کفسابی انجمن حمایت از حقوق مردان - آمار نگران کننده خشونت علیه مردان/ عوامل موثر کدامند

خشونت علیه مردان

به دلیل ترس از قضاوت اطرافیان، مردان معمولا در مقابل خشونت های خانگی و یا بیرون از خانه که بر آنها اعمال می شود سکوت اختیار کرده و به محاکم قضایی مراجعه نمی کنند.
فعالان حقوق زن نیز از این موقعیت سو استفاده کرده و با چسباندن خود به کودکان و با انتشار آمار های خشونت علیه زنان و مانور آماری و جوی سازی های رسانه ای، خواستار تصویب قوانینی جهت منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند و طرح ها و لوایح با بند های زیادی برای این موضوع در دست بررسی است  بی آنکه سخنی از خشونت های علیه مردان در میان باشد و کسی اصلا مردان را به حساب آورد!
معاونتی که نام آن معاونت زنان و خانواده است، چگونه می تواند تنها به زنان بپردازد؟ چرا باید این قانون فقط برای منع خشونت علیه زنان باشد؟ آیا با آن چیزی که حداقل از نام این معاونت بر می آید نباید این باشد که مردان هم بعنوان نیمی از خانواده مورد توجه آن قرار گیرند؟
چرا نباید این قانون تحت عنوان کلی قانون منع خشونت باشد تا همه افراد جامعه را در برگیرد؟!!!


سال گذشته، پزشکی قانونی کشور به پرونده بیش از هزار و500  مرد رسیدگی کرده است که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده بودند.

به گزارش ایران، شواهد نشان می‌دهد، خشونت خانوادگی علیه مردان روند روبه رشدی در جامعه دارد؛ هرچند این قشر عمدتاً به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و اجتماعی و ترس از قضاوت اطرافیان و به مضحکه گرفته شدن، از مطرح کردن شکایت خود در محاکم قضایی خودداری می‌کنند.

هر از گاهی صدایشان می‌آید، فرقی نمی‌کند سرظهر باشد، عصرباشد یا آخرشب. اول ازلیچارهای زن شروع می‌شود و چند دقیقه بعد صدای مرد در می‌آید که انگار حال و حوصله‌ای برای بحث و جدل ندارد. کم کم، بگو مگوها مثل شعله آتش کم جانی آرام آرام گر می‌گیرد و ولوم صدای طرفین بالا و بالاتر می‌رود: «تو اون شب چرا جلوی مادرت با من بد حرف زدی؟چرا جواب مادرت رو ندادی که مدام داشت بهم تیکه مینداخت!آخه از دستت چیکار کنم؟به کی پناه ببرم و... . .»مرد هم که می‌خواهد کم نیاورد صدایش را روی سرش می‌اندازد: «خوب کاری می‌کنم؛ با آدمی مثل تو باید همین کاررو کرد تا توباشی که پاتو از گلیمت درازتر نکنی».

آخرش هم زد و خورد و صدای گریه و زاری زن و حرف از طلاق و بیرون زدن مرد از خانه با صدای محکم بسته شدن در خانه و... دیوارهای خانه‌های نوساز هم آنقدر نازک شده‌اند که چه بخواهی، چه نخواهی، صدای جیک توجیک همسایه بغلی را می‌شنوی! چه برسد که دعوا باشد، دست خودمان که نیست صدایشان می‌آید.

دعوای زن و شوهری که عجیب نیست به قول قدیمی‌ها نمک زندگی است ولی گاهی این نمک از حدش می‌گذرد و خیلی شور می‌شود. دکترها هم هرروز می‌گویند که مصرف نمک زیاد بیماری با خود می‌آورد حالا چه فرقی می‌کند با غذا باشد یا با دعوا و کتک کاری زن وشوهری!

از قدیم اختلافات زن و شوهری و زبانم لال کتک کاری بوده ولی نه به حدی که فراگیر باشد و البته همیشه کسی که دستش را روی زنش بلند می‌کرد حرف‌ها و نگاه‌های تند مردم او را سخت پشیمان می‌کرد، قدیمی‌ها مثل‌های خوبی داشتند و می‌گفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست.

حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مردهمسایه‌شان رابرایم تعریف می‌کند، انگار دارد صحنه‌هایی از فیلم کمدی را جلوی چشمانم اکران می‌کند. اصلا غیرقابل باوراست که یک مرد چطور از دست زن کتک می‌خورد! عجیب است، شاید هم یک شوخی است!پیش خودم تصور می‌کنم که یک زن 50-40 کیلویی چطور می‌تواند یک مرد 90-80 کیلیویی را که از نظر جسمی و قدرت 2برابر خودش است، مغلوب کند حتماً مثل آن قسمت کارتون تام وجری که موش کوچک دم گربه را می‌گرفت و روی هوا می‌چرخاند و به گوشه‌ای پرت می‌کرد. خنده دار است به‌خدا.

همکارم می‌گوید که شب‌ها صدای مشاجره‌های‌شان را می‌شنود، صدای شکسته شدن ظرف‌های شیشه‌ای و چینی آن هم نه از سوی مرد خانه بلکه از طرف زن شنیده می‌شود و صدای سیلی و مشت و لگد وصدای مرد که سعی دارد با صدای آرام که کسی نشنود به زنش بگوید نزن نزن. بعدش هم به جای اینکه مرد از خانه بیرون بزند زن جوان با عصبانیت و در حالی که سوییچ ماشین را روی انگشتش فر می‌دهد از خانه بیرون می‌زند و پیش از رفتن فریاد می‌زند «برمی گردم، خانه نباشی ها».

 تفاوت واکنش‌های مردانه و زنانه

عجب روزگار غریبی است. این را تا حالا نشنیده بودیم که مرد از دست زن کتک بخورد، بیشتر شبیه کمدی است تا واقعیت ولی بررسی این سوژه حاکی از آن است که خشونت علیه مردان در جامعه‌مان رخ می‌دهد و نمی‌شود آن را نادیده گرفت. ولی چه اتفاقی می‌افتد که کتک کاری در محیط خانه رخ می‌دهد، موضوعی است که باید از زبان روانشناسان و کارشناسان جویا شد.

دکتر مسعود غفاری، روانشناس در این باره به ایران می‌گوید: «زنان همیشه دارای ژست و فیگور مظلوم‌نمایی هستند، براحتی ستمدیدگی خود را بزرگ نمایی کرده و با چاشنی گریه مظلومیت خود را به دیگران نشان می‌دهند و چون به ظاهر نیروی جسمانی و در موارد زیادی هم نیروی مالی مردها بیشتر نمایانگر است، ستم دیدگی یک زن از نگاه همگانی پذیرفته‌تر می‌شود و این ستم دیدگی به او یک نوع معصومیت و حتی اعتبار می‌بخشد این در شرایطی است که بیان چنین ستم دیدگی و آزار برای یک مرد ضد ارزش، شرم آور و گونه‌ای توهین به خود تلقی می‌شود. از آن سو معمولاً زنانی که قربانی خشونت همسرانشان می‌شوند، کبودشدگی بدن را به عنوان سند نشان داده و هیچگونه احساس منفی از این کار دریافت نمی‌کنند.

دکتر غفاری عقیده دارد که  خشم، ترس، غم و شادی از هیجان‌های طبیعی هر انسانی است و هر کسی می‌تواند هم به جا خشمگین باشد و هم از چیزهای منطقی مانند سرعت بالا، پرخوری، سیگار و مواد مخدر بترسد. هر انسانی در رو در رو شدن با مسائل غم زا، غمگین شده و در روبه‌رو شدن با مسائل شادی بخش از خود خوشحالی و هیجان نشان می‌دهد ولی در رابطه با مسائل خانوادگی مواردی دیده می‌شود که یک رفتار پرخاشگرانه که می‌توان آن را مدیریت و هدایت کرد به شکل خام، کور و غیر منطقی و مشکل‌آفرین می‌شود.

او درباره اینکه چرا مردهایی که قربانی خشم همسران‌شان می‌شوند، برای شکایت از وضعیت به وجود آمده کمتر به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند، توضیح می‌دهد: «چنین اقدامی از سوی یک مرد ننگ محسوب می‌شود. آنها می‌گویند که اگر من از زنم کتک بخورم ترجیح می‌دهم برادرم نداند اما در مقابل زنان قربانی خشونت‌های خانوادگی ترجیح می‌دهند، همه خشونت همسران‌شان را بدانند. یک زن براحتی به پزشکی قانونی می‌رود اما این برای یک مرد افت بشمار می‌رود چون ارزیابی بیننده یا شنونده در مورد او خراب می‌شود.

«هر گاه پایه اندیشه خشم باشد، گفتار به شکل ناسزا، فحاشی، بد گویی و بددهنی و رفتار هم به شکل کتک کاری و زد و خورد بروز می‌کند.»


 آمارها چه می‌گویند

آمارها حاکی از این هستند که در7ماهه نخست سال 93 از میان 45هزار و 555 تنی که قربانی خشونت شده و به پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند، هزار و384تن مرد بوده اند؛ این در حالی است که به گفته یک منبع آگاه در پزشکی قانونی (که البته نمی‌خواهد اسمی از وی برده شود) تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی می‌شوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پرونده‌های مفتوحه است.
این منبع در ادامه می‌افزاید: «مردان به دلایل بسیاری تحت آسیب جسمی و روحی از سوی همسران خود قرار می‌گیرند ولی به خاطر اینکه مرد هستند از شکایت صرفنظر می‌کنند البته عده‌ای هم هستند که به دلیل اینکه می‌ترسند از سوی مردان یا زنان دوست و آشنا و فامیل مورد تمسخر قرار بگیرند از طرح شکایت و مراجعه به پزشکی قانونی خودداری می‌کنند.»

این پزشک متخصص در تشریح یکی از پرونده‌هایش در این زمینه می‌گوید: <سال پیش مردی برای معاینه پیش من آمد و ادعا کرد که 10سال است همسرش وی را تحت آزار جسمی و روحی قرار می‌دهد، پس از معاینه مشخص شد که وی بارها با اجسام سخت بدنش مجروح شده است و قطع ارتباط با خانواده‌اش او را دچار ناراحتی‌های روحی و روانی کرده است.»


 تغییر نقش زنان در پیدایش خشونت

چندی پیش در یکی از صفحات روزنامه، ماجرای پرونده رسیدگی به درخواست طلاق مردی 70-60ساله نظرم را به خود جلب کرد. پیرمرد می‌خواست به زندگی 40ساله‌اش پایان دهد. وی در تشریح درخواست به قاضی گفته بود که در طول سال‌ها زندگی همسرش وی را به انواع مختلف چه روحی و چه جسمی آزار داده بود. پیرمرد از توهین‌ها و پرتاب وسایل آشپزخانه به سویش برای قاضی پرونده‌اش تعریف کرده بود. نمی‌دانستم به حال پیر مرد توی روزنامه بخندم یا گریه کنم.

البته در ادامه این گزارش، همسر پیرمرد در دفاع جانانه از خودش گفته بود که 30 سال در یکی از ادارت دولتی کار کرده و حاصل دستمزدهای 30 ساله‌اش را به زندگی تزریق کرده و حق خود می‌دانسته که برای زندگی و همسرش تصمیم‌گیری کند.

دکتر سمیرا یزدانی روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقش‌ها نیز تغییر می‌کند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی می‌دهد. در چنین شرایطی، ترس‌های خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.

فرار از زنانگی مسأله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز می‌کند اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلاً زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشم‌شان را نشان می‌دهند اما امروز با تغییر الگو‌های جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت می‌دهد، زن‌ها نقش‌های مردانه را بر عهده می‌گیرند و حتی گاهی اوقات این نقش‌ها به خاطر نقش زنانه تقویت می‌شود که البته جامعه هم این نقش‌ها را تحسین می‌کند به عنوان مثال از این منظر زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام می‌دهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تأثیر می‌گذارد چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود می‌گیرد.»


به گفته دکتر یزدانی ، نوع ابراز خشونت زنان نسبت به گذشته فرق کرده و آنها در ناخودآگاه‌شان از نوعی مکانیسم جبران استفاده می‌کنند. این نوع پرخاشگری که از سوی زنان حالت مستقیم پیدا کرده ، روند تغییر در جامعه را نشان می‌دهد با این حال آمار مراجعه مردانی که قربانی خشونت‌های جسمی و روانی همسران‌شان می‌شوند به مراتب کمتر از زنان است که یک دلیل عمده آن هویت مردانه و ترس از قضاوت‌ها است. (آمار مراجعه بخاطر غرور مردانه و خجالت کمتر است نه اینکه تعداد آن کمتر باشد)

 افزایش خشونت علیه مردان در کشورهای دیگر

باید اشاره‌ای به وضعیت مردان در کشورهای دیگر کنیم، طبق آمارهای سازمان‌های مردم نهاد در کشورهای دیگر در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونت‌های خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزارتن در سال است. به طور مثال در یکی از مناطق کشورهای همسایه که مردسالاری مشهود است خشونت علیه مردان رشد فزاینده‌ای داشته تا حدی که از سال 2008تعداد شکایت‌های مردان از 32مورد به تعداد163درسال2013رسیده است. جالب است مردان این کشور در شکایت هایشان مصادره شدن دستمزدشان یا راه ندادنشان به خانه و جلوگیری از دیدار با فرزندانشان را از سوی زنان خود عنوان کرده‌اند و این در حالی است که برخی از دادگاه‌های این منطقه از پذیرفتن شکایت مردان از زنان جلوگیری می‌کنند و اجازه این کار را به آنان نمی‌دهند.
با توجه به تغییر نقش زنان در جامعه این‌طور به نظر می‌رسد که نقش روانشناسان برای پیشگیری و جلوگیری از خشونت‌های خانگی پررنگ‌تر از گذشته شده است و باید تدابیری اندیشید که کانون خانواده بدون هیچ درگیری و اختلاف و خشونتی به یک محیط امن برای زن و شوهر و فرزندانشان تبدیل شود.



نظرات()   
   
مهرداد
جمعه 12 تیر 1394 12:15
با حرف احسان کاملا موافقم همه ی بدبختی هایی رو که ما میکشیم از دست همجنس های احمق خودمونه که در راسشون نسل قبل از ما هستن این اتیش رو اونا روشن کردن که حالا ما داریم توش میسوزیم.ولی دیگه این بازی به اخرای خط پایانش رسیده نسل جدید عاقل تر از اونی هستن که زیر بار حرفای مسخره برن.
جالب !
پنجشنبه 11 تیر 1394 07:57

به عکس دوم لینک زیر دقت کنید
امکانات تکمیل است حتی در حد آنتن
جالب!
پنجشنبه 11 تیر 1394 07:56

به عکس دوم مطلب لینک دقت کنید!
امکانات تکمیل است حتی در حد آنتن!
احسان
پنجشنبه 11 تیر 1394 01:01
متاسفانه مشكل همیشه زنان و فمنیست و دولتمردان نیستند . مشكل خیلی جاها از خود ما مرد هاست .
مرد ها یه جور مازوخیست (خود آزاری) در وجودشون هست و البته بسیار هم اهل لاف زدن هستن .
مثلا همین بحث مهریه . جوانی كه حقوق ماهیانه اش 1 میلیون تومنه میره و مهریه 500 سكه ای (معادل 500 میلیون تومان) رو میپذیره . خب این كاملا نشون میده كه طرف یا مشكل روانی خود آزاری داره یا اینكه میخواد بگه خیلی مرده كه همچین تعهدی كه نمیتونه ادا بكنه رو میپذیره كه البته بازم مشكل روانی داره .

خواهشا هم كسی نگه جامعه اینو عرف كرده چون جامعه دقیقا یعنی من و شما . وقتی منو شما نپذیریم یعنی جامعه نپذیرفته . مطمئن باشید شما اگر چند جا هم برید خواستگاری و اونا بهتون دختر ندن اتفاقا كار مثبتی كردین چون اینطوری خانواده های دختر متوجه میشن كه پسر ها دیگه پپه نیستن كه مهریه آنچنانی بپذیرن .
باز هم میگم . به جای اینكه اینقد فمینیست و زنان رو بكوبید در ابتدا به مرد ها یاد بدین كه تعهدات الكی و چندین برابر حد توانشون رو نپذیرن درست همانطور كه اسلام و قرآن میگه . مؤمن به وعدش وفا میكنه نه اینكه بری 500 سكه مهر كنی اونوقت 5 سكه هم نپذیری . یه جنبشی راه بندازین كه بچه های اینجا اگر واسه خواستگاری هم رفتن فقط و فقط بگن 14 سكه حتی اگر مطمئنن كه اونجا دختر بهشون نمیدن . این كار باعث میشه كه خانواده های دختر دار متوجه بشن كه دیگه كسی دخترشون رو با مهریه سال تولد و ارقام نجومی عقد نمیكنه
چهارشنبه 10 تیر 1394 18:47
عالی بود دوستان!
هرچند خیلی مفصل بود اما به مطالب پر مغزش می ارزید.
با سپاس از زحمات شما عزیزان و با آرزوی توفیق بیش از پیش برای شما بحق همین ماه عزیز!
چهارشنبه 10 تیر 1394 15:58
این هم آخرین نمونه خشونت علیه مردان:
اعتراف زن خیانتکار به شوهرکشی
چهارشنبه 10 تیر 1394 15:58
این هم آخرین نمونه خشونت علیه مردان:
اعتراف زن خیانتکار به شوهرکشی
میلاد حمیدی
چهارشنبه 10 تیر 1394 12:07
نیا مجله ای فمینیستی با مشارکت سوئد و انگلیس و چند کشور اروپایی با تیراژ 20000 تای در عراق برای الگو سازی برای زنان عراقی که با همکاری زنان پارلمان عراق منتشر می شود...
پا را از توانمند سازی زنان فراتر گذاشته است.
شهردار بغداد هم که یک زن است و توسط سپاه بدر عراق منصوب شده است از حامیان این نشریه است.
سپاه بدر هم که نمیدونیم کی ایجاد کرده در عراق ولش کن اصلا.
میلاد حمیدی
چهارشنبه 10 تیر 1394 11:57
دروغ پردازی و شایعه پراکنی برای سلیطه کردن زنان تا چه حد؟
بیچاره
چهارشنبه 10 تیر 1394 09:15
تشکر از دوست عزیز بابت این پست فوق العاده... واقعا بسیار دقیق و پر محتوی بود


اما می خواهم به یکی از عوامل خشونت علیه مردان که اصلا به آن اشاره نمی شود و عامل اصلی آن "تغییر هویت زنان" در "جمهوری اسلامی ایران" است بپردازم....


با خیلی از دوستانم که صحبت می کنم از داشتن نعمت خواهر بسیار خوشحال هستند و شاد.... اما با پرس و جوهایی که می کنیم همه این افراد، خواهرانی دارند از خودشان "کوچکتر"

در میان اعراب رسم قشنگی وجود دارد که اسلام نیز به نوعی بر آن صحه می گذارد... اینکه اگر در یک خانواده، فرزند اول و ارشد دختر باشد، پدر را با نام "پسر" می خواند... مثلا اباالحسن و ...
همچنین در احکام مربوط به میت داریم که تمام وسایل شخصی پدر، مثل تسبیح و انگشتر و .... برای "پسر ارشد" است، هر چند شاید خواهرانی بزرگتر از خود داشته باشد...
همیچنین می فرمایند که نماز و روزه ی قضای پدر و مادر "بر عهده پسر بزرگتر" است هر چند خواهرانی بزرگ تر از خود داشته باشد... این احکام به نوعی نشان می دهد که اگر در خانواده ای دختران، از پسران از نظر سنی بزرگتر هم بودند دلیل سیادت آنها بر پسران نیست...
اما وقتی دلیل عمده پیشرفت فمنیست همین سوء استفاده از اسلام می شود، و باعث می شود که دختران دارای شغل باشند و پسران در گوشه ی خانه، کنج عزلت و ذلالت را اختیار کنند، و پدرهای ما که همان پدرهای و مردان مروج زن سالاری هستند طرف دخترانشان را بگیرند قضیه فرق می کند... شاید برای شما غیر قابل باور باشد یا به قول نویسنده عزیز، "شاید به نظرتان کمدی باشد" که ظنر تلخی است...
اینجا می شود که خواهرم دستش را بالا می برد و بر صورتم سیلی می زند و غرورم را هم می شکند ... قسمت با مزه داستان آنجاست که پدر هم مدافع دخترش می شود...
اینجا می شود که من حق ندارم به خواهرم بگویم "تو" ولی او حق دارد انواع "فحاشی" را انجام دهد...
به نظرم این نوع خشونت را فراموش کرده بودید....
بیچاره
چهارشنبه 10 تیر 1394 09:15
تشکر از دوست عزیز بابت این پست فوق العاده... واقعا بسیار دقیق و پر محتوی بود


اما می خواهم به یکی از عوامل خشونت علیه مردان که اصلا به آن اشاره نمی شود و عامل اصلی آن "تغییر هویت زنان" در "جمهوری اسلامی ایران" است بپردازم....


با خیلی از دوستانم که صحبت می کنم از داشتن نعمت خواهر بسیار خوشحال هستند و شاد.... اما با پرس و جوهایی که می کنیم همه این افراد، خواهرانی دارند از خودشان "کوچکتر"

در میان اعراب رسم قشنگی وجود دارد که اسلام نیز به نوعی بر آن صحه می گذارد... اینکه اگر در یک خانواده، فرزند اول و ارشد دختر باشد، پدر را با نام "پسر" می خواند... مثلا اباالحسن و ...
همچنین در احکام مربوط به میت داریم که تمام وسایل شخصی پدر، مثل تسبیح و انگشتر و .... برای "پسر ارشد" است، هر چند شاید خواهرانی بزرگتر از خود داشته باشد...
همیچنین می فرمایند که نماز و روزه ی قضای پدر و مادر "بر عهده پسر بزرگتر" است هر چند خواهرانی بزرگ تر از خود داشته باشد... این احکام به نوعی نشان می دهد که اگر در خانواده ای دختران، از پسران از نظر سنی بزرگتر هم بودند دلیل سیادت آنها بر پسران نیست...
اما وقتی دلیل عمده پیشرفت فمنیست همین سوء استفاده از اسلام می شود، و باعث می شود که دختران دارای شغل باشند و پسران در گوشه ی خانه، کنج عزلت و ذلالت را اختیار کنند، و پدرهای ما که همان پدرهای و مردان مروج زن سالاری هستند طرف دخترانشان را بگیرند قضیه فرق می کند... شاید برای شما غیر قابل باور باشد یا به قول نویسنده عزیز، "شاید به نظرتان کمدی باشد" که ظنر تلخی است...
اینجا می شود که خواهرم دستش را بالا می برد و بر صورتم سیلی می زند و غرورم را هم می شکند ... قسمت با مزه داستان آنجاست که پدر هم مدافع دخترش می شود...
اینجا می شود که من حق ندارم به خواهرم بگویم "تو" ولی او حق دارد انواع "فحاشی" را انجام دهد...
به نظرم این نوع خشونت را فراموش کرده بودید....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها
html] [/html]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو