تبلیغات
کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - ماجرای عدم تمکین زن و راهکار پوسیده و بی اثر قانون برای آن

شاید زیاد در جامعه شنیده باشیم که قانون یک طرفه با مردان است و برای زنان اختیاری قائل نشده است و این همیشه موضوع بحث محافل خبرنگاری ، سایت های خبری و حقوقی است که امروزه بدجوری هم توسط زنان بلوکه و اشغال شده است. در این میان صدایی که شنیده نمی شود صدای مردان است.

گویی جامعه در خوابی عمیق فرو رفته و مشکلات اقتصادی و سیاسی آنقدر همه را مشغول به خود کرده که کسی متوجه این نیست که بودن قدرت مطلق در دست مردان افسانه ای بیش نیست و به لطف مردان ساده انگاری که بیشتر کرسی های قانوگذاری را اشغال کرده اند، نه تنها قدرت مطلق در دست مردان نیست بلکه باید فکری هم به حال مردان بیچاره کرد.

تقریبا تمامی حقوق شرعی مردان توسط کلک شرعی و یا رجوع به عرف حاکم بر جامعه یا استناد به الحاقیه های قوانین بین المللی از میان برداشته شده و یا بی اثر شده است.

زمانی که قدرت مطلقی مانند مهریه وجود دارد، حق طلاق ناقابل چیزی نیست وقتی که قانون چشمش را بر نشوز زن و عدم تمکین او می بندد و او را صرفا از نفقه محرم می کند! آن هم در روزگاری که منع اشتغال و منع تحصیل زوجه که ناشزه است توسط شوهر امکان پذیر نمی باشد و دخالت ها و حمایت های مادر عروس و خانواده احساسی یا سرکش او بر شعله های این آتش می افزاید.

امروزه دختران زیادی با استفاده از همین حربه برای فرار از اذن پدر و آزاد شدن تن به ازدواج با پسری را می دهند و پس از مدتی با عدم تمکین و از بین رفتن بکارت خود مهریه های خود را از پسر قربانی می گیرند و به خوشگذارنی مشغول می شوند. یا با دوست پسر سابق خود رابطه برقرار می کند و یا آزادانه به هرزگی می پردازند و مهریه ای را که حال به صورت قسطی یا نقدی از شوهر بدبخت می گیرند خرج عیاشی ها خود می کنند و با تحصیل و کار و گسترش حضور اجتماعی ، خود را در معرض اغیار قرار داده و به ریش پدر و شوهر خود می خندند.

و اینجا این قانون ناقص نه تنها چشم بر روی روابط آزاد زن بسته و راه اثباتی هم معمولا وجود ندارد، بلکه شوهر بیچاره راهی هم مانند جلوگیری از اشتغال و تحصیل یا ایجاد هر گونه محدودیت برای برگرداندن او  و یا پیشمان کردن او ندارد و باید مهریه زنی را بپردازد که قانونا طلاق نگرفته ولی عملا از طلاق هم آزادی های بیشتری به دست آورده است. و چه بسیار مردانی که گرفتار این مکر زنانه شده اند. تا کی قانونگذار و سیستم قضایی می خواهد چشمش را بر روی این واقعیت اظهر من الشمس ببندد و تا چه حد میخواهد این گناه و این فساد تداوم یابد و کی می خواهد بساط این اپیدمی برچیده شود.

این شرایط اغلب خانواده های جدید را درگیر خود کرده و بخش زیادی از نشاط و پویایی،خلاقیت و سازندگی، روحیه دینی و اعتقاد به نظام را از جوانان گرفته است و به شدت از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. زنی که دنبال آزادی و ولگردی است و مردی که دنبال نجات است و به امید اینکه مهریه بخشیده شود طلاق نمی دهد و این هر دوی اینها و کل جامعه را به گناه و فساد می کشاند و قربانی اصلی این وضع هم مردان هستند و این ظلمی بزرگ است.

خداوند رحم کند.


نظرات()   
   
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 21:27
Good day very nice site!! Man .. Beautiful .. Superb ..
I'll bookmark your web site and take the feeds additionally?
I am glad to search out a lot of useful information right
here within the submit, we want develop extra strategies in this regard, thanks
for sharing. . . . . .
How do you get a growth spurt?
دوشنبه 16 مرداد 1396 15:06
Undeniably believe that which you stated. Your favorite reason seemed to be
on the web the easiest thing to be aware of. I say to you, I
definitely get irked while people think about worries that they plainly do not know about.
You managed to hit the nail upon the top and also defined out
the whole thing without having side-effects , people could take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
Can stretching help you grow taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:22
It's perfect time to make some plans for the future and it is time to be happy.
I have read this post and if I could I wish to suggest you some interesting things or tips.
Perhaps you can write next articles referring to this article.

I wish to read even more things about it!
shontaslinger.jimdo.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 14:58
Have you ever thought about writing an ebook or guest authoring on other sites?
I have a blog centered on the same subjects
you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my
viewers would value your work. If you are even remotely
interested, feel free to send me an e-mail.
Foot Complaints
شنبه 14 مرداد 1396 19:05
Having read this I thought it was very informative.

I appreciate you taking the time and effort to put this information together.
I once again find myself spending way too much time both reading and leaving comments.
But so what, it was still worthwhile!
http://gennalaitila.weebly.com/blog/what-is-a-inferior-calcaneal-spur
یکشنبه 8 مرداد 1396 21:25
Today, I went to the beach front with my children. I found a sea shell
and gave it to my 4 year old daughter and
said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She put the shell to her ear and screamed. There was
a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants
to go back! LoL I know this is completely off topic but
I had to tell someone!
Can Pilates make you look taller?
شنبه 7 مرداد 1396 18:32
Everything is very open with a very clear description of the challenges.
It was truly informative. Your website is very helpful.
Thanks for sharing!
Why does it hurt right above my heel?
یکشنبه 25 تیر 1396 03:14
It's very easy to find out any topic on net as compared
to books, as I found this article at this web page.
How do you prevent Achilles tendonitis?
یکشنبه 25 تیر 1396 02:06
My coder is trying to convince me to move to .net from
PHP. I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on several
websites for about a year and am nervous about switching
to another platform. I have heard excellent things about blogengine.net.
Is there a way I can transfer all my wordpress content into it?
Any help would be really appreciated!
foot pain goes away and comes back
دوشنبه 12 تیر 1396 15:34
Wonderful blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem
to get there! Many thanks
Jannie
شنبه 3 تیر 1396 15:37
I'm very happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and not the accidental
misinformation that is at the other blogs. Appreciate
your sharing this best doc.
جمعه 2 تیر 1396 15:36
از شنیدن مشکلاتی که برای شما و دختر معصومتان پیش آمده، واقعا ناراحت شدم. امیدوارم پاداش صبرتان را بگیرید و دخترتان هر چه زودتر بهبودی کامل پیدا کند. من شرایط شما را درک می کنم چون خودم مریض داری کردم و فشارهای روحی و مالی که دارد را تجربه کردم. من به شما توصیه می کنم که صبور باشید، این تجربه خود منه، اگه صبور می موندم و به خدا توکل می کردم، الان وجدانم آسوده بود. فقط صبور باشید.
علی
شنبه 27 خرداد 1396 08:24
نتیجه گیری
درود برشما
من خلاصه شرح زندگی فلاکت زده خودم ودختر خردسال ومعصوم وبی گناهم را که مورد ظلم وتاخت وتاز و ویرانی زن ومادر زن نادان ومتعصب وخود خواه وبی انصاف قرار گرفته تقدیم داشتم تا اولا جوانان برایشان درس عبرتی باشد.در ثانی کارشناسان و اندیشمندان و دلسوزان وحقوق دانان و انسان دوستان در پی پیدا کردن ریشه های این معضلات جامعه باشند قبل از اینکه .جامعه دچار پیچیدگی های بیشتر و ویرانی گردد.
در ضمن از ارائه هر گونه راهنمائی ونقل ممنون خواهم شد.
به امید روزی که در مملکت ما هم مثل جوامع پیشرفته دیگر قوانین ازدواج وطلاق و سایر قوانین بر اساس عقل ومنطق وانسان دوستی ونه بر اساس تعصب های کور کورانه تدوین وبه اجرا درآید.
علی
جمعه 26 خرداد 1396 08:34
۱۰
درود برشما
-در شرایط تنزل اخلاقی جامعه در ایران.ورواج دروغ وریا وبی اعتمادی .
-باوجود قوانین خانواده ویران کن.
-باوجود تضادها واختلاف طبقاتی شدید .
-با وجود دادگاههای فوق العاده شلوغ وپرونده های بیشمار .
-با وجود اصرار خانواده ها بر مهریه بالا به بهانه بالا بردن شخصیت دختر .
-با وجود قوانین ناقص ومتضاد .
-با وجود وکلای تاجر پیشه ودروغگو .
-با وجود قضات وقضاوت های بدون وقت گذاشتن وصحبت وبرسی ومطالعه دقیق واقعیت ها ورای دادن منصفانه .
- با وجود هزینه های هنگفت دادرسی -واخواهی - کارشناسی -هزینه های وکیل -هزینه تمبر و هزار جور هزینه های دیگر ودهها بار رفت وآمد برای یک موضوع به دادگاه ها و وجود راه های فرار واذیت وآزار بخصوص برای تمکین زن وبازی ومسخره گرفتن شان انسان ها.
-با وجود نبودن کار ودر آمد و امید به آینده.
-با وجود نبودن امنیت فردی واجتماعی برای کودک بیچاره .
- وبودن هزاران مشکل زندگی ونبودن حامی ومدافع حقوق بشر وحقوق کودک.
-متاسفانه با حاکم بودن شرایط بالا به زن بجای آموزش زندگی کردن وعشق ومحبت به خانواده داده شود راه های حقه بازی -کلک - باج گیری -زیاده خواهی -فرار از مسئولیت - آزار واذیت -عدم تمکین عام وخاص -بد اخلاقی - هرزه گری - وفساد اجتماعی یاد داده میشود . تا بجان مردان جامعه بیافتند. وخودشان مشغول کارهای طراحی شده باشند .
--- در این شرایط زن گرفتن دیوانگی وبچه دار شدن جنایت است .
علی
جمعه 26 خرداد 1396 02:59
۹
چیزی که بیشتر از همه ما را رنج می دهد سوء استفاده از دخترم توسط این مادر ومادر بزرگ است .با روح وجسم این طفل معصوم همیشه بازی کرده ومیکنند .دقیقا می دانند که من وپدر ومادرم .پدر بزرگ ومادر بزرگ چقدر عاشق وشیفه این طفل معصوم وبی گناه هستیم به همان اندازه با شیوه های متفاوت ورفتارهای عجیب قریب که فقط از یک بیمار روحی ساخته است انجام می دهند .در سالهای گذشته در حضور ما بابچه چنان رفتار میکرد تا اشک او را در آورد ؟ اگر اوعلاقه داشت منزل پدر بزرگ برود مانع می شد . ولی هرموقع خودش میخواست برای خرید لباس و فر فر بیرون برود میگذاشت منزل پدر ومادر من .دختر نازنین من حتی حق نداشت جلوی پدر بزرگ شادی کند وخوشحالی بچه گانه نشان دهد چنان چشم غره می رفت وخط ونشان میکشید که او ساکت وسر بزیر میشد.بقول خودش دیسیپلم داشت .منزل ما با پدر بزرگ نزدیک بود .دخترم هر موقع از مهد کودک می آمد نگاهی به درب منزل پدر بزرگ می انداخت وسوت میزد یعنی پد بزرگ من آمدم از مهد دوستت دارم ولی حسادت مگر میگذاشت بچه شادی کند وپدر بزرگش خوشحال بشه فورا دست جلوی دهنش میگذاشت وانگشت روی گلوش که ساکت شو وگرنه شب وقت خواب از بوس و قصه خبری نیست اون بچه هم خفقان می گرفت .اگر من هم حرفی میزدم جنجال میشد .
وقتی در بیمارستان درپی آی سی یو بستری شد وگلویش را سوراخ کردند وتراک نصب شد و ۹ ماه هروز دهها بار ساکشن میشد . همین زن بما میگفت من همان نقطه ای که فشار میدادم این طفل معصوم ساکت بشه وجلوی شادی کودکانه اش را میگرفتم همان نقطه را سوراخ کردند و اظهار پشیمانی میکرد واشگ میریخت .میگفت دیگه آن دختر شیرین زبان من حتی لباش را نمی تواند جمع کند ویک قطره آب از گلوش پایین بره .اما حالا دوباره بد تر از آن کار ها را با این طفل معصوم میکند . مخصوصا در هر دادگاه برای آزار وعذاب ما می آورد . در هر دعوا وکلانتری می آورد . چون استفاده ابزاری بکند . تو خود حدیس مفطل بخوان از این محفل ؟
آیا این رفتار شنیع وزشت وغیر انسانی با یک کودک مریض وعلیل ورنج کشیده اسیر جزء کودک آزاری وشکنجه ماواو نیست .ما از نظر انسانی وانسانیت تا چه حد تنزل کرده ایم . چشمها کور وگوش ها کر شده است . دردی بالا تر از این که دستت زیر گیوتین این زن ومادر زن جنایتکار باشد ومرتب باج خواهی کنند وتو نتوانی نفس بکشی .
ادامه دارد
علی
پنجشنبه 25 خرداد 1396 18:38
۸
درود برشما وتشکر از ابراز همدردی وبیان واقعیت توسط سرکار خانم پروین .پدر من با هوشمندی وتجربه بسیار ومنطق درست بمن توجه جدی دادند.ولی من متاسفانه کور شده بودم .کر شده بودم .پدرم آینده را می دید من نوک دماغم رامی دیدم .حالا من مستحق این بد بختی ها هستم . اصلا پدرم اشکالات اساسی از این دختر وخانواده اش گرفت .چون شنیده بودسالها قبل بدلیل بد رفتاری های مادر با همسرش او خودکشی کرده بود و این دختر در کنار مادر ودر خانه ای بدون پدر بزرگ شده بود که اختلافات خانوادگی وحشتناک داشتند .پدرم گفت این دختر اول از همه عقده ایست بعد کم خونی داردو مهریه باید اندازه ای باشد که بلافاصله در دفتر خانه پرداخت کرد .اینکه میگویند کی داده کی گرفته مسخره است تعارف است .تو اجازه بده ما ۲۰ خانواده را خواستگاری کنیم اگر گفتی این دختر از همه بهتر است این را انتخاب کن .متاسفانه من هیچکدام از حرفهای پدرم را گوش نکردم و چون از پدرم حساب میبردم فشار به مادرم آوردم که او پدرم را مجاب کند.می دانستم پدرم به مادرم احترام میگذارد.از طرفی .بعدها فهمیدم غده های زیادی با سن کم در سینه دارد .بعد ها معلوم شدکه .ضعف اعصاب داره -حسود است -بخیل است -زیاده خواه است-بی انصاف است -دروغگو ومتظاهر است.در بیرون از منزل با همه بگو بخند داره وشیک میگردد ولنز میزند ودر منزل بد اخلاق وبد لباس وعینک ته استکانی .پرخاشگر وفحاش وبد دهن -انتقام جو -سرد بی احساس -بی تحرک -بی نشاط -منفی نگر -ودهها اشکال اخلاقی ورفتاری که مبین یک زن ناسازگار و بیمار روحی ودو قطبی است .
ادامه دارد
پروین
پنجشنبه 25 خرداد 1396 12:36


الان اکثر مرد ها دو حالت دارن:
1.زندانی:یا به خاطر مهریه سال هاست در زندان به سر میبرند.
2.اسیر و برده:یا بازم به خاطر مهریه(تهدید زن به اجرا گذاشتن) سال هاست دارن بردگی یه زن رو میکنن.از ترس اینکه زندانی نباشن سال هاست تبدیل به برده شدند.

اولی رو همه میبینن و متوجه میشن.تعدادش زیاده.
دومی رو هر کسی متوجه نمیشه.اکثر مرد ها هم به خاطر حفظ ظاهر و آبرو دومی رو انتخاب میکنن.با اینکه اولی تعدادشون خیلی زیاده ولی دومی چنین برابر بیشتره.

حالا تصور کنید چه تعداد از مرد های کشورمون آزادی انسانی دارن.

پروین:علی جان با توئم
پنجشنبه 25 خرداد 1396 12:30


ببخش ناراحتت کردم.لازم بود اینا رو بگم.

پروین:علی جان با توئم
پنجشنبه 25 خرداد 1396 12:29


من با مردهایی مثل تو همدردی میکنم و از شنیدن این ظلم ها داغون میشم که البته این ناراحت شدن ها نشانه ی انسانیت هر فردیه و به من به این ناراحت شدنم میبالم.از ته دل آرزو دارم شما خوشبخت باشی ولی....
ولی بهم حق بده که از دستت عصبی باشم.میخوام بزنم لهت کنم.
آخه مگه آدم عاقل از یه سوراخ چند بار گزیده میشه؟مگه این همه زندانی مهریه رو ندیدی؟مگه این همه مرد های بدبخت و ذلیل رو ندیدی؟چرا درس عبرت نگرفتی؟مگه همه ی اونایی که الان بابت مهریه تو زندان هستند موقع خواستگاری و قبل ازدواج دختره و مادرش تهدید به اجرا گذاشتن مهریه کردن؟مگه اونایی که الان سال ها در زندان هستند قبل ازدواج و در جلسه خواستگاری از دختر یا مادرش بداخلاقی دیدند؟نه برادر من.همشون قبل ازدواج به خوش اخلاقی و خوش برخوردی یه فرشته بودند.چون در اون زمان(قبل عقد)هنوز در موضع ضعف هستند و خرشون هنوز روی پله.چرا بعد این همه زندانی مهریه هنوز هم مردانی پیدا میشن که مهریه بالا میکنن و میفتن زندان؟آخه مگه شما مرد ها عقل ندارید؟
چرا فک میکنی این یکی با بقیه دخترا فرق میکنه و هیچوقت وحشی نمیشه و ستم نمیکنه؟چرا اول عاشق میشی بعد ازدواج میکنی؟
اول باید ازدواج کنی بعد عاشق بشی.تازه اونم اگه لیاقتشو داشت.
دارم منفجر میشم از حرص.از دست این مرد های کودن.....

پروین
پنجشنبه 25 خرداد 1396 12:13


خواهش میکنم.امکانش هست از داستان زیر به عنوان یه پست استفاده کنید؟برای عبرت گرفتن پسران عالیه.

علی
پنجشنبه 25 خرداد 1396 06:56
علی
۷
درود برشما
نقشه شیطانی این زن بی عاطفه و خود خواه ومادر زن لجوج وکینه ای ومریض روحی روانی . در شرایطی که همه می بایستی به این طفل معصوم وبی گناه کمک کنیم . بچه را گروگان گرفته واز همه بدتر برای تحت تاثیر قرار دادن دادگاهها اورا در کمال بی شرمی به محیط های کثیف دادگاهها می آورند.پدر ومادر من فقط در روزههای دادگاه می آمدند که یک جوری اورا سرگرم کنند که فشار روحی زیادی به او وارد نشود .
حالا شکنجه روحی وجسمی همه ما من وپدر ومادر و دخترم چند برابر شده بود .
من که از شروع گرفتاری مریضی دخترم تا حالا نزدیک دوسال بیکار وشب وروز در فکر تدارک بهبود دخترم و همچنین رفت وآمد به دادگاههای وقتگیر وپر هزینه واعصاب خوردکن بودم . از نظر مالی هم بشدت در فشار بودم .
در تمام این مدت پدر ومادر عزیزم با اینکه تحت فشارهای روحی وجسمی بودند ازمن ودخترم حمایت های مالی ومعنوی می کنند.
تلاش همه ما این بود که مسایل غیر انسانی زن ومادر زن را نزد دخترم ساده وبی اهمیت جلوه دهیم تا لطمه کمتری به جسم ضعیف وبیمار وروح لطیف او وارد نشود .ولی بارها خود ابراز میکرد که مادر بزرگ زندگی ما را نابود کرد وبانی وباعث او واو به جهنم میرود.
ماکه نمی خواستیم روح لطیف بچه با کینه آزرده شود مرتب به او یاد آوری میکردیم همه تو را دوست دارند .
متاسفانه در منزل مادر بزرگ وجلوی بچه دائما حرف دادگاه وطلاق وتوهین به من در جریان است ودخترم به انها اعتراض میکند ومیگوید چرا به پدرم توهین میکنید همه اینها بخودتان برمیگردد.
پدرم از طریق نامه وبوسیله پرستار بچه چندین بار اعلام کرده که همه ما باید بفکر بهبود وسلامتی بچه باشیم .نه این کارهای مخرب برای جسم وروح بچه . بیایید بنشینیم ببینیم خواسته چیه توافق کنیم حل کنیم.
ولی مادر بزرگ کینه ای و زن پول دوست کتبا جواب دادند که این بچه طلاق است ومن سرباز امام زمانم ومیجنگم .؟ من که نفهمیدم جنگ باکی وبرای چی ؟

ادامه دارد






علی
چهارشنبه 24 خرداد 1396 18:35
علی
۶
درود بر شما
ما واقعا مانده بودیم درمانده بودیم .در مقابل رفتار وحشیانه مادر بزرگ و مادر .دستمان زیر گیوتین آنها بود .جگر گوشه ناتوان ومظلوم وبی دفاع به گروگان میرفت مقاومت من هم تا همین جا بی حاصل بود .از بردن او هم به منزل مادر بزرگ با شناختی که از قبل از آنها داشتم ریسک خطرناکی بود .سالها قبل مادر بزرگ بلایی سر همسرش می آورد که او خود کشی میکند .
از فردای آنروز ترس ونگرانی من تحقق یافت .از ورود من به منزل مادر بزرگ شیطان مجسم برای کار درمانی ودادن روحیه ممانعت گردید .
با هزینه مظاعف مجبور شدم هرروز پرستار خصوصی را به آنجا بفرستم وبا آژانس دخترم را به کادرمانی وآب درمانی ودندانپزشکی واصلاح حفاظ گردن و دهها کا نیمه کاره ببرد .
تا روند بهبود دورانی طلائی او متوفق نگردد .از اینکه تصور اینکه جگر گوشه ام دور از من بدست آدمهای غیر مسئول وبرای باج خواهی افتاده . شدیدا افسرده میشدم. ولی با تمام این احوال تلاش شبانه روزی وهم آهنگی های لازم با مراکز درمانی وپرستار وپرداخت هزینه انجام میشد.
راضی شده بودم برای آرامش وپیشرفت سلامتی جگر گوشه ام حد
اقل در هفته یک روز اورا ببینم وبا دست ها وگردنش کارکنم.
برای این حق قانونی وانسانی من هم پیش شرط تعین کردند .1 -حتما در تمام مدت حضور من پرستار ازقبل وبعد در منزل باشد 2- همراه خودم طبق خواسته آنها وسائل آرایش ولباس وشال وکفش وکیف و... را کمد به کمد خالی کنم وبرای خانم ببرم.ورسید هم نمی دهند درغیر اینصورت حق رفتن ودیدن فرزندم را ندارم .در زمان ملاقات من با دخترم هم درکمال بی احترامی در اطاق کناری خود را محبوس میکردند.
مدتی به این منوال گذشت دیدیم دادخواستهای استرداد جهیزیه و مهریه ونفقه پشت هم آنهم از دادگاههای قلعه حسن خان 80 کیلومتری از آدرس منزل ما می آید.
برای اینکار وکیلی متقلب وبد جنس ودروغگو پیدا کرده بودند که به دروغ آدرس خود او را در آنجا داده بود .
در تحقیقات محلی معلوم گردید تماما دروغ وبرای آزار واذیت ودر فشار قرار دادن من است .
متاسفانه دادگاهها هم علی رقم گزارشهای مستند ومدلل وقت وحوصله وتوجهی بدان ننمودند.
واساسا بدلیل ازدیادمراجعین قاضی پروندها فقط چند لحظه برای هر پرونده وقت میگذارند ولی پولی که میگیرند سربه فلک میزند.


..ادامه دارد.
علی
چهارشنبه 24 خرداد 1396 05:39
۵
درود بر شما.
او زن روزهای خوشی مسافرت خرید خانه ولباس وطلا و رفاه وجمع کردن پول بود زن روزهای سخت نبود بمحض اینکه زندگی کمی سخت شد نقشه رها کردن در سر داشت .
دخترم طفل معصوم وبیگناه با گاواج و تراک ومحافظ گردن ۵ ماه بود که روی تخت بیمارستان تحت مراقبت بود ونیاز به تقویت روحی وجسمی شدید داشت .من وپدر ومادرم با مجوز بیمارستان کمک وکارهای پرستاری وتقویت روحیه اورا جانانه انجام می دادیم ضمن اینکه پرستار خصوصی نیز گرفته بودیم.
شرایط یکنواخت بیمارستان کم کم برای دخترم سخت میشد وبا مشورت بیمارستان در پی تدارک امکانات لازم ودستگاهای پزشگی از جمله ونتیلاتور -ساکشن -ملاتون- اکسی متر -نرمال سالین- ودهها وسیله وامکانات پزشکی و پرستار برای انتقال او به منزل تدارک دیدیم.
در اسفند ماه ۹۵ خوشبختانه با تمام پیش بینی های لازم فرشته زیبا وکوچولوی مرا به منزل بردیم. لحظه پر اضطراب ولی شادی بخشی بود.
از بدو ورود به منزل نیز من وپدر ومادرم مثل پروانه با امید فراوان وپشتکار بدور فرشته کوچولو بودم وهیچکدام خواب وخوراک نداشتیم .خدا راشکر کاردرمانی ها وبلع درمانی بخوبی جواب میداد وروز به روز ولحظه به لحظه و ذره ذره پیشرفت داشتیم وامیدوار.وبه بچه با انواع شادی ها روحیه ی دادیم غافل از اینک مادر ومادر بزرگ سنگدل در پی اجرای نقشه ترک منزل وطلاق هستند ودنبال بهانه .
در ۹ ماه گذشته مادر بزرک حتی یک بار هم برای دیدن نوه اش به بیمارستان ومنزل ما نیامده بود البته تلفنی با دخترم صحبت میکرد وهر بار با صحبت بااو خبر هایی به بچه میدادند که او را به گریه می انداختند واینک بزودی می آییم مادرت را میبریم.
هرقدر من با مادر زنم تقاضا وتمنا کردم شما بیایید نزد دختر ونوه تان دوران طلایی بهبوداین بچه است .گوش که نمیکرد که هیچ با پر رویی ولجاجت وتوهین وتهدید به طلاق میکرد .
تا اینکه در خرداد ماه ۹۵ بدون موافقت واجازه من تمام رشته هایمان پنبه شده ومادر بزرگ با فحاشی وتهدید به طلاق دخترش را برد وطفل معصوم وبیگناه من مثل گنجشگ دست وپا شکسته ودست بسته بدنبال آنها رفت ومن وپدر ومادرم درکمال حیرت ونا باوری واشگ ریزان او را با حسرت بدرقه کردیم . ودلمان خون بود چون نمیدانستیم چه آینده شومی در انتظار این بچه است .
ادامه دارد
علی
سه شنبه 23 خرداد 1396 11:17
۴
با درود بر شما
من باتوجه به خصوصیات اخلاقی ورفتارهای غیر متعارفی که از شریک زندگیم میدیدم ازجمله بهانه جویی -پرخاشگری - بی انصافی-زیاده خواهی -بد اخلاقی -ولخرجی - افراط در خرید لباس ولوازم آرایش و ... -باج خواهی -غر زدن -در بیرون از منزل برای همه شیک ولی در منزل عین روح سرد وبد لباس -فحاش -منفی نگر - فقط به فقط دلخوشی ام دخترم پاره تنم بود .وامید وار بودم با وجود او تحمل همه سختی هاوناملایمات را خواهم داشت .
متاسفانه در آبان ۹۴ طفل معصوم دچار تب وسرما خوردگی وسینه پهلوی شدید میشود که مادرش در منزل خوددرمانی میکند وهنوز بچه طفل معصوم با بیماری دست وپنجه میزده بدون مشورت باخود خواهی تمام ونا آهاهی واکسن آمفولانزا میزند و روز بروز حال بچه بدتر میشود اورا به منزل مادرش میگذارد وسر کار میرود مثل روزهای قبل .
حال بچه بعد از دور روز آنقدر وخیم و وخیم میشو د که مادر بزرگ تلفن به دخترش می زند که بیا بچه در حال خفه شدن است . دیگه کار از کار گذشته بود وما بلافاصله اورا به اورژانس بیمارستان تخصصی کودکان در بلوار کشاورز رساندیم .طفل معصوم قدرت تنفس نداشت ودست وپا وگردن در اختیارش نبود-
خدا می داند چه حالی داشتیم
او پی آی سی یو منتقل شد وکارهای مختلف پزشکی روی او انجام میشد .که ذکر جزئیات آن صدها صفحه خواهد شد .جا دارد از دکتر بدو- دکتر مدرسی- دکترحسنی -خانم مینایی -خانم قوینچیان -خانم جعفری-خانم ملکی ودهها انسان شریف ودلسوز تشکر وقدر دانی نمایم.تشخیص جهش ویروس در تداخل های پیش آمده وعفونت مجاری تنفسی والتهاب نخاع و تحت تاثر قرار دادن تمام اعضاء گردن وتنفس وبلع ودست پا وگردن بوده .پیگیرهای پزشگی و تامین نیاز های مختلف بیمارستانی وهم آهنگی های لازم همه جانبه بطور شبانه روزی توسط من وپدر ومادرم بی درنگ انجام میشد.ودر طول مدت ۵ ماه که دختر معصومم در بیمارستان با مرگ وزندگی جدال میکرد مادرش در منزل مادر بزرگ که نزدیک بیمارستان بود استراحت میکرد وحتی یک شب به منزل مشترکمان سر نزدبجز شب اول که آنهم برای بردن طلاجات ومدارک ولباسها بود. خدا میداند من چه حالی داشتم .چندین بطور وحشتناک مریض شدم که پدر ومادر عزیزم درکنار من بودند . ادامه دارد
سامان
دوشنبه 22 خرداد 1396 19:31
با تشکر از مطلب پرمحتوا و خوبتون
بسیار منطقی و هوشمندانه به موضوع پرداختید
پروین
دوشنبه 22 خرداد 1396 14:03


علی لطفا ادامه ی داستانت رو بنویس.
مدیر و نویسندگان انجمن لطفا از این داستان استفاده کنید.

پروین
دوشنبه 22 خرداد 1396 14:00


مرد ها خوب متوجه میشن که وقتی غرور یک مرد زخمی میشه چه اتفاق وحشتناکی برای روح و روان این مرد رخ میده.چه برسه به اینکه یه مرد سال ها به شدت تحقیر و ذلت رو تجربه کنه و غرورش مثل دونه های شکر خورد بشه.این مرد دیگه چیزی برای از دست دادن نداره و هر کاری از دستش بر میاد...

پروین
دوشنبه 22 خرداد 1396 13:56


این مرد هایی که سال ها تحت ظلم و ستم قرار میگیرن و ذلت رو تجربه میکنن همشون مثل هم منطقی نیستند.بعضی هاشون تصمیمات هیجانی میگیرند و شروع میکنند انتقام گرفتن از همه ی زن ها.درست مثل داستانی که از هیتلر برامون میگن.این زن سالاری حاکم بر دنیا داره هیتلر های زیادی رو میسازه و در نهایت فمینیسم(زن سالاری) موجب افزایش خشونت های فیزیکی و روانی و تجاوز های جنسی علیه زن ها میشه.
خوشبختانه مردان نسبت به زنان کمتر تصمیمات احساسی میگیرند و منطقی تر عمل میکنند.

علی
دوشنبه 22 خرداد 1396 04:34
3
وقتی بذرترها با مهریه بالا مخالفت کردند . مادر این دختر با هم دستی باهم فیلم ونمایشی راه انداختند که در آن شرایط من خانواده را مجبور به پذیرش خواسته ها نمودم ومتاسفانه بعد از ازدواج متوجه شدم که مهریه بالا شمشیری بود بالای سر من برای تسلیم خفت وخواری وسکوت وباج دادن متوجه شدم این دختر کم خونی دارد واختلال هورمونی وتعدا زیاد غده در سینه و دروغگو وبازیگر و در نیجه غلطی که خودم کردم بودم باید هر طور بود تحمل میکردم وهر چه او میخواست تن می دادم ۵ سال از زندگی ما گذشت ومن بخاطر اشتباه بزرگی که کرده بودم سکوت کردم . تا اینکه با نیرنگ وحقه ودروغ دیگر ما داشتیم بچه دار می شدیم .با دنیا آمدن دخترم من دیگه فقط نوکر دست ه سینه خانم بودم .چاره ای نداشتم با کوچگترین حرف وخواسته جنجال بپا میشد .او بی توجه به اینکه همسری درکنارش هست فقط به بچه توجه داشت .با این فکر که بچه دختر است هرموقع خواستم ور میدارم میرم منزل مادرم وهمسر م را تحت فشار میگذارم ودر سن ۵ سلگی دخترم چندین بار وهر بار چند ماه ترک منزل کرد وبا پا در میانی پدرم او ودخترم به منزل بازگشتند و من هم بخاظر دختر عزیزم تحمل وصبر وشکیبایی در حد اعلا نشان می دادم وتنها به خواسته های آنها توجه داشتم ودلم به همین خوش بود وراضی بودم . ولی متاسفانه اتفاق تلخ ووحشتناکی داشت زندگی ما را دگرگون می کرد. ؟ ادامه دارد
علیa
یکشنبه 21 خرداد 1396 10:55
۲
خانواده دختر بااستفاده از حیله گری دروغ وظاهر سازی آنچه مد نظر شان بود بر من تحمیل کردند وبه اصطلاح در باغ سبز دروغین نشان دادند از جمله : محبت کردن -احترام گذاشتن - پذیرایی کردن-نشان دادن اهل منطق بودن -مظلوم نمایی - وخواسته های خودشان را با بزرگنمایی زندگی شان وحامی داماد بودن در زندگی و ..........برای من جا انداختند وحالا میفهمم تماما نمایش دروغین بوده ومهریه سنگینی آنهم به بهانه حفظ آبروی خانوادگی واینکه مهریه را کی داده کی گرفته بر گرده من گذاشتند.و متاسفانه من هم که تجربه نداشتم و به حرف بزرگتر گوش نکرده بودم زندگی خودم وبزرگترها را داشتم وارد جهنم واقعی میکردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30
آخرین پست ها
html] [/html]