنند، دقیقا متضاد با همین آیه قبل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسلما عدم امکان ازدواج تنها دلیل مادی نیست بلکه هزاران دلیل می تواند داشته باشد مثل یک زندانی و ...، درست است که زندانی به طور بیرونی مجبور به زنا نکردن است اما اگر از درون تقوا پیشه نکند تنها عذاب می کشد لذا باید تقوا پیشه کند.
از طرفی حدیث از امام صادق داریم که می گوید"هر کس به علت ترس از فقر از ازدواج سر باز زند از ما نیست" که حدیثی کاملا مخالف تفسیر ازدواج نکردن به علت فقر دارد. پیامبر و سایر معصومین نیز احادیث مشابه این را دارند.
اول از یک طرف با فرهنگ سازی، فرهنگ جامعه را به سمتی می برند که شرایط ازدواج به طور کاذب نزد مردم بالا رود و بعد مرتب در رسانه ها می گویند که توقعات بالاست (در صورتی در واقعیت این گونه هم که می گویند نیست) و بعد تقاسیر مغرضانه هم می کنند.
اما هدف؟
1- عدم ازدواج جوانان برای بهره برداری جنسی از دختران توسط مردان نسل قبل که جای پدر این دختران را دارند. یعنی به جای اینکه از نسل خود این دختران برای آنان شوهر پیدا کنند، می آیند خود از آنان بهره برداری می کنند.
2- تجارت طبق استشمار دختران در کار، در کار دختران را استثمار می کنند و بعد منت استقلال توهمی را به آنها می دهند تا با این تجارت کثیف به مورد 1 بپردازند.
3- بیکاری پسران، پس از استثمار دختران نوبت به بیکاری پسران می رسد تا با دختران امکان ازدواج پیدا نکنند و یا حداقل بهانه ای داشته باشند که به جوانان پسر بگویند که شما امکان ازدواج ندارید تا باز به مورد 1  و نیز مورد 2 بپردازند.
ببینید چه مکرها و ظلم هایی می کنند و ببینید و شناسایی کنید افرادی که در تجرد جوانان نقش دارند و عملا آن را چه با تجارت های خود و چه با تقاسیر خود رواج می دهند، چند وقت پیش در سریالی یک روحانی مجرد بود، چیزی که تا کنون در صدا و سیما سابقه نداشته است. یعنی ترویج رهبانیت . رهبانیتی که پیامبر (ص) علنا اعلام کردند که در اسلام نیست و مسیجیان رهبانی نیز کارشان به تجاوز به کودکان رسید. امیدواریم امام زمان ظلم های مرموز  و پنهان و کثیف را از بین برد اما وظیقه ما؟
1- شناسایی عوامل تاخیر دهنده ازدواج و شناسایی سنخ افرادی که از این امر سود می برند.
2- نترسیدن و توکل به خدا برای ازدواج خودمان و رفع مکرهای شیطانی
3-انتظار فرج




نظرات()   
   
دوشنبه 12 مرداد 1394  05:01

روابط زن سالارانه و حتی زن محورانه نسبت به روابط  مرد محورانه (مرد محوری با مرد سالاری تفاوت دارد و مرد سالاری هدف این پست نیست زیرا مرد سالاری خود مولد فمینیسم هم است) دارای افراط در میل جنسی و لجام گسیختگی جنسی است. مسلما در روابط زن سالارانه، شهوت گرایی افراط گونه و جنون آمیز نام رابطه به خود می گیرد اما رابطه مرد محورانه به تعدیل میل افراط گونه جنسی می انجامد. بسیار قابل تجسم است که تسلط زن خود به خود باعث شهوت گرایی افراطی و جنون آمیز می شود، چیزی که امروزه سادومازوخسیم نامیده می شود. در اصل زن سالاری به معنای شهوت پرستی و نفس پرستی مرد(زن در اصل تجلی یافته همان نفس مرد است) میباشد و برای همین به جنون جنسی می انجامد که دین آن را رد می کند. در این رابطه زن طی یک مدت کوتاهی پرستش شده و بعد مورد تنفر شدید قرار می گیرد که هم مرد را تبدیل به موجودی بی ارزش می کند و هم عملا زن را تبدیل به یک روسپی می کند.

شاید این سوال مطرح شود که در مباحث پیشین گفته میشد که از عواقب زن محوری اختگی است و این موضوع با جمله بالا تضاد دارد. مسلما پس از هر افراط جنون آمیز، تفریطی دیوانه وار هست. وقتی انسانها، معنوی ترین رابطه خود را به طور کامل در شهوت فیزیولوژیکی حل کنند، از آنجایی که انسان موجودی بی نهایت گرا و خداگراست لذا به سرعت در همان شهوت به اشباع رسیده و دچار یکی از بدترین عذابهای این دنیا یعنی اختگی روانی علیرغم عدم اختگی فیزیولوژیک می شوند. یعنی فرد از لحاظ فیزیولوژیک و جسمانی اخته نیست اما از لحاظ روانی اخته می شود. لذا بین نیاز درون خود و پاسخی که محیط به وی داده تضاد شدید می بیند(محیطی که وی را به اختگی روانی دچار کرده است) و عذاب دردناک پوچ و بی معنا بودن زندگی را می چشد و به قحطی وجود میی افتد. این قحطی وجود را عده ای ممکن است که با همجنسگرایی و دنبال تاییدیه گرفتن از دیگران تا مدتی بخواهند دور بزنند اما بعد از امتحان راه و حل های احمقانه شان، دوباره به طور شدید تر به این عذاب دچار می شوند و نیستی واقعی را می چشند. شاید عذاب فیزیکی مثل طوفان و سیل و ... برای رفع این عذاب پیوسته و همیشگی و بدون راه و حل خود نعمتی باشد و این بر سر بعضی اقوام فرود آمده است . اما انسان مدرن هیچ راه خلاصی از عذاب خود ندارد زیرا حجت خدا با پیامبر خاتم بر انسان تمام شده است.


نظرات()   
   

این مطلب از سایت آثارنامه آورده شده است اما با توجه به طولانی بودن مطلب این سایت، در پست های گوناگون کلیه مطالب این سایت به صورت سریالی مورد نقد قرار می گیرد. امیدوارم بینندگان کلیه استدلالهای رایج را که همگی در این سایت بیان شدند را بخوانند و جواب های قانع کننده تمام مطالب انحرافی را دیده و در تمام مکان ها و موقعیت ها بیان نمایند.

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

نگاهی تحلیلی به نقش و جایگاه زن در عرصه اجتماعی ایران

در تقویم جمهوری اسلامی ایران ، 20 جمادی الثانی روز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) دخت گرانقدر نبی مکرم اسلام به عنوان روز زن و روز مادر نامگذاری شده است.
لذا به مناسبت نزدیک شدن به این مناسبت مهم مجله اینترنتی اسرارنامه در سطرهای پیش رو از دیدگاه شخصی خود ، به انجام بررسی و ارائه تحلیلی مختصر از وضعیت زنان ایرانی در طول تاریخ پرداخته است.
در این نوشته وضعیت زنان ایرانی در دوران پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته و در این میان توجه ویژه ای نیز به وضعیت اجتماعی زنان در دارالمومنین سبزوار ، ریشه فرهنگی خراسان ، معطوف شده است.

چند نکته مطرح شده در این متن:

1- در این میان هر چند هریک از دو گروه مردان و زنان همواره نقش و جایگاه با اهمیت و غیرقابل انکار خود را دارند ، اما زنان تا همین چند دهه قبل شاید در نتیجه وجود فرهنگ دیرینه مردسالاری مطلق در اکثر مناطق جهان ، کمتر فرصت می یافتند که توانمندی های خود را به اثبات برسانند و هرچند همواره از نیروی زنان در همه زمینه های پرورش و تربیت فرزندان ، کارهای اقتصادی ، هنری ، فرهنگی و حتی گاهی اوقات سیاسی و نظامی بهره گرفته می شد ، اما شعور عمومی جامعه کمتر به نقش مهم زنان در پدیدآمدن نظام های حاکم اجتماعی ، واقف بود.

پاسخ: آن چیزی که در این مطلب دیده می شود، توهین به جوامع انسانی در گذشته و غرور و تکبر نسبت به انسانهای امروزی است که اغلب منحرف اند.  اگر واقعا زنان باید به اندازه مردان به قول نویسنده،  توانمند نمایی کنند چرا مسئولیت ها در اسلام برای امرار معاش بر عهده مرد گذاشته شده است؟ چرا در قرآن مطرح نشده که زن و مرد هر دو توامند بوده و هر کدام که توامند تر بود و لایق تر، مسئولیت مالی خانواده و قوامیت خانواده بر عهده اوست؟ مگر قرآن کلام خدا نیست و مگر خدا خود مرد و زن را نیافریده است؟

2-
به طوری که هم اکنون در سرتاسر جهان زنان زیادی را می توان مشاهده کرد که در بسیاری از فعالیت های اجتماعی دوشادوش مردان حضور فعال دارند و البته در کنار آن از وظیفه همسری و مادری خود نیز غافل نشده اند.


به ویژه در یک قرن اخیر در اکثر کشورها ، زنان زیادی به جهان معرفی شدند ، که توانستند در زمینه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، مذهبی ، هنری ، صنعتی و اقتصادی و حتی سیاسی به بالاترین سطوح ممکن در مملکت خود برسند. مشاهده شمار زیادی از زنان رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ... همه نشان از آن دارد که دیگر نمی توان ، توانمندی و استعدادهای زنان را نادیده گرفت و انکار کرد.

پاسخ: اگر واقعا از مسئولیت همسری و مادری خود غافل نشده اند پس چرا در تمام این کشورها که نویسنده بدان اشاره کرده است در طی اتفاقا همین یک قرن اخیر خانواده فروپاشی شده است؟ زنان می خواهند خود را به کی اثبات کنند؟ این چه تقاضای سخیفی است که مدام در این سایت از آن صحبت شده است؟ تمام خصوصیات انسان از خداست و جایی برای اثبات کس خاصی نیست زیرا هیچ کس هیچ چیز از خود ندارد و این تلاش مذبوحانه اثبات کسی برای دیگری چیزی جز کفر نیست. متاسفانه تمام جنبش حقوق زنان در دوران مدرن به فکر حقوق زنان نیست بلکه تنها برای همین تلاش مذبوحانه است. خدا خودش مسئولیتی را به مردان داده و این مسئولیت تامین امرار معاش خانواده که بر عهده مردان است خود زاینده رئیس جمهور ، نخست وزیر ، وزیر ، مدیرشرکت های بزرگ تجاری و اقتصادی ، نماینده مجلس ، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ، هنرپیشه ، شاعران بزرگ و ...شدن است. و اینها همه زیر مجموعه مسئولیت تامین امرار معاش خانواده هستند و به خودی خود ارزشی ندارند و اتفاقا زمانی که این چیزها برای خودش ارزش پیدا کرد (هر چیزی برای خودش) نشان دهنده ظهور جهل در بشر بود. چرا باید این ها ملاک قرار بگیرند و حتی اگر هم قرار بگیرند چه کسی از خدا اگاه تر است که مسئولیت زاینده تمام موارد گفته شده را بر عهده مردان گذاشته است؟ 

3- اما پس از ظهور دین مقدس اسلام که منابع تاریخی فراوان برای پژوهش در دسترس است ، به نظر می رسد با وجود آنکه درچند قرن ابتدایی ظهور این دین آسمانی ، دوره های با شکوهی از رونق و توسعه همه جانبه سرزمین های اسلامی مشاهده شد ، زنان هنوز در اکثر جوامع نتوانسته بودند به نقش و جایگاه شایسته خود دست یابند. حتی امروز هم در بسیاری ازکشورهای اسلامی نقش و توانمندی های زنان در جامعه ناشناخته باقی مانده است.


این ایرادی است که بی شک ریشه آن را نه در ماهیت دین اسلام بلکه باید در اجرای ناصحیح تعالیم این دین آسمانی توسط حکام و سلاطین ناعادلی جستجو کرد که علی رغم ظواهر دینی ، رفتارو کردارشان در عمل نشان می داد و نشان می داد که روح تعالیم اسلام را درنیافته اند و بیشتر تلاش و جدیتشان بر سر جنگ قدرت بود تا بر سر اجرای صحیح تعالیم دینی در سرزمین های تحت فرمان خود.


در واقع با وجود پذیرفته شدن دین اسلام توسط عموم مردم و حضور همیشگی عالمان دینی آگاه و مبارز در اکثر مناطق ، حاکمان فاسد در سلسله های پادشاهی با خفقانی که در جامعه ایجاد می کردند ، مانع از آن می شدند که تعالیم دینی به درستی در میان مردم رواج یابد و اجرا شود.


جهل و کم سوادی توده های مردم نیز علت دیگری بود برای مهجور ماندن بخش های مهمی از تعالیم دین مقدس اسلام از جمله آن بخش هایی که در رابطه با نقش و جایگاه زن در جامعه بود.

پاسخ: نقش زنان در اسلام و قرآن چیست؟ مشابه بودن در تعداد وزیر و پست مدیریتی؟ کجای قرآن این تفکر سخیف را قلمداد می کند و تمام این ها همانطور که در مورد 2 هم گفته شد، با تقسیم وظایف قرآن بین زنان و مردان در تضاد است. از طرفی چرا تقاضا در جهت برابر سازی در پست ها و ... می شود وقتی که اغلب مشاغل سخت و خطرناک بر عهده مردان است و کسی در صدد برابر سازی در این حوزه نیست.(حتی اگر فرض غلط نویسند را بپذیریم)

4- امروز برای عموم زنان ایرانی هیچ ممنوعیتی در تحصیل حتی تا عالی ترین سطوح ممکن وجود ندارد حتی حضور دختران و زنان در دانشگاه ها از مردان بیشتر شده است .


در ایران امروز اکثر زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن بسیار پایین و در عالم بی خبری با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند.


امروز زنان ایرانی به راحتی از حقوقی نظیر حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی برخوردارند.


در ایران زنان همچنین در برخی رشته های ورزشی حضور فعال دارند و نیز حق رانندگی اتومبیل برای زنان کاملاً پذیرفته شده است . علاوه برآن برای حضور زنان به شرط رعایت حجاب اسلامی در برنامه های صدا و سیما به عنوان مجری ، میهمان یا کارشناس و ایفای نقش در سریال های تلویزیونی ، فیلم های سینمایی و تئاتر به عنوان بازیگران نقش های اول یا دیگر نقش ها ، هیچ منع و محدودیتی وجود ندارد.

پاسخ: تحصیل تا مقاطع بالا را در ایران اجبار کرده اید و نه آزاد!!! ، به دلیل بیکاری و عدم مدیریت درست، به جای اینکه کار به جوانان بدهید، مرتب آنها را بدون هیچ هدفی و نیازی وارد دانشگاهها کردید و تنها سن ازدواج آنها را بالا بردید که باعث ایجاد این همه فساد حتی نسبت به زمان قبل از انقلاب شد. بسیاری از دختران در حالی که در عالی ترین سطح آموزشی هستند که دیگر دختر نیستند و عفافت خود را از دست داده اند و انگاه این افتخاری است برای شما و یا اسلام؟

اگر به قول نویسنده این مطلب،  زنان در انتخاب همسر خود مختار هستند و دیگر مانند گذشته در سن پایین و در عالم بی خبری و با تصمیم مستبدانه خانواده های خود به حجله هیچ مردی نمی روند دلیل عمده اش عدم خواستگار برای انان است که این هم از برکات نویسنده هایی این چنینی است. در این متن نویسنده با کمال بی ادبی به خانواده های ایرانی در طی قرن ها توهین کرده است در صورتی که خانواده دلسوز ترین نهاد برای دختران خود است و حداقل از نویسنده مذکور دلسوز تر است. اجازه پدر برای عقد دختر را تصمیم مستبدانه نامیده است. و به طور پنهان روابط نامشروع را تبلیغ کرده است. زیرا چگونه دختری می تواند مختار برای انتخاب همسر باشد؟ چگونه شناخت پیدا کند؟ زن و دختر دارای میل جنسی ثانویه هستند و در رابطه می توانند علاقه مند شوند و نه مانند مردان با نگاه. زیرا اگر بخواهند مختار همسر خود را انتخاب کنند باید در ارتباط خارج از ازدواج با فرد باشند. نویسنده حتی به طور پنهان به پیامبر هم توهین کرده است زیرا پیامبر فرموده:«مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ لَا تَحِیضَ‏ ابْنَتُهُ‏ فِی بَیْتِه» از سعادت مرد آن است که دخترش در منزل وی خون حیض نبیند. اما ایشان کاملا بر خلاف پیامبر بالا رفتن سن ازدواج را سعادت دانستند. از نظر ایشان بالا رفتن سن ازدواج دختران و افزایش فساد ناشی از ان دستاورد است.

نویسنده بیان کرده که زنان حقوق حق رأی در انتخابات ، داشتن شغل دولتی و حتی به دست گرفتن برخی پست ها و مناصب مدیریتی را دارند. اما از حقوق ابتدایی و فطری شان محروم شده اند. باید اغلب تمام اوقات خود را تنها باشند یا زناکار شوند. 

5-

البته بعضی از موضوعات دیگر نظیر اجبار حجاب ، سهم کمتر زنان در ارثیه نسبت به مردان ، حق طلاق در زندگی زناشویی و تعدادی دیگر از مسائل از این دست ، پیرامون حقوق زنان ایرانی هنوز در داخل و خارج از کشور مورد مناقشه است که در اینجا اسرارنامه بازهم بدون ورود به این موضوعات که هریک جای بحث مفصلی دارند ، به یک نتیجه گیری کلی از وضعیت زنان ایرانی می پردازد.


در واقع با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، با اطمینان بیشتری به این نتیجه می رسیم که زنان ایرانی در دهه های اخیر در مسیر رشد و بازپس گیری شمار زیادی از حقوق از دست رفته خود قرار گرفته اند. در همین مدت قدرت و منزلت زن ایرانی تا بدان حد رسیده است که نه تنها زنان در انتخابات های مختلف حق رأی دارند ، بلکه حتی حق انتخاب شدن نیز برای آنان وجود دارد. به طوری که در اکثر دوره های مجلس شورای اسلامی و یا شورای اسلامی شهر و روستا نام تعدادی از زنان در لیست نامزدهای تأیید صلاحیت شده انتخاباتی به چشم می خورد.برخی از این زنان حتی در یک یا چند دوره ، رأی اعتماد مردم را جلب کرده اند.

پاسخ: عملا حتی حجاب و ... را قصد دارد تا زیر سوال ببرد و هیچ اشاره ای به نفی مواردی که کاملا بر خلاف قرآن است نکرده است.

عملا دشمنی این افراد که با نام دین از حقوق زنان دفاع می کنند با اسلام و قرآن و پیامبر و حضرت علی، طبق موارد اشاره شده مشهود است. اینان دشمن حضرت علی اند. اینان از ابن ملجم مرادی بسیار بدتر و خطرناک تر اند.



نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :10  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
html] [/html]